تبلیغات
از مهدی فاطمه سلام الله علیها چه می دانیم؟ - مطالب آذر 1393
از مهدی فاطمه سلام الله علیها چه می دانیم؟
سه شنبه 11 آذر 1393 :: نویسنده : مهدی
اسلام دین همیشگی خدا
از بررسی آیات هدایت گر قرآن کریم استفاده می شود که دین در تمام دوران تاریخ بشر همواره یکی بوده، و آن «اسلام» بوده، و همه شریعتها در زمان هر صاحب شریعت به نام اسلام تشریع شده تا در زمان رسالت خاتم انبیا حضرت محمّد بن عبدالله (صلی الله علیه وآله وسلم) به اوج کمال رسیده و نام مخصوص شریعت حضرت ختمی مرتبت گردیده است.

بنابر این، طبق این توضیح و دلایلی که از قرآن خواهیم آورد، ریشه همه ادیان یکی است، و همه پیامبران از حضرت آدم (علیه السلام) تا وجود مقدّس خاتم انبیا مردم را به سوی خدای یکتا دعوت نموده اند، ولی در میان تمام ادیان آسمانی تنها دین جامع و کامل، و دین پسندیده و مورد رضای خدا، و دین تکامل یافته، دین مبین اسلام است که با بعثت خاتم انبیا، نبوّت به وجود مبارک آن حضرت ختم گردیده، و دین حق کامل شده، و پس از او پیغمبری نخواهد آمد، و دین او ابدی و جاودانی و خاتم ادیان است. از این رو، از نظر قرآن، دین انحصار به اسلام دارد، و هر کس غیر از اسلام دین دیگری را برای خود اختیار کند از او پذیرفته نمی شود.

به هر حال، بر اساس آیاتی که بیانگر آثار و حقیقت اسلام است، اسلام تنها دین حق، و دین خدا، و دین توحید، و دین همه پیامبران است که به سوی او دعوت نموده اند، و دین حق غیر از اسلام به حق نخواهد بود، و هر تعبیر دیگری که از دین حق شود اگر مفهومش مفهوم اسلام نباشد دین حق نیست؛ زیرا نه برای دین حق اسمی بهتر از اسلام می توان یافت، و نه برای انسان، کمال و مرتبه ای بالاتر از آن می توان تصوّر نمود.

به همین جهت خداوند در قرآن کریم از زبان حضرت ابراهیم (علیه السلام)، حضرت اسماعیل (علیه السلام)، پیامبر اکرم، حواریّون حضرت عیسی (علیه السلام)، فرزندان حضرت یعقوب (علیه السلام)، بلقیس و فرعون، به هنگام بحث از گروندگان به آیین حقّ، با لفظ «اسلام»، «مسلم» و «مسلمین» یاد فرموده است. اینک به چند آیه در این زمینه توجّه فرمایید:

1 ـ (إنّ الدّینَ عِنْدَ اللّهِ الاِْسْلامُ). (611).
«همانا دین در نزد خدا اسلام است».

2 ـ (مِلَّةَ اَبِیکُمْ اِبْراهِیمَ هُوَ سَمَّـیکُمُ الْمُسْلِمینَ مِنْ قَبْلُ...) (612).
«آیین پدرتان حضرت ابراهیم، او بود که قبلا شما را مسلمان نامید».

3 ـ (وَ اَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمانَ للهِِ رَبِّ الْعالَمینَ). (613).
«با سلیمان برای خداوندی که پروردگار عالمیان است اسلام آوردم». (از زبان بلقیس)

4 ـ (نَحْنُ اَنْصارُ اللهِ آمَنّا باللهِ وَاشْهَدْ بِاَنّا مُسْلِمُونَ). (614).
«ما یاوران خداییم، به خدا ایمان آوردیم. و تو گواه باش که ما اسلام آورده ایم». (از زبان حواریّون حضرت عیسی علیه السلام)

5 ـ (لا نُفَرِّقُ بَیْنَ اَحَد مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ - وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الاِْسْلامِ دِیناً فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الاْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ). (615).
«میان هیچ یک از آنان پیامبران فرق نمی گذاریم و ما برای او اسلام آورده ایم - و هر که جز اسلام، دینی دیگر جوید، هرگز از وی پذیرفته نشود، و وی در آخرت از زیانکاران است».

