سه شنبه 24 آبان 1390  10:06 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 24 آبان 1390 11:22 ق.ظ
توسط: مهدی

http://www.avapress.com/images/docs/000023/n00023664-b.jpg

1. اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى عَلا فى تَوَحُّدِهِ وَدَنا فى تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فى سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فى اَرْكانِهِ، وَاَحاطَ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ عِلْماً وَ هُوَ فى مَكانِهِ وَ قَهَرَ جَمیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، حَمیداً لَمْ یَزَلْ، مَحْموداً لایَزالُ (وَ مَجیداً لایَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعیداً وَ كُلُّ أَمْرٍ إِلَیْهِ یَعُودُ).
ستایش خداى راسزاست كه در یگانگى ‏اش بلند مرتبه و در تنهایى ‏اش به آفریدگان نزدیك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرینش ‏اش بزرگ است. ب‏آن‏كه مكان گیرد و جابه ‏جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامى آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگىِ او را پایانى نیست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامى امور به سوى اوست.

2. بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ وَداحِى الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُالْأَرَضینَ وَالسّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائكَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلى جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلى جَمیعِ مَنْ أَنْشَأَهُ یَلْحَظُ كُلَّ عَیْنٍ وَالْعُیُونُ لاتَراهُ. كَریمٌ حَلیمٌ ذُوأَناتٍ، قَدْ وَسِعَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ.
اوست آفریننده آسمان‏ها و گستراننده زمین‏ها و حكمران آن‏ها. دور و منزه از خصایص آفریده‏ هاست و در منزه‏ بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونى ‏بخش آفریده‏ ها و نعمت ده ایجاد شده ‏هاست. به یك نیم نگاه دیده ‏ها را ببیند و دیده‏ ها هرگز او را نبینند. كریم و بردبار و شكیباست. رحمت ‏اش جهان‏ شمول است و عطایش منّت‏ گذار.

3. لا یَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلایُبادِرُ إِلَیْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ. قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ اَلْمَكْنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ.
در انتقام بى‏ شتاب و در كیفر سزاواران عذاب صبور و شكیباست؛ بر نهان‏ها آگاه و بر درون‏ها دانا، پوشیده ‏ها بر او آشكار و پنهان‏ها بر او روشن است.

4. لَهُ الْإِحاطَةُ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ، والغَلَبَةُ على كُلِّ شَى‏ءٍ والقُوَّةُ فى كُلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلى‏ كُلِّ شَئٍ وَلَیْسَ مِثْلَهُ شَىْ‏ءٌ. وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّىْ‏ءِ حینَ لاشَىْ‏ءَ دائمٌ حَىٌّ وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، لاإِلاهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزیزُالْحَكیمُ.
اوراست فراگیرى و چیرگى بر هر هستى. نیروى آفریدگان از او و توانایى بر هر پدیده ویژه اوست. او را همانندى نیست و هموست ایجادگر هر موجود در تاریكستان لاشَى‏ء، جاودانه و زنده و عدل‏ گستر؛ جز او خداوندى نباشد و اوست ارجمند و حكیم.

5. جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِكَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطیفُ الْخَبیرُ. لایَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعایَنَةٍ، وَلایَجِدُ أَحَدٌ كَیْفَ هُوَمِنْ سِرٍّ وَ عَلانِیَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلى‏ نَفْسِهِ.
دیده‏ ها را بر او راهى نیست و اوست دریابنده دیده‏ها. بر پنهانى‏ ها آگاه و بر كارها داناست. كسى از دیدن به وصف او نرسد و بر چگونگى او از نهان و آشكار دست نیابد مگر او - عزّوجلّ - خود، راه نماید و بشناساند.

