یکشنبه 26 تیر 1390  09:26 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 4 مرداد 1390 09:19 ب.ظ
توسط: مهدی

به یاد او همه غم ها ز سینه دور شود

دلم به رغم سیاهیش غرق نور شود

همیشه منتظرش بودم ای خدا مپسند

که بعد مردن ما جمعه ی ظهور شود . . .

http://www.pic.iran-forum.ir/images/3xbjcxxjkuv5dsnr3oto.jpg

یک روز نسیم خوش خبر می آید

بس مژده به هر کوی و گذر می آید

عطر گل عشق در فضا می پیچد

می آیی و انتظار سر می آید . . .



تعجیل در ظهور حضرتش صلوات...

   


نظرات()   
سه شنبه 2 خرداد 1391  11:10 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 2 خرداد 1391 11:14 ق.ظ
توسط: مهدی


هنگامی كه به وضع كنونی جهان نظر می‌افكنیم و سیر صعودی جنایتها، جنگها و خونریزی‌ها، كشمكش ها، و اختلافات بین المللی و گسترش روز افزون مفاسد اخلاقی و اجتماعی را مشاهده می‌كنیم، پرسشهایی برایمان مطرح می‌شود كه:
آیا اوضاع كنونی جهان به همین منوال پیش خواهد رفت؟
آیا دامنه این جنایتها، خیانتها و كشتارها همچنان گسترش خواهد یافت؟
آیا این كشور گشایی ها، توسعه طلبی‌ها و ظلم و ستم های بی حد و مرز همچنان ادامه خواهد داشت؟
آیا این همه انحرافات عقیدتی و مفاسد اخلاقی و ظلم‌های اجتماعی همچون باتلاق متعفنی، بشریت را در كام خود فرو خواهد برد؟ یا این كه روزنه امیدی برای نجات بشر و اصلاح جامعه وجود خواهد داشت؟
در پاسخ این سوالات مهم باید گفت: از نظر عقل و اندیشه سالم، روزنه امیدی برای نجات و اصلاح بشر وجود دارد و سرانجام روزی فراخواهد رسید كه این ابرهای سیاه و تاریك و طوفان‌های مرگبار و سیل‌های ویرانگر فتنه و فساد از میان خواهد رفت، آسمان صاف و روشن و آفتاب تابنده و درخشان به دنبال خواهد آورد، و این گرداب های مخوف و هولناك برای همیشه در برابر بشر نخواهد بود، و در افقی نه چندان دور نشانه‌های ساحل نجات به چشم می‌خورد، چه آن كه جهان در انتظار یك مصلح بزرگ الهی است كه با یك قیام عظیم و گسترده همه عالم را به نفع حق و عدالت دگرگون خواهد نمود، و بشریت را از تیرگی، ظلم، فساد، ستم و تباهی نجات خواهد داد.
برای روشن شدن مطلب، به دو دلیل عقلی توجه فرمایید:
الف: نظام آفرینش به ما این درس را می‌دهد كه جهان بشریت سرانجام باید به قانون عدالت تن در دهد، و خواه ناخواه تسلیم یك نظم عادلانه و پایدار گردد.
توضیح مطلب این كه: جهان هستی تا آنجا كه می‌دانیم مجموعه ای از نظام‌های عالم است، وجود قوانین منظم در سرتاسر این جهان، دلیل بر یكپارچگی و به هم پیوستگی این نظام است و مساله نظم و قانون، یكی از جدی ترین و اساسی ترین مسایل این جهان محسوب می‌شود.
از منظومه‌های بزرگ جهان گرفته تا یك ذره «اتم» - كه میلیونها از آن را می‌توان بر روی نوك سوزنی جای داد - همه و همه تابع یك نظام دقیق و معین و برنامه حساب شده ای می‌باشند.
دستگاه‌های مختلف بدن انسان نیز از ساختمان یك سلول كوچك گرفته تا مغز، اعصاب، قلب، ششها و سایر اعضا و جوارح آدمی همه و همه دارای آنچنان نظم دقیقی هستند كه هر كدام از آنها مانند یك ساعت بسیار دقیق در بدن انسان كار می‌كند، و ساختمان منظم دقیق ترین كامپیوترهای جهان در برابر آنها بسیار ناچیز و كم ارزش می‌نماید.
به طور خلاصه، با یك نگاه ساده به جهانی كه در آن زندگی می‌كنیم به این حقیقت می‌رسیم كه جهان هستی در هم و برهم نیست، بلكه تمام پدیده‌ها بر یك خط سیر معینی حركت می‌كنند، و همه دستگاههای جهان هستی همچون لشكر انبوهی كه به واحدهای منظمی تقسیم شده باشند به سوی مقصد معینی به پیش می‌روند.
بنابراین، آیا در جهانی این چنین كه انسان «جزء» این «كل» است، می‌تواند به صورت یك وصله نامنظم و نا همرنگ، با جنگ و خونریزی و ظلم و ستم اجتماعی زندگی كند؟!
آیا بی عدالتی ها و فسادهای اخلاقی و اجتماعی كه نوعی بی نظمی است می‌تواند برای همیشه بر جامعه بشریت حاكم باشد؟!
آیا خدایی كه در نظام شگفت انگیز جهان هیچ یك از نیازهای موجودات عالم را از نظر لطف و عنایتش دور نداشته، و به انسان چشم بینا، گوش شنوا و عقل و هوش كافی عنایت فرموده است می‌توان گفت كه: بشریت را به حال خود رها ساخته است تا همچنان در وادی ضلالت و گمراهی گام بردارد، و با بی نظمی و بی عدالتی به زندگی خود ادامه دهد؟!
آیا ممكن است خداوندی كه این چنین نیازمندیهای انسان را تامین می‌كند او را از وجود یك راهنمای دانا و توانا و معصوم كه با غیب این عالم در ارتباط بوده و بشریت را به راه سعادت و خوشبختی رهنمون شود، محروم سازد؟!
تردیدی نیست كه از نظر عقل و اندیشه، برای برقراری نظم و قانون و جلوگیری از هرج و مرج و ریشه كن شدن فتنه و فساد، و اجرای قسط و عدالت، وجود رهبری الهی و آسمانی لازم و ضروری است.
به همین دلیل است كه امیرمومنان‌علیه السلام در یكی از سخنان خود در «نهج البلاغه» می‌فرماید:
«اللهم بلی، لا تخلو الارض من قایم لله بحجه اما ظاهرا مشهورا، و اما خایفا مغمورا، لیلا تبطل حجج الله وبیناته».(72)
«آری بار خدایا! زمین هرگز از حجت خدا خالی نخواهد بود كه یا ظاهر و آشكار، و یا ترسان و نهان خواهد بود، تا حجتها و دلایل روشن پروردگار باطل نگردد».
بنابراین، نتیجه ای كه از این بحث به دست می‌آید این است كه مشاهده نظام هستی و جهان آفرینش ما را به این حقیقت متوجه می‌سازد كه سرانجام جهان بشریت و جامعه انسانیت نیز در برابر نظم و عدالت سر تسلیم فرود خواهد آورد، و به مسیر اصلی آفرینش باز خواهد گشت.
ب: سیر تكاملی جامعه‌ها نیز دلیل دیگری بر آینده روشن جهان بشریت است؛ زیرا ما هرگز نمی‌توانیم این حقیقت را انكار كنیم كه جامعه بشریت از روزی كه خود را شناخته است پیوسته در حال پیشرفت بوده و رو به كمال و ترقی حركت نموده و هیچ‌گاه در یك مرحله توقف نكرده است.
در جنبه‌های مادی، از نظر خوراك، پوشاك و مسكن، و تهیه سایر لوازم زندگی، روزی در ابتدایی ترین شرایط زندگی قرار داشته، و امروز بر خلاف زمان‌های گذشته، به مرحله ای رسیده است كه عقل ها را حیران و چشمها را خیره ساخته، و به طور مسلم این سیر صعودی باز همچنان ادامه خواهد یافت.
از نظر علوم و دانش و فرهنگ نیز پیوسته رو به سمت جلو حركت نموده، به اختراعات و اكتشافات جدید و مدرنی دست یافته، و روز به روز كشف تازه و تحقیق جدید و مطلب نوی را در این زمینه به دست آورده است.
این «قانون تكامل» سرانجام شامل جنبه‌های اخلاقی و معنوی و اجتماعی نیز می‌شود، و انسانیت را به سوی یك قانون عادلانه، و صلح و عدالت پایدار، و فضایل اخلاقی و معنوی به پیش می‌برد، و اگر امروز می‌بینیم كه مفاسد اخلاقی در دنیای كنونی رو به فزونی است و بشریت در گرداب فساد و تباهی دست و پا می‌زند، این خود نیز زمینه را برای یك انقلاب تكاملی، سرانجام آماده می‌كند.
البته ناگفته پیداست كه هرگز نمی‌گوییم كه فساد را باید تشویق كرد، ولی می‌گوییم: فساد وقتی كه از حد گذشت عكس العمل آن یك انقلاب تكاملی معنوی خواهد بود كه بشریت را به جهان انسانیت باز خواهد گرداند؛ زیرا هنگامی كه انسانها در دام بلا گرفتار شدند، و به بن بست رسیدند، و عواقب نامطلوب گناهان خویش را دیدند، و سرهای آنها به سنگ خورد، و جان هایشان به لب رسید، حد اقل آماده پذیرش اصول سعادت آفرینی كه از ناحیه یك رهبر الهی و دینی ارایه می‌شود، خواهند گردید.
پس باتوجه به آنچه گذشت، به این نتیجه می‌رسیم كه: عقیده به ظهور حضرت مهدی‌علیه السلام،یك مساله عقلی و منطقی است كه نیازی به هیچ بیان ندارد؛ زیرا هر انسان عاقلی آن را تصدیق، و هر خردمندی آن را تایید می‌نماید.