6 ـ (فَما وَجَدْنا فِیها غَیْرَ بَیْت مِنَ الْمُسْلِمینَ). (616).
«ولی در آنجا جز یک خانه از مسلمانان نیافتیم». (از زبان فرشتگان در مورد قوم حضرت لوط علیه السلام).

7 ـ (قالُوا نَعْبُدُ اِلهَکَ وَاِلهَ آبائِکَ اِبْراهِیمَ وَاِسْماعِیل وَاِسْحاقَ اِلهاً واحِداً وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ). (617).
«گفتند: معبود تو و معبود پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق ـ معبودی یگانه ـ را می پرستیم و برای او اسلام آورده ایم». (از زبان فرزندان حضرت یعقوب علیه السلام، خطاب به او هنگام رحلتش).

8 ـ (وَمَنْ اَحْسَنُ قَوْلا مِمَّنْ دَعا اِلَی الله وَعَمِلَ صالِحاً وَقال اِنَّنی مِن الْمُسْلِمینَ). (618).
«گفتار چه کسی بهتر است از آن کس که به سوی خدا دعوت کند و عمل شایسته انجام دهد و بگوید من از مسلمانانم؟».

از این آیات استفاده می شود که همه شرایع آسمانی در زبان صاحب شریعت «اسلام» نام داشته است، اگر چه ما آنها را به نامهای دیگری چون یهودیّت، مسیحیّت و غیر آنها می شناسیم، و این نامها به تناسبهای دیگری اتّخاذ شده است. و هیچ منافاتی هم ندارد که نام کلّی ادیان آسمانی در نزد خدای تعالی همان اسلام بوده باشد؛ زیرا ـ چنان که گفتیم ـ ریشه همه ادیان آسمانی یکی است، و آن رشته گسترده ای است که از زمان آدم ابوالبشر توسّط پیک وحی بر دل پیامبران درخشیده و با رسالت خاتم انبیا به اوج کمال و تمام رسیده است.

آری! دین در پیشگاه خدا، اسلام است،و آن تسلیم در برابر ندای فطرت، تسلیم در برابر وحدانیّت و یکتایی خدا، و تسلیم در برابر قدرت و عظمت خداوند ازلی و سرمدی است. و اگر دین حضرت خاتم الانبیاء به این نام نامگذاری شده برای این است که «اسلام» تسلیم محض است، و اسلام هیچ کس به جز تسلیم شدن در برابر این دین، و پذیرفتن احکام و مقررات آن پذیرفته نیست؛ زیرا خدا واحد است، و دین حق واحد، و آن اسلام است که در مفهومش دوگانه پرستی و دوگانه خواهی و شرک وجود ندارد.

به گفته دکتر «گوستاولوبون» فرانسوی: «عقیده توحید، تاج افتخاری است که در بین ادیان بر سر اسلام نهاده شده است». (619).

اسلام، همه مردم جهان را به سوی یک خدا می خواند، و تمام بشریّت را به سوی یک دین دعوت می نماید، و تعلیماتش همه افراد بشر را به سوی یک جامعه سوق می دهد، و هیچ یک از اعتبارات و امتیازاتی که از آن، جامعه های کوچک و بزرگ فعلی بر اثر جنس و رنگ و نژاد به وجود آمده است به رسمیّت نمی شناسد، بلکه تمام جهان و زمین پهناور خدا را وطن انسان اعلام می دارد.

به گفته یکی از دانشمندان محقّق: «فکر گنجاندن بشریّت در وطن واحد، بدون توجّه به جنس، رنگ، زبان، و حدود جغرافیایی، هدیه ای است که اسلام آن را به مدنیّت بشر اهدا کرده است». (620).

آری! اسلام تنها دین حق، و دین تمام مردم جهان، و دین جامعه بشری است، و دعوتش بر اساس ایمان به خدا، توحید خالص، و نفی هرگونه شرک و کفر و الحاد است.