6. وَأَشْهَدُ أَنَّهُ اَللَّهُ ألَّذى مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذى یَغْشَى الْأَبَدَ نُورُهُ، وَالَّذى یُنْفِذُ أَمْرَهُوَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفْواً أَحَدٌ. إلاهٌ واحِدٌ وَرَبٌّ ماجِدٌ یَشاءُ فَیُمْضی، وَیُریدُ فَیَقْضی، وَیَعْلَمُ فَیُحْصی، وَیُمیتُ وَیُحْیی، وَیُفْقِرُ وَیُغْنی، وَیُضْحِكُ وَیُبْكی، (وَیُدْنی وَ یُقْصی) وَیَمْنَعُ وَ یُعْطى، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدیرٌ.
گواهى مى ‏دهم كه او «اللّه» است؛ همو كه تنزّهش سراسر روزگاران را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است. بى ‏مشاور، فرمانش را اجرا، بى ‏شریك تقدیرش را امضا و بى ‏یاور سامان‏دهى فرماید. صورت آفرینش او را الگویى نبوده و آفریدگان را بدون یاور و رنج و چاره ‏جویى، هستى بخشیده است. جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است. پس اوست «اللّه» كه معبودى به جز او نیست؛ همو كه صُنعش استوار است و ساختمان آفرینشش زیبا. دادگرى است كه ستم روا نمى ‏دارد و كریمى كه كارها به او بازمى ‏گردد. و گواهى مى ‏دهم كه او «اللّه» است كه آفریدگان در برابر بزرگى‏ اش فروتن و در مقابل عزتش رام و به توانایى ‏اش تسلیم و به هیبت و بزرگى ‏اش فروتن ‏اند. پادشاه هستى‏ ها و چرخاننده سپهرها و رام ‏كننده آفتاب و ماه كه هریك تا اَجَل معین جریان یابند. او پرده ‏ى شب را به روز و پرده ‏ى روز را - كه شتابان در پى شب است به شب پیچد. اوست شكننده ‏ى هر ستمگر سركش و نابودكننده‏ ى هر شیطان رانده ‏شده. نه او را ناسازى باشد و نه برایش انباز و مانندى. یكتا و بى ‏نیاز، نه زاده و نه زاییده ‏شده، او را همتایى نبوده، خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده كند و حكم نماید. بداند و بشمارد. بمیراند و زنده كند. نیازمند و بى ‏نیاز گرداند. بخنداند و بگریاند. نزدیك آورد و دور برد. بازدارد و عطا كند. اوراست پادشاهى و ستایش. به دست تواناى اوست تمام نیكى. و هموست بر هر چیز توانا.

7. یُولِجُ الَّلیْلَ فِى النَّهارِ وَیُولِجُ النَّهارَ فىِ الَّلیْلِ، لاإِلاهَ إِلاّهُوَالْعَزیزُ الْغَفّارُ. مُسْتَجیبُ الدُّعاءِ وَمُجْزِلُ الْعَطاءِ، مُحْصِى الْأَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ، الَّذى لایُشْكِلُ عَلَیْهِ شَىْ‏ءٌ، وَ لایُضجِرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخینَ وَلایُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّینَ.
شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودى جز او نیست؛ گران ‏مایه و آمرزنده؛ اجابت‏ كننده ‏ى دعا و افزاینده ‏ى عطا، بر شمارنده‏ ى نَفَس‏ ها؛ پروردگار پرى و انسان. چیزى بر او مشكل ننماید، فریادِ فریادكنندگان او را آزرده نكند و اصرارِ اصراركنندگان او را به ستوه نیاورد.

8. اَلْعاصِمُ لِلصّالِحینَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحینَ، وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنینَ وَرَبُّ الْعالَمینَ. الَّذِى اسْتَحَقَّ مِنْ كُلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ یَشْكُرَهُ وَیَحْمَدَهُ (عَلى‏ كُلِّ حالٍ).
نیكوكاران را نگاه دار، رستگاران را یار، مؤمنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال سزاوار سپاس و ستایش آفریدگان است.

9. أَحْمَدُهُ كَثیراً وَأَشْكُرُهُ دائماً عَلَى السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ و بِمَلائكَتِهِ وكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ. أَسْمَعُ لاَِمْرِهِ وَاُطیعُ وَأُبادِرُ إِلى‏ كُلِّ مایَرْضاهُ وَأَسْتَسْلِمُ لِماقَضاهُ، رَغْبَةً فى طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لاَِنَّهُ اللَّهُ الَّذى لایُؤْمَنُ مَكْرُهُ وَلایُخافُ جَورُهُ. .
او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه مى ‏گویم برشادى و رنج و بر آسایش و سختى و به او و فرشتگان و نبشته ‏ها و فرستاده‏ هایش ایمان داشته، فرمان او را گردن مى ‏گذارم و اطاعت مى ‏كنم و به سوى خشنودى او مى‏ شتابم و به حكم او تسلیمم؛ چرا كه به فرمانبرى او شایق و از كیفر او ترسانم. زیرا او خدایى است كه كسى از مكرش در امان نبوده و از بى ‏عدالتیش ترسان نباشد (زیرا او را ستمى نیست).