پی نوشت:
72) نهج البلاغه فیض، كلمات قصار، شماره 139، ص 1158؛ منتخب الاثر، ص 270؛ و قریب به این مضمون بحار الانوار، ج 52، ص 192 از امام صادق‌علیه السلام.

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌شهیدی


تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات


   


نظرات()   
جمعه 29 اردیبهشت 1391  10:23 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: مهدی
نوع مطلب: اشعار مهدوی ،



وقتی شبیه فاطمه لبخند می زنی
بر چینی شکسته ی دل، بند می زنی

من غرق خوابم و؛ تو برای ظهور خویش
هر صبح جمعه ، رو به خداوند می زنی

کی پرچم مقدس دارالخلافه را
بر قله ی رفیع دماوند می زنی!؟

در دولت کریم شما حرف فقر نیست
آقا تو حرف های خوشایند می زنی

بعد از زیارت نجف و طوس و کربلا
حتماً سری به فکه و اروند می زنی

با اشک دیده آب به قبر مطهر ِ
آنان که کشتگان فراقند می زنی

شاعر: وحید قاسمی


تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات

   


نظرات()   
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391  12:57 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 01:35 ب.ظ
توسط: مهدی



اینك قسمتی از اسامی مبارك آن حضرت را كه با الفاظ مختلفی در بسیاری از كتب مذهبی اهل ادیان و ملل مختلف جهان آمده است، از نظر خوانندگان گرامی می‌گذرانیم.
1 - «صاحب» در صحف ابراهیم‌علیه السلام؛
2 - «قایم» در زبور سیزدهم؛
3 - «قیدمو» در تورات به لغت تركوم؛
4 - «ماشیع» (مهدی بزرگ) در تورات عبرانی؛
5 - «مهمید آخر» در انجیل؛
6 - «سروش ایزد» در زمزم زرتشت؛
7 - «بهرام» در ابستاق زند و پازند؛
8 - «بنده یزدان» هم در زند و پازند؛
9 - «لند بطاوا» در هزار نامه هندیان؛
10 - «شماخیل» در ارماطس؛
11 - «خوراند» در جاویدان؛
12 - «خجسته» (احمد) در كند رال فرنگیان؛
13 - «خسرو» در كتاب مجوس؛
14 - «میزان الحق» در كتاب اثری پیغمبر؛
15 - «پرویز» در كتاب برزین آذر فارسیان؛
16 - «فردوس اكبر» در كتاب قبروس رومیان؛
17 - «كلمه الحق» در صحیفه آسمانی؛
18 - «لسان صدق» هم در صحیفه آسمانی؛
19 - «صمصام الاكبر» در كتاب كند رال؛
20 - «بقیه الله» در كتاب دوهر؛
21 - «قاطع» در كتاب قنطره؛
22 - «منصور» در كتاب دید براهمه؛
23 - «ایستاده» (قایم) در كتاب شاكمونی؛
24 - «ویشنو» در كتاب ریگ ودا؛
25 - «فرخنده» (محمد) در كتاب وشن جوك؛
26 - «راهنما» (هادی و مهدی) در كتاب پاتیكل؛
27 - «پسر انسان» در عهد جدید (اناجیل و ملحقات آن)؛
28 - «سوشیانس» در كتاب زند و هومو من یسن، از كتب زردشتیان؛
29 - در كتاب «شابوهرگان» كتاب مقدس «مانویه» ترجمه «مولر» نام «خود شهر ایزد» آمده كه باید در آخر الزمان ظهور كند، و عدالت را در جهان آشكار سازد؛
30 - «فیروز» (منصور) در كتاب شعیای پیامبر.(70)