اسلام یگانه راه نجات، و یگانه عامل وحدت، و تنها دین جامع و کاملی است که تمام احکام و مقررات و اهداف توحیدی آن چون: وحدت دین، وحدت جامعه، وحدت نظام، وحدت قانون، وحدت رهبری، همه و همه برای نجات نسل بشر و سعادت و خوشبختی عموم مردم آمده است.

اسلام دینی است که شالوده و اساس آن بر پایه عقیده توحید و ایمان و اعتقاد به خدای یگانه نهاده شده، و با این اعتقاد، طرز تفکّر انسانها را عوض می کند، و افکار جامعه را بالا می برد، و بینش افراد را وسیع می گرداند، و ملّیتهای مختلف را بدون توجّه به جنس، رنگ و زبان به دور خود جمع می کند، و سعادت دنیا و آخرت انسانها را تأمین می نماید، و هدفش آزاد ساختن بشر از زیر یوغ عادات زشت، آداب ناپسند، استعمار، استثمار و استعباد است.

و به همین جهت، قرآن کریم بشریّت را به سوی یک دین و آیین، و یک هدف و مقصد، و اتّحاد و وحدت عمومی دعوت می نماید، و با صدای بلند و رسا فریاد بر می آورد که:

(یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا اِلی کَلِمَة سَواء بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ ألاَّ نَعْبُدَ إلاّ اللهَ وَلا نُشْرِکَ بِهِ شَیئاً وَ لا یَتَّخِدَ بَعْضُنا بَعْضاً اَرْباباً مَنْ دُونِ اللّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ). (621).

«بگو: ای اهل کتاب، بیایید بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است بایستیم که جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریک او نگردانیم، و بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدا به خدایی نگیرد. پس اگر از این پیشنهاد اعراض کردند، بگویید: شاهد باشید که ما مسلمانیم نه شما».

اسلام، دینی است که می خواهد حاکم بر مردم و جامعه، تنها، خدا و احکام خدا باشد، و در بین مردم تنها کتاب خدا حکومت کند، و رهبری جامعه را تنها کسی که از جانب خدا تعیین شده به عهده بگیرد. و به همین سبب، با تمام مظاهر شرک و بت پرستی، و انواع و اقسام ظلم و فساد و ستم مبازره می کند تا کسی خود را صاحب اختیار و مالک جامعه و حاکم بر سر نوشت مردم نداند، و همه در سایه حکومت خدا، و منطقه زیر نفوذ خدا، و تعالیم عالیه اسلام در آسایش و آرامش زندگی کنند.

اسلام آمده است تا همه اُمّتها و ملّتها را متّحد ساخته، آنها را به یک اُمّت و ملّت تبدیل نموده، و اساس همه تضادّها، برخوردها، اختلافها و جداییها را که از کفر و شرک و پرستش غیر خدا مایه می گیرد، از ریشه و بن بخشکاند، و تمام اختلافات قومی، نژادی، ملّی، وطنی، جغرافیایی، حزبی، مسلکی، و حتّی اختلافات دینی را از میان ببرد، تا جایی که همه در برابر خدای تعالی خاضع و خاشع شوند، و تنها خدای یگانه را بپرستند، و در سایه حکومت یک دین، و یک رهبر، و یک قانون اساسی زندگی کنند. اسلام قبل از آن که دین یک جامعه و یک ملّت باشد، دین جامعه بشری و آیین جهانی و نظام جامعه جهانی است، و نظام جهانی اسلام با هیچ یک از نظامهای حاکم بر جهان قابل مقایسه نیست.

بنابر این، اسلام و نظامش را نمی توان به یک ملّت و یک جامعه و اهل یک منطقه اختصاص داد؛ بلکه آن، یک دین جامع جهانی است که همه باید به آن بگروند، همه باید یک خدا را پرستش کنند، و در یک جامعه زندگی کنند، و با یک نظام و قانون الهی سیر «الی الله» داشته باشند، و اسلام را که عالی ترین و کامل ترین طر ح وحدت است، بپذیرند. و در برابر آن سر تسلیم فرود بیاورند تا آنجا که غیر از دین خدا و مملکت خدا، دین و مملکت دیگری در عالم، وجود نداشته باشد، و دین تماماً از آنِ خدا باشد.