10. وَأُقِرُّلَهُ عَلى‏ نَفْسى بِالْعُبُودِیَّةِ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، وَأُؤَدّى ما أَوْحى بِهِ إِلَىَّ حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بى مِنْهُ قارِعَةٌ لایَدْفَعُها عَنّى أَحَدٌ وَإِنْ عَظُمَتْ حیلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ - لاإِلاهَ إِلاَّهُوَ - لاَِنَّهُ قَدْأَعْلَمَنى أَنِّى إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَىَّ (فى حَقِّ عَلِىٍّ) فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لى تَبارَكَ وَتَعالَى الْعِصْمَةَ (مِنَ النّاسِ) وَ هُوَاللَّهُ الْكافِى الْكَریمُ.
و اكنون به عبودیت خویش و پروردگارى او گواهى مى‏ دهم. و وظیفه خود را در آن چه وحى شده انجام مى‏ دهم مباد كه از سوى او عذابى فرود آید كه كسى یاراى دور ساختن آن از من نباشد هر چند توانش بسیار و دوستى ‏اش (با من) خالص باشد - معبودى جز او نیست - چرا كه اعلام فرموده كه اگر آن‏چه (درباره‏ ى على) نازل كرده به مردم نرسانم، وظیفه‏ ى رسالتش را انجام نداده ‏ام. و خداوند تبارك و تعالى امنیت از [آزار] مردم را برایم تضمین كرده و البته كه او بسنده و بخشنده است.

11. فَأَوْحى إِلَىَّ: (بِسْمِ‏اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، یا أَیُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ ــ فى عَلِىٍّ یَعْنى فِى الْخِلاَفَةِ لِعَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ ــ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ).
پس آن‏گاه خداوند چنین وحى ‏ام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. اى فرستاده‏ ى ما! آن‏چه از سوى پروردگارت درباره‏ى على و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ كن، وگرنه ‏رسالت خداوندى را به انجام نرسانده ‏اى و او تو را از آسیب مردمان نگاه مى ‏دارد.»

12. مَعاشِرَالنّاسِ، ما قَصَّرْتُ فى تَبْلیغِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ تَعالى إِلَىَّ، وَ أَنَا أُبَیِّنُ لَكُمْ سَبَبَ هذِهِ الْآیَةِ: إِنَّ جَبْرئیلَ هَبَطَ إِلَىَّ مِراراً ثَلاثاً یَأْمُرُنى عَنِ السَّلامِ رَبّى - وَ هُوالسَّلامُ - أَنْ أَقُومَ فى هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ كُلَّ أَبْیَضَ وَأَسْوَدَ: أَنَّ عَلِىَّ بْنَ أَبى طالِبٍ أَخى وَ وَصِیّى وَ خَلیفَتى (عَلى‏ أُمَّتى) وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدى، الَّذى مَحَلُّهُ مِنّى مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسى‏ إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِىَّ بَعْدى وَهُوَ وَلِیُّكُمْ بَعْدَاللَّهِ وَ رَسُولِهِ،
هان مردمان! آن‏چه بر من فرود آمده در تبلیغ آن كوتاهى نكرده ‏ام و حال برایتان سبب نزول آیه را بیان مى‏ كنم: همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوى سلام، پروردگارم - كه تنها او سلام است - فرمانى آورد كه در این مكان به‏ پا خیزم و به هر سفید و سیاهى اعلام كنم كه علىّ‏ بن ابى‏ طالب برادر، وصى و جانشین من در میان امت و امام پس از من بوده.جایگاه او نسبت به من به ‏سان هارون نسبت به موسى است، لیكن پیامبرى پس از من نخواهد بود او (على) صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است.

13. وَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى‏ عَلَىَّ بِذالِكَ آیَةً مِنْ كِتابِهِ (هِىَ): (إِنَّما وَلِیُّكُمُ‏اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ و وَیُؤْتونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ)، وَ عَلِىُّ بْنُ أَبى طالِبٍ الَّذى أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى‏الزَّكاةَ وَهُوَ راكِعٌ یُریدُاللَّهَ عَزَّوَجَلَّ فى كُلِّ حالٍ.
و پروردگارم آیه ‏اى بر من نازل فرموده كه: «همانا ولى، صاحب اختیار و سرپرست شما، خدا و پیامبر او و ایمانیانى هستند كه نماز به‏ پا مى‏ دارند و در حال ركوع زكات مى ‏پردازند.» و هر آینه علىّ ‏بن ابى ‏طالب نماز به‏ پا داشته و در ركوع زكات پرداخته و پیوسته خداخواه است.

14. وَسَأَلْتُ جَبْرَئیلَ أَنْ یَسْتَعْفِىَ لِىَ (السَّلامَ) عَنْ تَبْلیغِ ذالِكَ إِلیْكُمْ - أَیُّهَاالنّاسُ - لِعِلْمى بِقِلَّةِ الْمُتَّقینَ وَكَثْرَةِ الْمُنافِقینَ وَإِدغالِ اللّائمینَ وَ حِیَلِ الْمُسْتَهْزِئینَ بِالْإِسْلامِ، الَّذینَ وَصَفَهُمُ‏اللَّهُ فى كِتابِهِ بِأَنَّهُمْ یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مالَیْسَ فى قُلوبِهِمْ، وَیَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَاللَّهِ عَظیمٌ.
و من از جبرئیل درخواستم كه از خداوند سلام اجازه كند و مرا از این مأموریت معاف فرماید. زیرا كمى پرهیزگاران و فزونى منافقان و دسیسه‏ ى ملامت‏گران و مكر مسخره ‏كنندگان اسلام را مى ‏دانم؛ همانان كه خداوند در كتاب خود در وصفشان فرموده: «به زبان آن را مى ‏گویند كه در دل‏هایشان نیست و آن را اندك و آسان مى‏ شمارند حال آن كه نزد خداوند بس بزرگ است.»

15. وَكَثْرَةِ أَذاهُمْ لى غَیْرَ مَرَّةٍ حَتّى‏ سَمَّونى أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنِّى كَذالِكَ لِكَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إِیّاىَ وَ إِقْبالى عَلَیْهِ (وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنِّى) حَتّى‏ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فى ذالِكَ (وَ مِنْهُمُ الَّذینَ یُؤْذونَ النَّبِىَّ وَ یَقولونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ ـ (عَلَى‏الَّذینَ یَزْعُمونَ أَنَّهُ أُذُنٌ) ـ خَیْرٍ لَكُمْ، یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنینَ) الآیَةُ. وَلَوْشِئْتُ أَنْ أُسَمِّىَ الْقائلینَ بِذالِكَ بِأَسْمائهِمْ لَسَمَّیْتُ وَأَنْ أُوْمِئَ إِلَیْهِمْ بِأَعْیانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَأَنْ أَدُلَّ عَلَیْهِمُ لَدَلَلْتُ، وَلكِنِّى وَاللَّهِ فى أُمورِهمْ قَدْ تَكَرَّمْتُ.
و نیز از آن روى كه منافقان بارها مرا آزار رسانیده تا بدانجا كه مرا اُذُن [سخن شنو و زودباور] نامیده ‏اند، به خاطر همراهى افزون على با من و رویكرد من به او و تمایل و پذیرش او از من، تا بدانجا كه خداوند در این موضوع آیه‏ اى فرو فرستاده: «از آنانند كسانى كه پیامبر خدا را مى ‏آزارند و مى گویند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: آرى سخن شنو است. ـ بر علیه آنان كه گمان مى‏ كنند او تنها سخن مى ‏شنود ـ لیكن به خیر شماست، او (پیامبر صلى ‏الله علیه و آله و سلم) به خدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق مى‏ كند و راستگو مى‏ انگارد.» و اگر مى ‏خواستم نام گویندگان چنین سخنى را بر زبان آورم و یا به آنان اشارت كنم و یا مردمان را به سویشان هدایت كنم [كه آنان را شناسایى كنند] مى‏ توانستم، لیكن سوگند به خدا در كارشان كرامت نموده لب فروبستم.

16. وَكُلُّ ذالِكَ لایَرْضَى اللَّهُ مِنّى إِلاّ أَنْ أُبَلِّغَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَىَّ (فى حَقِّ عَلِىٍّ)، ثُمَّ تلا: (یا أَیُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ - فى حَقِّ عَلِىٍّ - وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ).
با این حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر این‏كه آن چه در حق على فرو فرستاده به گوش شما برسانم. سپس پیامبر صلّى اللّه علیه و آله چنین خواند: «اى پیامبر ما! آن‏چه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده - در حق على - ابلاغ كن وگرنه كار رسالتش را انجام نداده ‏اى. و البته خداوند تو را از آسیب مردمان نگاه مى ‏دارد.»

منبع:سایت غدیر

لینک مرتبط:
تفسیر خطبه غدیر


   


نظرات()   

از مهدی فاطمه سلام الله علیها چه می دانیم؟