علاوه بر این‌ها اسامی دیگری نیز برای حضرت مهدی‌علیه السلام در كتب مقدسه اهل ادیان ذكر شده است كه ما به جهت اختصار از نقل آنها خودداری نمودیم.(71)
اسامی مقدسی چون: «صاحب، قایم، قاطع، منصور و بقیه الله» كه در كتب مذهبی ملل مختلف آمده است، از القاب خاص وجود مقدس حضرت حجت بن الحسن العسكری - عجل الله تعالی فرجه الشریف - است كه در بیشتر روایات اسلامی، به آنها تصریح شده و ایمه معصومین‌علیهم السلام در اكثر روایات، از آن حضرت به عنوان «صاحب»، «قایم» و «بقیه الله» یاد كرده اند. و این خود بیانگر این واقعیت است كه موعود همه امتها و ملتها همان وجود مقدس منتظر غایب، حضرت حجت بن الحسن العسكری علیه السلام است.

پی نوشت ها:
70) اسامی مقدس حضرت مهدی علیه السلام در کتابهای مربوطه به تفصیل آمده است، و ما اسامی مذکوره را از این کتابها نقل کرده ایم: النجم الثاقب،
ص 31 - 70 ، کتاب یأتی علی الناس زمان، 708 - 711 ، اقوال الائمه، ج 1، ص 329 ، او خواهد آمد، ص 64 - 70 و الزام الناصب ، ج 1 ، ص 481 - 491
71 ) ناگفته نماند که نامها، کنیه ها و لقب های حضرت مهدی علیه السلام، در دو کتاب پر محتوای « الزام الناصب »
تألیف مرحوم حائری یزدی، و کتاب بسیار نفیس ، « نجم الثاقب » تألیف محدّث نوری - طاب ثراه - به تفصیل ذکر شده است. در کتاب ،« الزام الناصب » 186 نام، و در کتاب « نجم الثاقب » هم 182 نام برای آن حضرت ذکر گردیده است. کسانی که طالب شرح و معانی الفاظ یاد شده و اسامی مبارك آن حضرت میباشند، میتوانند به کتاب « نجم الثاقب » از صفحه 31 تا 70 و جلد اول کتاب « الزام الناصب » از صفحه 481 تا 491 مراجعه فرمایند.

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌شهیدی


تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات

   


نظرات()   
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391  11:22 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 11:29 ق.ظ
توسط: مهدی