اینک برای تکمیل بحث، مسأله خاتمیّت اسلام و قرآن و پیامبر اکرم را از دیدگاه قرآن و روایات اسلامی تحت چند عنوان مورد بررسی قرار می دهیم.

پی نوشت ها:
611)
سوره آل عمران، آیه 19.
612) سوره حج، آیه 78.
613) سوره نمل، آیه 44.
614) سوره آل عمران، آیه 52.
615) سوره آل عمران، آیه 84 و 85.
616) سوره الذاریات، آیه 36.
617) سوره بقره، آیه 133.
618) سوره فصّلت، آیه 33.
619) تاریخ تمدّن اسلام و عرب، ص 142، به نقل از امامت و مهدویّت.
620) امامت و مهدویت، ج 2، ص 62.
621) سوره آل عمران، آیه 64.

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌ شهیدی‌

تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات






نوع مطلب : مهدویت در اسلام و دیگر مذاهب و ملل جهان، 
برچسب ها : دین آینده جهان، اسلام، مسیحیت، یهودیت، اسلام دین همیشگی خدا،
لینک های مرتبط :



حضرت باقر(علیه السلام) نجات انسان را در پاکی و تقوا می داند و در این باره سخنان نغز و زیبایی دارد که به نمونه هایی اشاره می شود:

1. آن حضرت در نامه به سعد خیر نوشت: «انّ اللّه یقی بالتّقوی عن العبد ما غرب عنه عقله و یجلی بالتّقوی عنه عماه و جهله و بالتّقوی نجا نوحٌ و من معه فی السّفینة و صالحٌ و من معه من الصّاعقة و بالتّقوی فاز الصّابرون و نجت تلک العصب من المهالک؛(1)
به راستی خداوند به وسیله تقوا از بنده در مقابل آنچه از فهم عقل پوشیده مانده، محافظت می کند و به وسیله تقوا کوری و نادانی او را بر طرف می سازد و به وسیله تقواست که نوح(علیه السلام) و همراهان او در کشتی نجات یافتند و به وسیله تقوی صالح(علیه السلام) و همراهان از صاعقه نجات یافتند و به وسیله تقواست که صابران رستگار شدند و آن گروه ها از هلاکت نجات یافتند.»

2. در جای دیگر به سعد خیر فرمود: «اوصیک بتقوی اللّه فانّ فیها السّلامة من التّلف و الغنیمة فی المنقلب؛(2)
تو را به تقوا و خداترسی توصیه می کنم، زیرا در تقوا سلامت و رهایی از تلف شدن (و هلاکت) و سود بردن در بازگشتگاه (آخرت) است.»

ضمناً علائم و نشانه های متقین را نیز بیان می کند تا بتوانیم خود را چک کنیم که علامت تقوا را دارا هستیم یا نه.

حضرت باقر(علیه السلام) از جدّش امیرمؤمنان نقل نموده که آن حضرت فرمود: «انّ لاهل التّقوی علاماتٍ یعرفون بها صدق الحدیث و اداء الامانة و الوفاء بالعهد..و قلّة المؤاتاة للنّساء و بذل المعروف و حسن الخلق وسعة الحلم و اتّباع العلم فیما یقرّب الی اللّه؛(3)
برای اهل تقوا نشانه هایی است که با آن شناخته می شوند(از جمله): راستگویی، امانتداری،وفای به عهد،...کمتر آمیختن با زنان، احسان بی دریغ، خوش اخلاقی، با حوصلگی و دریا دلی، و دنبال آگاهی و فهم بودن در آن چیزی که انسان را به خدا نزدیک می سازد.»


پی نوشت ها:
1) منتخب میزان الحکمة، ص 544، ح 6660،به نقل از: الکافی، ج 8، ص 52، ح 16.
2) همان.
3) همان، ص 545 ـ 546، ح 6675؛ الخصال، صدوق، ص 483، ح 56.

منبع: پایگاه حوزه





نوع مطلب : خاندان عصمت و طهارت (ع)، 
برچسب ها : ولادت امام باقر علیه السلام، گناهان، گرفتاریها، راستگویی، امانتداری، وفای به عهد، خوش اخلاقی،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :