از مهدی فاطمه سلام الله علیها چه می دانیم؟ tag:http://porsemanemahdaviat.mihanblog.com 2017-09-26T01:13:13+01:00 mihanblog.com نبوغ و استعداد حضرت زینب سلام الله علیها 2015-02-24T07:02:13+01:00 2015-02-24T07:02:13+01:00 tag:http://porsemanemahdaviat.mihanblog.com/post/406 مهدی در تاریخ آمده كه روزى امیرمؤمنان علیه‌ السلام در میان دو فرزند خردسالش عباس و زینب نشسته بود كه رو به عباس نموده فرمود: «قل واحد» بگو یك.عباس آن را گفت.سپس فرمود: «قل اثنان» بگو دو.عباس در پاسخ گفت: «استحیى ان اقول باللسان الذى قلت واحد، اثنان»؛ شرم دارم با زبانى كه یكى گفته ام، دو بگویم.آن گاه امیرمؤمنان علیه‌ السلام چشمان عباس علیه‌ السلام را بوسه زد؛ چرا كه كلام این فرزند خردسال اشاره به وحدانیت خداى تعالى و توحید او مى كرد.سپس رو به زینب علیها‌ السلام كرد، ولى زینب منتظر سئوال پدر نمانده،
میلاد حضرت زینب سلام الله علیها


در تاریخ آمده كه روزى امیرمؤمنان علیه‌ السلام در میان دو فرزند خردسالش عباس و زینب نشسته بود كه رو به عباس نموده فرمود: «قل واحد» بگو یك.
عباس آن را گفت.

سپس فرمود: «قل اثنان» بگو دو.
عباس در پاسخ گفت: «استحیى ان اقول باللسان الذى قلت واحد، اثنان»؛ شرم دارم با زبانى كه یكى گفته ام، دو بگویم.

آن گاه امیرمؤمنان علیه‌ السلام چشمان عباس علیه‌ السلام را بوسه زد؛ چرا كه كلام این فرزند خردسال اشاره به وحدانیت خداى تعالى و توحید او مى كرد.
سپس رو به زینب علیها‌ السلام كرد، ولى زینب منتظر سئوال پدر نمانده، خود سئوالى مطرح كرد و گفت: پدر! ما را دوست دارى؟
امیرمؤمنانعلیه‌السلام فرمود: آرى دخترم، فرزندان پاره هاى قلب ما هستند.

زینب علیها‌ السلام با این مقدمه، وارد سئوال اصلى شد و پرسید: پدر! دو محبت - محبت خدا و محبت اولاد - در قلب مؤمن جا نمى گیرد. پس اگر باید دوست داشته باشى، شفقت و مهربانى را نثار ما كن و محبت خالص را تقدیم خداوند.

على علیه‌ السلام كه این درك، و شناخت و استعداد را در این دختر و پسر خردسالش مشاهده نمود، بر علاقه اش نسبت به آنان افزوده شد. » زینب علیها‌ السلام به دلیل همین نبوغ و استعداد و دیگر كمالاتى كه در وجودش بود، از احترام ویژه خانواده پدر برخوردار شد. (۱۵)

پی نوشت:
۱۵) کتاب ره توشه راهیان نور، ص ۲۶۰


]]>
دین آینده جهان / بخش هفتم 2015-01-24T06:35:27+01:00 2015-01-24T06:35:27+01:00 tag:http://porsemanemahdaviat.mihanblog.com/post/405 مهدی دین اسلام خاتم ادیان استطبق صریح آیات قرآن کریم و روایات وارده از معصومین (علیهم السلام) دین مبین اسلام، دینی است ابدی و جاودانی که پروردگار بزرگ عالمیان آن را در میان تمام ادیان آسمانی برگزیده، و عمرش را همدوش عمر عالم انسانی و حیات بشریّت قرار داده، و احکام و قوانین آن را محکم و استوار نموده، و آن را خاتم ادیان معرفی نموده است. آیاتی که در این زمینه در قرآن کریم وارد شده فراوان است که ما به ذکر نمونه هایی از آنها اکتفا می کنیم.1 ـ در سوره آل عمران، آیه 19 می فرماید:(اِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللهِ دین اسلام خاتم ادیان است

طبق صریح آیات قرآن کریم و روایات وارده از معصومین (علیهم السلام) دین مبین اسلام، دینی است ابدی و جاودانی که پروردگار بزرگ عالمیان آن را در میان تمام ادیان آسمانی برگزیده، و عمرش را همدوش عمر عالم انسانی و حیات بشریّت قرار داده، و احکام و قوانین آن را محکم و استوار نموده، و آن را خاتم ادیان معرفی نموده است. آیاتی که در این زمینه در قرآن کریم وارد شده فراوان است که ما به ذکر نمونه هایی از آنها اکتفا می کنیم.