مساله عقیده به ظهور مصلحی جهانی در پایان دنیا امری عمومی و همگانی است، و اختصاص به هیچ قوم و ملتی ندارد. سر منشا این اعتقاد كهن و ریشه دار، علاوه بر اشتیاق درونی و میل باطنی هر انسان - كه به طور طبیعی خواهان حكومت حق و عدل، و برقراری نظام صلح و امنیت در سرتاسر جهان است - نویدهای بی شایبه پیامبران الهی در طول تاریخ بشریت به مردم مومن و آزادی خواه جهان است.
تمام پیامبران بزرگ الهی در دوران ماموریت الهی خود به عنوان جزیی از رسالت خویش به مردم وعده داده اند كه در آخر الزمان و در پایان روزگار، یك مصلح بزرگ جهانی ظهور خواهد نمود و مردمان جهان را از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات خواهد داد و فساد، بی دینی و بی عدالتی را در تمام جهان ریشه كن خواهد ساخت و سراسر جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد.
سیری كوتاه در افكار و عقاید ملل مختلف جهان مانند: مصر باستان، هند، چین، ایران و یونان و نگرش به افسانه‌های دیگر اقوام مختلف بشری، این حقیقت را به خوبی روشن و مسلم می‌سازد كه همه اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف آرا، عقاید و اندیشه‌های متضادی كه با یكدیگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهانی، بسر می‌برند.
اینك برای این‌كه در باره این موضوع سخنی به گزاف نگفته باشیم فهرست مختصری از بازتاب این عقیده را در میان اقوام و ملل مختلف جهان در اینجا می‌آوریم:
1 - ایرانیان باستان معتقد بودند كه: «گرزا سپه» قهرمان تاریخی آنان زنده است و در «كابل» خوابیده، و صد هزار فرشته او را پاسبانی می‌كنند تا روزی كه بیدار شود و قیام كند و جهان را اصلاح نماید.
2 - گروهی دیگر از ایرانیان می‌پنداشتند كه: «كیخسرو» پس از تنظیم كشور و استوار ساختن شالوده فرمانروایی، دیهیم پادشاهی به فرزند خود داد و به كوهستان رفت و در آنجا آرمیده تا روزی ظاهر شود و اهریمنان را از گیتی براند.
3 - نژاد اسلاو بر این عقیده بودند كه از مشرق زمین یك نفر برخیزد و تمام قبایل اسلاو را متحد سازد و آنها را بر دنیا مسلط گرداند.
4 - نژاد ژرمن معتقد بودند كه یك نفر فاتح از طوایف آنان قیام نماید و «ژرمن» را بر دنیا حاكم گرداند.
5 - اهالی صربستان انتظار ظهور «ماركو كرالیویچ» را داشتند.
6 - برهماییان از دیر زمانی براین عقیده بودند كه در آخر زمان «ویشنو» ظهور نماید و بر اسب سفیدی سوار شود و شمشیر آتشین بر دست گرفته و مخالفین را خواهد كشت، و تمام دنیا «برهمن» گردد و به این سعادت برسد.
7 - ساكنان جزایر انگلستان، از چندین قرن پیش آرزومند و منتظرند كه: «ارتور» روزی از جزیره «آوالون» ظهور نماید و نژاد «ساكسون» را در دنیا غالب گرداند و سعادت جهان نصیب آنها گردد.
8 - اسن‌ها معتقدند كه پیشوایی در آخر الزمان ظهور كرده، دروازه‌های ملكوت آسمان را برای آدمیان خواهد گشود.
9 - سلت‌ها می‌گویند: پس از بروز آشوب هایی در جهان، «بوریان بور ویهیم» قیام كرده، دنیا را به تصرف خود درخواهد آورد.
10 - اقوام اسكاندیناوی معتقدند كه برای مردم دنیا بلاهایی می‌رسد، جنگهای جهانی اقوام را نابود می‌سازد، آنگاه «اودین» با نیروی الهی ظهور كرده و بر همه چیره می‌شود.
11 - اقوام اروپای مركزی در انتظار ظهور «بوخص» می‌باشند.
12 - اقوام آمریكای مركزی معتقدند كه: «كوتزلكوتل» نجات‌بخش جهان، پس از بروز حوادثی در جهان، پیروز خواهد شد.
13 - چینی ها معتقدند كه «كرشنا» ظهور كرده، جهان را نجات می‌دهد.
14 - زرتشتیان معتقدند كه: «سوشیانس» (نجات دهنده بزرگ جهان) دین را در جهان رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشه‌كن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و هم گفتار و هم كردار گرداند.
15 - قبایل «ای پوور» معتقدند كه: روزی خواهد رسید كه در دنیا دیگر نبردی بروز نكند و آن به سبب پادشاهی دادگر در پایان جهان است.
16 - گروهی از مصریان كه در حدود 3000 سال پیش از میلاد، در شهر «ممفیس» زندگی می‌كردند، معتقد بودند كه سلطانی در آخرالزمان با نیروی غیبی بر جهان مسلط می‌شود، اختلاف طبقاتی را از بین می‌برد و مردم را به آرامش و آسایش می‌رساند.
17 - گروهی دیگر از مصریان باستان معتقد بودند كه فرستاده خدا در آخر الزمان، در كنار خانه خدا پدیدار گشته، جهان را تسخیر می‌كند.
18 - ملل و اقوام مختلف هند، مطابق كتاب‌های مقدس خود، در انتظار مصلحی هستند كه ظهور خواهد كرد و حكومت واحد جهانی را تشكیل خواهد داد.
19 - یونانیان می‌گویند: «كالویبرگ» نجات دهنده بزرگ، ظهور خواهد كرد، و جهان را نجات خواهد داد.
20 - یهودیان معتقدند كه در آخر زمان «ماشیع» (مهدی بزرگ) ظهور می‌كند و ابد الآباد در جهان حكومت می‌كند، او را از اولاد حضرت اسحاق می‌پندارند، در صورتی كه «تورات»، كتاب مقدس یهود، او را صریحا از اولاد حضرت اسماعیل دانسته است.
21 - نصارا نیز به وجود حضرت مهدی‌علیه السلام قایلند ومی گویند: او در آخر الزمان ظهور خواهد كرد و عالم را خواهد گرفت، ولی در اوصافش اختلاف دارند.(69)
آنچه از نظر خوانندگان گرامی گذشت - گرچه همه آنها با حضرت مهدی‌علیه السلام كاملا تطبیق نمی‌كند و حتی برخی از آنها اصلا با مهدی موعود اسلام وفق نمی‌دهد. - از یك حقیقت مسلم حكایت می‌كند و آن این‌كه:
این افكار و عقاید و آرا كه همه آنها با مضمون های مختلف، از آینده ای درخشان و آمدن مصلحی جهانی در آخر الزمان خبر می‌دهند، نشانگر این واقعیت است كه همه آنها در واقع از منبع پر فیض وحی سرچشمه گرفته است، و لكن در برخی از مناطق دور دست كه شعاع حقیقت در آنجا كمتر تابیده است در طول تاریخ به تدریج از فروغ آن كاسته شده، و فقط كلیاتی از نویدهای مهدی موعود و «مصلح جهانی» در میان ملتها به جای مانده است.
البته سالم ماندن این نویدها در طول قرون متمادی، خود بر اهمیت موضوع می‌افزاید، و مساله «مهدویت» و ظهور مصلح جهانی را قطعی تر می‌كند.
بنابراین، عقیده به ظهور مبارك حضرت مهدی‌علیه السلام در آخر الزمان یك عقیده عمومی است و اگر كلمه «مهدی» و واژه‌های دیگر را - كه پیروان سایر ادیان و مذاهب مختلف جهان بر آن حضرت اطلاق می‌كنند - از قالب اصطلاح اختصاصی آنها درآوریم، و آن حضرت را «نجات بخش بزرگ آسمانی» یا «مصلح جهانی» و یا «رهایی بخش غیبی» بنامیم، اختلاف اسمی هم رفع می‌شود.


پی نوشت:
69) او خواهد آمد، ص 87 - 88.

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌شهیدی


تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات

   


نظرات()   
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391  10:51 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 11:00 ق.ظ
توسط: مهدی
نوع مطلب: پرسش و پاسخ ،



پرسش:

محل تولد امام زمان(عج) کجاست؟

 

پاسخ:

امام زمان(عج) نیمه شعبان سال 255 هجری در سامرا متولد شدند. نام ایشان مهدی و (م ح م د) و کنیه اش ابوالقاسم است. ایشان از بنی هاشم و فرزندان حضرت زهرا(سلام الله علیها) و از اولاد امام حسین(علیه السلام) و فرزند بلا فصل امام حسن عسکری(علیه السلام) است. مادرش کنیزی به نام نرجس، صیقل و سوسن است.

امام زمان(عج) دارای دو غیبت صغرا و کبرا است. غیبت کبرای آن حضرت آن قدر طولانی می شود که بسیاری ازمردم نسبت به اصل وجود آن حضرت شک می کنند.

سرانجام مهدی موعود(عج) ظهور می کند و آغاز دعوت و محل ظهورش مکه است. ایشان مشرکان و ستم کاران را قتل عام می نماید و در این میان، تمام اهل کتاب و مسلمین تسلیم اش می شوند و یک دولت اسلامی و جهانی در سرتاسر سرزمین تشکیل می دهد و ظلم و بیداد گری را ریشه کن نموده و جهان را از عدالت سیراب می کند.

برای آشنایی بیش تر با امام زمان(عج) می توانید به کتاب های زیر مراجعه فرمایید.

1- بحارالانوار

2- وفیات الاعیان، ج 3 ، ص 316

3- تذکر الخواص فی معرف الائم، ص 204

4- ارشاد، شیخ مفید، ج 2

  منبع:مؤسسه تبلیغ و انفاق امام زمان علیه السلام

تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات 

   


نظرات()   
شنبه 23 اردیبهشت 1391  11:41 ق.ظ    ویرایش: شنبه 23 اردیبهشت 1391 11:51 ق.ظ
توسط: مهدی
نوع مطلب: چهارده معصوم(ع) ،



در حدیثى از امام صادق (ع) آمده است كه: « جز خدا هیچ نبود، پس خداوند پنج نور(ع) را از جلال و عظمت خود آفرید؛ و براى هر یك از آن انوار، اسمى از اسماى الهى بود. خدا «حمید» است و این اسم در محمد (ص) ظهور یافت. خدا «اعلى» است كه در امیرالمومنین على (ع) ظهور یافت. و براى خدا «اسماء الحسنى» وجود دارد كه نام حسن و حسین(ع) از آن اسماء مشتق است. و از اسم «فاطر» او، نام زهراى اطهر، فاطمه(س) اشتقاق پیدا كرد.
پس وقتى كه آن انوار را آفرید، اینها را در میثاق قرار داد، پس در طرف راست عرش جا گرفتند. و خدا فرشتگان را از نور آفرید پس وقتى كه فرشتگان به این انوار نظر كردند، امر و شان اینها را بزرگ شمردند و تسبیح را از آنها فراگرفتند و این مطابق با گفته ی فرشتگان است كه در قرآن آمده است: به حقیقت ما (در انتظار اوامر الهى در تدبیر عالم) صف كشیده‏ ایم. و به راستى ما تسبیح كننده ‏ایم. و آن هنگام كه آدم (ع) را آفرید آدم به سوى این انوار از طرف راست عرش با دقت نظر نموده عرض كرد: اى صاحب اختیار من! آنان كیستند؟ 
خداى متعال در پاسخ فرمود: اى آدم(ع) ! آنها برگزیدگان من و خواص من هستند، اینها را از نور عظمت و بزرگى ‏ام آفریده‏ام و از اسم هاى خودم اسمى را براى اینها برگرفتم، پس عرض كرد: اى پروردگارم! به حقى كه تو بر اینها دارى اسم هاى اینها را به من بیاموز، پس خداى متعال فرمود: اى آدم(ع) ! این اسم ها نزد تو امانت باشد (كه) سر و رازى از راز من است. غیر تو نباید بر آن آگاه شود جز به اذن من، عرض كرد: پروردگارم قبول كردم. خداوند پس از گرفتن این پیمان، اسمهاى آنها را به آدم (ع) تعلیم داد. و به فرشتگان عرضه كرد، هیچ كدام به آنها عالم نبودند، پس در پاسخ قول خدای متعال كه فرمود: مرا از نام هاى اینها خبر دهید اگر راست مى‏ گویید، عرض كردند: منزهى تو!
براى ما علمى نیست جز آنچه به ما آموخته‏ اى. همانا تو عالم و داراى حكمتى. (آنگاه خداوند) فرمود: اى آدم(ع) ! فرشتگان را به اسم هاى آن انوار خبر ده، پس وقتى كه اینها را به اسماء خبر داد، فرشتگان دانستند كه این مطلب (در نزد آدم(ع) )به امانت گذاشته شده و آدم(ع) به سبب آگاهى از آن، فضیلت و برترى یافته است. سپس امر به سجده ی آدم (ع) شدند؛ زیراكه سجده ی ملایكه، فضیلتى براى آدم(ع) و عبادت براى خداى متعال بود. چون كه سجده ی ملایكه، سزاوار آدم(ع) بود»

منبع: کتاب دانستنی های فاطمی

   


نظرات()   
جمعه 22 اردیبهشت 1391  06:40 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: مهدی
نوع مطلب: اشعار مهدوی ،



كى مژده ظهور تو یاران به هم دهند
كى رو به سوى كوى تو یابن الحسن نهند

كى مى ‏شود جمال دل آرایت آشكار
تا عاشقان روى تو مستانه پر زنند

یاران ندیده روى تو دیوانه گشته ‏اند
بنماى روى خویش كه دیوانه ‏تر شوند

تا كى ز داغ دورى تو خاك غم به سر
تا كى ز هجر روى تو آه از جگر كشند

در حسرت نگاه تو این سینه تا به كى‏
محروم از جمال تو این دیده تا به چند

بازار عشق بى تو تهى شد ز مشترى‏
بیهوده خلق جانب بازار مى ‏روند

یوسف نشسته در صف دیدار روى تو
بازآ ندیده خلق متاع تو مى ‏خرند

شاعر: سید محمد تقى مداح‏


تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات

   


نظرات()   
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391  11:25 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: مهدی



اعتقاد به ظهور یك «منجی بزرگ جهانی» و اشتیاق، به ظهور یك رهبر آسمانی در میان یهود و نصاری، آن چنان اصیل و ریشه دار است كه در طول تاریخ این دو ملت، مدعیان شگفتی را پدید آورده، و افراد زیادی پیدا شده اند كه خود را به دروغ «مسیح موعود» معرفی كرده اند. به طوری كه صاحب كتاب «قاموس كتاب مقدس» در باره شماره مدعیان دروغین «مسیح موعود» می‌نویسد:
«24 نفر مسیحیان (مسیح های) دروغگو در میان بنی اسراییل ظاهر گشتند كه مشهورترین و معروفترین آنها «بركوكبه» است كه در اوایل قرن ثانی می‌زیست. و آن دجال معروف ادعا می‌نمود كه راس و رییس و پادشاه قوم یهود است.
و در مایه دوازدهم تخمینا ده نفر از مسیحیان، - یعنی: مسیح های دروغگو - ظاهر گردیده، جمعی را به خود گروانیده، و این مطلب اسباب فتنه و جنگ شده، و جمعی كثیر نیز در آن معركه، طعمه شمشیر گردیدند. و آخرین مسیحیان – مسیح های دروغگو - «مردخای» است. او شخصی بود آلمانی كه در سال 1682 میلادی ظهور كرده، اسباب اشتداد فتنه، و اشتعال نایره فساد گشت، و چون آتش فتنه بالا گرفت، فراری گردیده معدوم الاثر شد.
نویسنده كتاب «دیباچه ای بر رهبری» بعد از نقل این جریان از كتاب «قاموس كتاب مقدس» می‌نویسد:
«متاسفانه اطلاع مولف آمریكایی - كتاب «قاموس كتاب مقدس» به زبان فارسی، كه سالها نیز ساكن «همدان» بوده است - درباره شماره مدعیان «مسیحایی» و همچنین درباره آخرین كسی كه به عنوان «مسیح موعود» قیام كرده است، نارساست.
شماره این مدعیان، به مراتب بیشتر از آن است كه وی یادآور شده است، همچنین قیام «مردخای» آلمانی در قرن هفدهم، واپسین قیامی نیست كه تاریخ مسیحیت آن را به یاد می‌آورد. تنها طی دو قرن هیجده و نوزده در انگلستان، بالغ بر شش تن، به نام «مسیح موعود» ظهور كرده اند، و اغتشاش هایی را هم دامن زده اند، و پاره ای از آنان نیز به كیفر رسیده اند».(67)
«البته به موازات دین مسیح، در دین یهود نیز، مسیح های دروغین متعدد ظهور كرده اند. از جمله، یكی از مسیح های یهودی، «داود آل روی» از یهودیان ایران است. او در اواسط قرن دوازدهم در میان یهودیان ایران، مدعی شد كه او «مسیح موعود» است».(68)

پی نوشت ها:
67) دیباچه ای بر رهبری، ص 95 - 96.
68) دیباچه ای بر رهبری، ص 101 - 102.

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌شهیدی


تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات

   


نظرات()   
جمعه 15 اردیبهشت 1391  08:27 ب.ظ    ویرایش: جمعه 15 اردیبهشت 1391 04:49 ب.ظ
توسط: مهدی
نوع مطلب: اشعار مهدوی ،



تا چند توان بار فراق تو كشیدن‏
تا كى به سر كوى تو از شوق دویدن‏

آن قدر كه توصیف جمال تو شنیدم‏
با این همه اوصاف جمال تو ندیدن‏

یك عمر بود عشق تو خون كرده دلم را
اى كاش میسر شودم روى تو دیدن‏

هر شب به ره كوى تو از شوق دویدم‏
با این همه جهد به مقصد نرسیدن‏

عمرم سپرى گشته و روى تو ندیدم‏
تا چند توان اسم تو از دور شنیدن‏

افسردگى من بود از درد فراقت‏
خون دلم از هجر تو از دیده چكیدن‏

گردیده بدور چمنت چند «بنایى»
اى كاش توانم گلى از روى تو چیدن‏

 شاعر:مرحوم بنایى‏


تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات

   


نظرات()   
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391  03:45 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: مهدی
نوع مطلب: پرسش و پاسخ ،


پرسش:
چرا جعفر به «دروغگو» معروف شده است ؟

پاسخ:
  در توقیعی که از ناحیۀ مقدسه صادر شد حضرت اشاره به جعفر کرده ، می فرمایند: « ... وقد ادّعی هذا المبطل المفتری علی الله الکذب بما ادعاه، فلا أدری بأیّه حاله هیی له رجاء أن یتم دعواه، أبفقه فی دین الله ؟ فوالله ما یعرف حلالاً من حرام ولا یفرق بین خطاء وصواب ...» ؛ «...به طور حتم این شخص مبطل و تهمت زنندۀ به خداست و در آنچه می گوید ادعای دروغ و کذب نموده است ، نمی دانم که به کدامین حالت امید دارد که ادعای خود را تمام نماید؟ آیا به فهم در دین خدا؟ به خدا سوگند که او حلال را از حرام نمی شناسد و اشتباه و صحیح را تشخیص نمی دهد...»

از این توقیع استفاده می شود اول کسی که به جعفر لقب دروغگو داد خود حضرت بوده است وبعد ازآن این عنوان بر او شهرت یافت . برخی نیز وجه توصیف او را به دروغگو به جهت تمییز بین او و امام جعفر صادق (ع) می دانند .


منبع:سایت منتظر
تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات


   


نظرات()   
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391  11:16 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: مهدی



نویسنده آمریكایی كتاب «قاموس مقدس»، درباره شیوع اعتقاد به ظهور، و انتظار پیدایش یك «منجی بزرگ جهانی» در میان قوم «یهود» چنین می‌نویسد:
«عبرانیان منتظر قدوم مبارك «مسیح» نسلا بعد نسل بودند، و وعده آن وجود مبارك … مكررا در «زبور» و كتب انبیا، علی الخصوص، در كتاب «اشعیا» داده شده است. تا وقتی كه «یحیای تعمید دهنده» آمده، به قدوم مبارك وی بشارت داد، لیكن «یهود» آن نبوآت (پیشگویی ها) را نفهمیده با خود همی اندیشیدند كه «مسیح» (سلطان زمان) خواهد شد، و ایشان را از دست جور پیشگان و ظالمان رهایی خواهد داد، و به اعلا درجه مجد و جلال ترقی خواهد كرد».(64)
نویسنده كتاب «قاموس كتاب مقدس» در كتاب خود از یهودیان، زبان به شكایت می‌گشاید كه دعوت عیسای مسیح را بعد از آن همه اشتیاق و انتظار، سرانجام نپذیرفتند و او را مسیح واقعی نپنداشتند و او را با مسیح موعودی كه سلطان زمان خواهد بود و منجی واپسین و مژده اش را كتاب مقدسشان داده بود و سالها در انتظارش در التهاب سوزان لحظه شماری می‌كردند، مطابق نیافتند. از این رو، با او به دشمنی برخاستند، حتی وی را جنایتكار به ملت اسراییل، و تعالیمش را، ضد آرمان اساسی كتب مقدس «عهد عتیق» (تورات و ملحقات آن) دانستند، ناچار به محاكمه اش فراخواندند و به اعدام محكومش كردند، و همچنان با احساس غبنی جانكاه مجددا در انتظار «مسیح موعود» و رهایی بخش از رنج و ستم، نشستند.
مسیحیان، با این كه حضرت عیسی‌علیه السلام را «مسیح موعود» یهودیان می‌دانستند، چون نسبت به پیروی او احساس نا تمامی كردند، یكباره امیدشان از «زمان حال» بركنده شد؛ حماسه انتظار را از سر گرفتند و در انتظار «مسیح» و بازگشت وی از آسمان، در پایان جهان نشستند.
طبق نوشته «مستر هاكس» آمریكایی، در كتاب خود «قاموس كتاب مقدس» كلمه «پسر انسان» 80 بار در «انجیل» و ملحقات آن (عهد جدید) به كار رفته كه فقط 30 مورد آن با حضرت عیسی‌علیه السلام قابل تطبیق است(65)، و 50 مورد دیگر از «مصلح» و نجات دهنده ای سخن می‌گوید كه در آخر زمان ظهور خواهد كرد(66).!

پی نوشت ها:
64) قاموس مقدس، ص 806، به نقل از كتاب «او خواهد آمد»، ص 32.
65) و 2 - او خواهد آمد، ص 33، به نقل از قاموس مقدس، ص 219.
66)

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌شهیدی


تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات

   


نظرات()   
جمعه 8 اردیبهشت 1391  06:34 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: مهدی
نوع مطلب: اشعار مهدوی ،



شب هجران روى تو سحر كى مى‏ شود مولا
ز تو اى یوسف زهرا خبر كى مى ‏شود مولا

ندارد زندگى بى‏ تو صفا اى كعبه دلها
تو خود بهر فرج بنما دعا اى كعبه دلها

گدایى مى ‏كنم هر شب سر كوى تو مهدى جان‏
رسیده جان من بر لب سر كوى تو مهدى جان‏

زنم من لاف عشقت را بیا ما را تو عاشق كن‏
نباشم لایق وصلت بیا ما را تو لایق كن‏

منم شرمنده از رویت كریمانه نگاهى كن‏
غلام روسیاهم من نظر بر رو سیاهى كن‏

به جان عمه ‏ات زینب به حق مادرت زهرا
فقیر روسیاهى را مران از درگهت مولا

اگر بى ‏آبرویم من تو مولا آبرویم ده‏
قدم كن رنجه و پایى به چشمان و برویم نه‏

شاعر: سید محمد تقى مداح

تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات

   


نظرات()   
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391  11:25 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 11:31 ق.ظ
توسط: مهدی
نوع مطلب: چهارده معصوم(ع) ،


صبح آن شبی كه حضرت زهرا (س) غریبانه به خاك سپرده شد به نقل سپهر در ناسخ ابوبكر و عمر و گروهی از مهاجر و انصار بر در سرای علی (ع) گرد آمدند تا به قول خودشان در تشیع جنازه حضرت زهرا (س) شركت كنند. مقداد بن اسود به آنها گفت:
فاطمه (س) را دیشب به خاك سپرده‌اند!
عمر به ابوبكر گفت:
الم اقل لك انهم سیفعلون
به تو نگفتم كه اینها چنین خواهند كرد؟
و به دنبالش گفت:
لا تتركون یا بنی‌هاشم حسدكم القدیم لنا ابدا.
ای بنی‌هاشم!
این حسادت دیرینه را، شما در مورد ما هیچگاه ترك نمی‌كنید …
والله لقد هممت ان انبشها فاصلی علیها.
به خدا سوگند هر آینه او را از قبر بیرون آورده و بر وی نماز خواهیم خواند!
فقال علی (ع) والله لو رمت ذاك یابن صهاك لا رجعت الیك یمینك لین سللت سیفی لا اغمدته دون ازهاق نفسك. (984)
پس علی (ع) فرمود:
ای پسر صهاك!
به خدا قسم اگر چنین قصدی كنی دست راست تو به تو باز نگردد یعنی دستت را قطع خواهم كرد چه اگر شمشیر از نیام برآورم تا خون تو نریزم در غلاف قرار نمی‌دهم و در بعضی از روایات آمده علی (ع) او را گرفت و سخت بر زمین كوبید و فرمود:
ای پسر كنیزك سیاه!
خلافت كه حق من بود از من گرفتید و من به خاطر این كه مردم از دین خدا برنگردند از حق خود گذشتم.
فوالذی نفس علی بیده لین رمت و اصحابك بشی‌ء من ذلك لاسقین الارض من دمایكم.
به خدایی كه جان علی در دست او است اگر تو و اصحابت قصد قبر فاطمه كنید زمین را از خون شما سیراب می‌كنم.
ابوبكر و دیگران واسطه شدند كه چنین كاری نخواهند كرد تا عمر را رها ساخت. (985)
پس اگر محل دفن حضرت زهرا (س) را در قبرستان بقیع دانسته‌اند به خاطر این بود كه ذهن مخالفین را مشغول نموده و از این طریق قبر آن بانوی عصمت و طهارت برای همیشه مصون بماند و كسی نداند كه آن بانوی پهلو شكسته در كجا مدفون گردیده است.


پی نوشت ها:
984 - همان ص 87.
985 - مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 375.

   


نظرات()   
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  12:56 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: مهدی



عقیده به ظهور یك نجات دهنده بزرگ آسمانی و امید به یك آینده روشن كه در آن، نگرانیها و هراسها مرتفع گردد، و به بركت ظهور یك شخصیت ممتاز الهی همه تاریكیها از پهنه گیتی برچیده شود، و ریشه ظلم و جهل و تباهی از روی كره زمین بركنده شود، یك اعتقاد عمومی ثابت است كه همواره در همه وقت، در همه جا، و در همه زمانها بین تمام ملتها شایع و رایج بوده است.
بر اساس تحقیقات پژوهشگران مسایل اسلامی، این عقیده در طول دوران زندگی انسانها پیوسته در میان همه ملتها و پیروان ادیان بزرگ موجود بوده، و حتی اقوام مختلف جهان چون: اسلاوها، ژرمنها، اسنها و سلتها، نیز معتقدند كه سرانجام باید پیشوایی در آخر الزمان ظهور كرده، بی عدالتی ها را از بین برده، حكومت واحد جهانی تشكیل داده، و در بین مردم بر اساس عدالت و انصاف داوری كند.
آنچه از تاریخ امتها استفاده می‌شود این است كه: مساله عقیده به ظهور یك رهبر مقتدر الهی و آمدن مصلحی در آخر الزمان به نام منجی موعود جهانی به قدری اصیل و ریشه دار است كه در اعماق دل ملتها و پیروان همه ادیان الهی، و تمام اقوام و ملل جهان جا گرفته است تا جایی كه در طول تاریخ بشریت، انسانها در فراز و نشیب‌های زندگی، با یادآوری ظهور چنین رهبر مقتدری، پیوسته خود را از یاس و نا امیدی نجات داده، و در انتظار ظهور آن مصلح موعود جهانی در پایان جهان، لحظه شماری می‌كنند.
برای اثبات این مطلب، كافی است بدانیم كه عقیده به ظهور یك «نجات دهنده» حتی از نظر یهود و نصاری نیز قطعی است. و حتی این كه در میان همه طوایف یهود و همه شاخه‌های مسیحیت وجود این عقیده قطعی و مسلم است.

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌شهیدی


تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات

   


نظرات()   
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  10:08 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 10:13 ق.ظ
توسط: مهدی
نوع مطلب: پرسش و پاسخ ،



پرسش:

دلیل به دنیا آمدن حضرت مهدی(عج) را توضیح دهید.

 

پاسخ:

اعتقاد به ظهور مهدی(عج) و برقراری حکومت جهانی اسلام به دست ایشان،عقیده ای اسلامی است و شیعه و سنی به آن معتقداند و از این جهت در بین آن ها اختلافی نیست.

 

در رابطه با ولادت آن حضرت شیعه اعتقاد دارد که آن حضرت در سال 255 ه.ق در سامرا متولد شده و زنده است و روزی که خدا بخواهد ظهور خواهد نمود و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.

 

برای ولادت و حیات آن حضرت و شواهد زیادی وجود دارد که جای هرگونه شک و شبهه ای را برطرف می سازد.بنابراین،این موضوع از موضوعات قطعی و یقینی نزد شیعه است و راویان و مورخان، واقعه ولادت آن حضرت را ثبت نموده اند.

 

علمای اهل سنت درباره ولایت حضرت مهدی(عج) اتفاق نظر ندارند؛ برخی می گویند که آن حضرت هنوز متولد نشده است و بعضی می گویند در سال 255 ه.ق به دنیا آمده است.

 

بسیاری از مورخان و محدثان اهل سنت نیز بدین امر تصریح کرده اند و آن را یک واقعیت دانسته اند. در کتاب های پژوهشی نام بیش از 65 تن از این عالمان و نام کتاب های آنان ذکر شده است {1} که به برخی اشاره می کنیم:

1-      محمد بن طوطون مورخ دمشقی می نویسد: «دوازدهمین امام شیعه، نامش ابوالقاسم محمد، فرزند امام حسن عسگری، معروف به حجت است؛ همان فردی که شیعه گمان می کند که منتظر و قائم و مهدی اوست، ولادت او در روز جمعه نیمه شعبان سال 255 قمری واقع شده است. او هنگام مرگ پدرش حسن عسگری، پنج ساله بود. نام مادرش خمط و یا به قولی نرگس – نرجس – است.{2}

2-      شیخ عبدا... شبراوی: «دوازدهمین از ائمه ابوالقاسم محمد حجت است که به قولی همان منتظر و مهدی است. امام محمد حجت فرزند امام حسن خالص(رض) در سرّ من رای در شب نیمه شعبان سال 255 قمری به دنیا آمد. به قولی، مرگ پدرش در 5 سالگی بود و پدرش حین ولادت به خاطر ترس از خلفای وقت، وی را مخفی نمود؛ چون آنان هاشمیان را دستگیر و زندانی می کردند یا به قتل می رساندند. او ملقب به مهدی، قائم، منتظر، خلف صالح و صاحب زمان، مشهورترین نام و مهدی است. شیعه معتقد است وی همان شخصی است که احادیث در مورد ظهورش در آخر زمان وارد شده است.{3}

3-      قندوزی در کتاب ینابیع الموده چنین مونویسد: «الخبر المعلوم المحقّق عند الثّقات انّ ولاد القائم کانت لیل الخامس عشر من شعبان سن خمس و خمسین و مأتین فی بلد سامرأ»{4}

خبر معلوم و مسلم در نزد موثقان این است که ولادت حضرت قائم(عج) در شب نیمه شعبان سال 255 هجری در شهر سامرا واقع شده است.

 

پی نوشت ها:

{1} خورشد مغرب، محمد رضا حکیمی، ص 18 من هو المهدی، ابوطالب تجلیل تبریزی، ص 427 و منتخب الامر

{2} الائمة الاثنی عشر، مورخ دمشق شمس الدین محمد بن طوطون، تحقیق: صلاح الدین المنجد، ص 117

{3} شیخ عبدا... بن محمد بن عامر شبراوی، الاتحاف یحب الاشراف، ص 179-180 منشورات رضی قم

{4} ینابیع الموده، ص 54  


منبع:مؤسسه تبلیغ و انفاق امام زمان علیه السلام

تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات

   


نظرات()   

از مهدی فاطمه سلام الله علیها چه می دانیم؟