1 ـ در سوره آل عمران، آیه 19 می فرماید:
(اِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللهِ اْلاِسْلامُ).
«دین در پیشگاه خدا فقط اسلام است».

2 ـ و باز در همین سوره آل عمران، آیه 85 می فرماید:
(وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الاِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنهُ وَهُوَ فی الآخِرَةِ مِنَ الخاسِرِینَ).
«هر کس به جز اسلام آیین دیگری را اختیار کند هرگز از او پذیرفته نمی شود و در آخرت از زیانکاران است».

3 ـ در سوره مائده، آیه 3 می فرماید:
(اَلْیَومَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتی وَرَضِیْتُ لَکُمُ الاِسْلامَ دِیناً).
«امروز، دین را برای شما تکمیل نمودم، و نعمتم را برای شما تمام کردم، و راضی شدم که برای همیشه اسلام دینتان باشد».

4 ـ در سوره بیّنه، آیه 5 می فرماید:
(وَما اُمِرُوا إلاّ لِیَعْبُدُوا اللهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّین حُنَفاءَ وَ یُقیمُوا الصَّلاةَ وَیُؤتوا الزَّکاةَ وَذلِکَ دِینُ الْقَیِّمَة).
«ـ مشرکین ـ دستوری ندارند جز این که خدای را با نیّت پاک پرستش کنند، و از شرک به توحید بازگردند، و نماز بخوانند، و زکات بدهند، و اینست آیین ثابت و پایدار و جاودان».

چنان که روشن است این آیات، دین مبین اسلام را دین خالص پروردگار، و پابرجاترین راه هدایت، و آیین استوار و زوال ناپذیر، اعلام نموده، و گرویدن به غیر از آن را تا انقراض جهان غیر قابل قبول دانسته، و آن را تنها دین جامع و کامل و مورد رضای خدا و خاتم تمام ادیان الهی، و کمال و بلوغ دیانت و تمام نعمت معرفی فرموده است که احکام و قوانین آسمانی آن، چنان محکم و استوار است که ابدی و جاودانی و تا روز قیامت ثابت و پابرجاست، و هر کس غیر از آن، دین دیگری را اختیار کند نه تنها از او پذیرفته نمی شود، بلکه در برابر آن مجازات هم خواهد گردید.

به هر حال، هر چند که آیات یاد شده برای اثبات «خاتمیّت اسلام» کفایت می کند؛ ولی در عین حال، باید توجّه داشت که دلیل خاتمیّت اسلام منحصر به آنها نیست؛ زیرا هم آیات دیگری در قرآن وجود دارد که به این معنی اشاره می کند، و هم روایات فراوانی از پیشوایان معصوم (علیهم السلام) رسیده است که به ابدیّت و جاودانگی اسلام تصریح می نماید.

اینک به چند نمونه از روایاتی که در این مورد می آوریم، توجّه فرمایید:
1 ـ در تفسیر کبیر فخر رازی، و تفسیر «مجمع البیان» و تفسیر قرطبی، و صحیح بخاری، در حدیث معروفی از پیامبر گرامی اسلام نقل شده است که فرمود:
«بُعِثْتُ أنْا وَالسّاعَةُ کَهاتِین». (647).
«قیام و نهضت من و رستاخیز مانند دو انگشت دست با هم برابر است».

این جمله کنایه از این است که عمر شریعت آن حضرت با عمر جهان یکسان است، یعنی دین او ابدی و جاودانی است و بعد از شریعت اسلام، شریعتی نخواهد آمد.

2 ـ در حدیث معروف دیگر از آن حضرت نقل شده است که فرمود:
«حَلالِی حَلالٌ إلی یَومِ القِیامَةِ، وحَرامی حَرامٌ إلی یَومِ القِیامَةِ». (648).
«حلال من ـ برای همیشه ـ تا روز قیامت حلال است، و حرام من ـ برای همیشه ـ تا روز قیامت حرام است».

این تعبیر نیز بیانگر ادامه شریعت اسلام تا پایان جهان می باشد.

3 ـ امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در «نهج البلاغه» ضمن خطبه ای به ابدیّت اسلام و جاودانگی آن تصریح نموده و می فرماید: «ثُمَّ إنَّ هذَا الإسْلامَ دِینُ اللهَ الَّذِی اصْطَفاه لِنَفْسِهِ، وَاصْطَنَعَهُ عَلی عَیْنِهِ، وَأصفاهُ خِیَرَةَ خَلْقِهِ، وَأقامَ دَعائِمَهُ عَلی مَحَبّتهِ، أَذَّلَ الأَدْیانَ بِعِزَّتِهِ، وَوَضَعَ المِلَلَ بِرَفْعِهِ، وأهانَ أعْدائَهُ بِکَرامَتِهِ، وَخَذَلَ مُحادِّیهِ بِنَصْرِهِ، وَهَدَمَ أرْکان الضِّلالَةِ برُکْنِهِ... ثُمَّ جَعَلَهُ لاَ انْفِصامَ لِعُرْوَتِهِ، وَلا فَکَّ لِحَلْقَتِهِ، وَلا انهِدام لاِساسِهِ، وَلا زَوالَ لِدَعائِمِهِ، وَلا انْقِلاع لِشَجَرَتِهِ، وَلاَ انْقِطاعَ لِمُدَّتِهِ، وَلا عَفاءَ لِشرائعِهِ، وَلا جَذّ لِفُرُوعِهِ...» (649).

«این اسلام، دین خداست، وآیینی است که پروردگار بزرگ آن را در میان ادیان برای خود برگزیده، و آن را با نظر عنایت خویش به وجود آورده، و برای تبلیغ آن بهترین آفریدگان خود ـ حضرت محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) ـ را اختیار نموده، و ستونهایش را بر اساس دوستی و محبّت خویش بنا نهاده است.
با عزّت بخشیدن به اسلام ادیان دیگر را خوار و ذلیل نموده، و با برتری دادن به اسلام دیگر ملّتها را پست و حقیر شمرده، و با عظمت دادن به اسلام دشمنان را کوچک و بی اعتبار گردانیده، و با یاری دادن به اسلام مخالفان را زبون ساخته، و با استوار ساختن اسلام پایه های گمراهی را ویران کرده است.
اساس اسلام را آنچنان محکم و استوار نموده که نه دستاویز آن از هم می گسلد، و نه رشته ارتباطش از هم باز می شود، نه اساس آن منهدم می گردد، و نه پایه هایش فرو می ریزد، نه درخت تنومندش از ریشه بیرون می آید و نه مدّتش پایان می پذیرد، نه احکام و قوانینش از بین می رود و نه شاخه هایش کنده می شود».

5 ـ در حدیث دیگری که در همان کتاب «کافی» از امام صادق (علیه السلام) نقل شده، چنین آمده است که فرمود:
«حَلالُ محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) حَلالٌ أبَداً إلی یَومِ القِیامَةِ، وَ حَرامُهُ حَرامٌ أبَداً إلی یَوم القِیامَةِ، لا یَکُونُ غَیْرُهُ وَ لا یجی غَیْرُهُ». (650).
«حلال محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) ـ برای همیشه ـ تا روز قیامت حلال است، و حرام او ـ برای همیشه ـ تا روز قیامت حرام است، غیر آن نخواهد بود و غیر از او نخواهد آمد». (651).

آنچه تا اینجا مورد بحث و بررسی قرار گرفت، مسأله خاتمیّت اسلام از دیدگاه قرآن و روایات اسلامی بود که به روشنی گواهی می دادند که دین، انحصار به «اسلام» دارد، و پس از آمدن اسلام، دین و شریعتی نخواهد آمد، و هر کسی دین و آیین دیگری برای خود اختیار کند از او پذیرفته نخواهد شد.

با توجّه به آن چه گذشت به این نتیجه می رسیم که:
1 ـ دین، در پیشگاه خدا اسلام است، و اسلام، دین حق، دین خدا، دین توحید، دین همه پیامبران، و دین جامعه جهانی، و دین تمام بشریّت است، و پس از اسلام، هیچ دین و آیینی از کسی پذیرفته نمی شود.

2 ـ رسالت رسول گرامی اسلام جهانی و همگانی است، و پیامبر اکرم برای هدایت و راهنمایی همه جهانیان مبعوث شده است.

3 ـ قرآن کریم، قانون اساسی اسلام، و تنها کتابی است که تمام ابعاد زندگی انسان را مطرح نموده، و برای سعادت افراد بشر و همه انسانها آمده است.

4 ـ امامت و رهبری نیز که یک بُعد آن، زمامداری، تنظیم و تدبیر اُمور جامعه است، پیشوایی و رهبری همه مردم است که «امام» به همه اقشار ملّت و جامعه تعلّق دارد چنان که خداوند در قرآن کریم در مورد امامت حضرت ابراهیم (علیه السلام) می فرماید:
(اِنِّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ اِماماً). (652).
«من تو را امام ـ و پیشوای ـ همه مردم قرار دادم».

از آنچه تا اینجا گفته شد، این نتیجه به دست می آید که: «اسلام» با آن تعلیمات، تشریعات، و قوانین جامع و کاملش ـ که از لحاظ جهان بینی و جهان داری و تأمین احتیاجات فردی، اجتماعی، مادی و معنوی برای سعادت و خوشبختی بشریّت آمده، و در تمام مراحل زندگی و در همه زمانها، با تمام ترقی و پیشرفت و تکامل عقل و علم قابل تطبیق است ـ ناچار باید به یک حکومت متّحد جهانی و نظام عادلانه اسلام منتهی گرددکه محور تمام اُمور در آن حکومت و نظام، خدا، احکام خدا، و تعالیم عالیه اسلام باشد.

بنابر این، جای هیچ گونه شکّ و تردید نیست که تأسیس حکومت واحد جهانی و ظهور مبارک حضرت مهدی (علیه السلام) با وحدت جامعه و جهانی شدن اسلام ارتباط کامل دارد، و برای اتمام نویدهای قرآن کریم، ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) یک امر حتمی و لازم است، چه آن که بدون تحقّق وعده های قرآن و ظهور حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) اسلام ناتمام است، و آن گونه که باید، رسالت جهانی خود را ایفا ننموده است.

پی نوشت ها:
647)
تفسیر فخر رازی ج 29، ص 29 ؛ تفسیر مجمع البیان، ج 7، ص 39 آیه اول سوره انبیاء ؛ تفسیر قرطبی، ذیل آیه 18 از سوره محمّد؛ صحیح بخاری، ج 6، ص 554، در تفسیر سوره نازعات.
648)
بحار الانوار، ج 2، ص 260، ح 17.
649) نهج البلاغه فیض، ص 638، خ 189 و صبحی صالح ص 313 خ 198.
650) کافی، ج 1، ص 58، ح 19.
651) کافی، ج 1، ص 58، ح 19.
652) سوره بقره، آیه 124.

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌ شهیدی‌

تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات

]]>
دین آینده جهان / بخش ششم 2015-01-17T02:45:26+01:00 2015-01-17T02:45:26+01:00 tag:http://porsemanemahdaviat.mihanblog.com/post/404 مهدی خاتمیت قرآن در روایاتعلاوه بر آیاتی که متذکّر شدیم در برخی از فرمایشات ائمّه معصومین (علیهم السلام) نیز «خاتمیّت قرآن» مطرح شده است که برای نمونه ذیلا به بعضی از آنها اشاره می کنیم.امیر مؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید:«وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَیْسَ عَلی أحَد بَعْدَ القُرآن مِنْ فاقَة، وَ لا لاِحَد قَبلَ القُرآن مِن غِنیً». (642).«این را بدانید که پس از تابش انوار هدایت قرآن هیچ کس ـ به کتاب و قانون دگری ـ نیاز ندارد، و هرگز احدی پیش از آشنایی با قران از آن بی نیاز نیست».امام سجّاد (علیه السلام) خاتمیت قرآن در روایات

علاوه بر آیاتی که متذکّر شدیم در برخی از فرمایشات ائمّه معصومین (علیهم السلام) نیز «خاتمیّت قرآن» مطرح شده است که برای نمونه ذیلا به بعضی از آنها اشاره می کنیم.

امیر مؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید:
«وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَیْسَ عَلی أحَد بَعْدَ القُرآن مِنْ فاقَة، وَ لا لاِحَد قَبلَ القُرآن مِن غِنیً». (642).
«این را بدانید که پس از تابش انوار هدایت قرآن هیچ کس ـ به کتاب و قانون دگری ـ نیاز ندارد، و هرگز احدی پیش از آشنایی با قران از آن بی نیاز نیست».

امام سجّاد (علیه السلام) می فرماید:
«اللّهُمَّ إنَّک أعَنْتَنِی عَلی خَتْمِ کِتابِکَ الَّذی أنْزَلْتَهُ نُوراً، وَ جَعَلْتهُ مُهَیْمِناً عَلی کُلِّ کتاب أنْزَلْتَهُ، وَ فَضَّلْتَهُ عَلی کُلِّ حَدِیث قَصَصْتَهُ. وَ فُرْقاناً فَرَقْتَ بِهِ بَیْنَ حَلالِکَ وَ حَرامِکَ، وَ قُرْآناً أعْرَبْتَ بِهِ عَنْ شَرائعِ أحْکامِکَ، وَ کِتاباً فَصَّلتَهُ لِعِبادک تَفْصِیلا، وَوَحْیاً أنَزَلْتَهُ عَلی نَبِیِّکَ مُحَمَّد ـ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ آلِه ـ تَنْزِیلا». (643).
«خداوندا! تو مرا بر ـ خواندن قرآن ـ کتاب خود یاری نمودی، همان کتابی که آن را نور و روشنایی فرستادی، و بر هر کتابی که فرو فرستاده بودی گواه قرار دادی، و بر هر سخنی که از پیش گفته بودی برتری بخشیدی. و آن را وسیله جدایی حلال از حرام ساختی، و بیان نامه احکام و قوانین دینت قرار دادی، و کتابی که برای بندگانت به شرح و تفصیل آن پرداختی، و وحیی که آن را بر پیامبرت محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) فرو فرستادی».

امام باقر (علیه السلام) پنجمین پیشوای معصوم شیعه، مسأله «خاتمیّت قرآن» را در یک حدیث دیگر مورد تأکید قرار داده و در باره جامعیّت قرآن چنین می فرماید:
«إنّ الله تعالی لَمْ یَدَع شَیئاً تَحْتاج إلَیهِ الاُمَّةُ إلی یَومِ الْقِیامَةِ إلاّ أنزلَهُ فِی کتابه و بِیَّنَهُ لِرَسُولِهِ». (644).
«خداوند تبارک و تعالی آنچه را که اُمّت تا روز قیامت به آن نیازمند است فروگذار ننموده، و آن را در کتاب خود، ـ قرآن کریم ـ فرو فرستاده و برای پیامبرش بیان فرموده است».

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
«إنّ الله تَبارَکَ وَتَعالی لَمْ یَجْعَلْهُ لِزَمان دُونَ زَمان ولِناس دُون ناس، فَهُوَ فِی کُلِّ زمان جَدِید، وعِنْدَ کُلِّ قَوم غَضٌّ إلی یَومِ القِیامَةِ». (645).
«خداوند متعال قرآن را مخصوص زمانی خاص غیر از زمانهای دیگر، و مردمانی جز مردمان دیگر، قرار نداده است. به همین جهت است که قرآن تا روز قیامت در هر زمانی، نو و جدید، و در نزد هر قوم و ملّت، تازه است».

امام رضا (علیه السلام) می فرماید:
«اَلْقُرْآنُ... هُوَ حَبْلُ اللهِ الْمَتِینُ، وَ عُرْوَتُهُ الْوُثْقی وَ طَرِیقَتُهُ الْمُثْلی، اَلمُؤدِّی إلَی الْجَنّةِ، وَ الْمُنجِی مِنَ النّارِ، لا یَخْلَقُ مِنَ الأزمِنَةِ، وَ لا یَغُث عَلی الاْلْسِنَةِ، لاِنَّهُ لَمْ یُجْعَلْ لِزَمان دُونَ زَمان، بَلْ جُعِلَ دَلِیلُ الْبُرْهان، وَ حُجَّةٌ عَلی کُلِّ اِنسان». (646).
«قرآن ریسمان محکم خدا، و دستگیره مطمئن او و راه نمونه او است، که به بهشت می رساند، و از آتش می رهاند؛ با گذشت زمان کهنه نمی شود، و بر زبانها ناخوش نمی آید؛ زیرا برای زمان خاصّی جز زمان دیگر قرار داده نشده، بلکه دلیل و برهان است، و بر هر انسانی حجّت است».

اینها قسمتی از انبوه روایاتی است که گواه خاتمیّت قرآن است، و ابدیّت این کتاب بزرگ آسمانی را به عنوان آخرین کتاب اثبات می کند، و آن را به طور انحصار تا روز قیامت راهنما و پناهگاه بشریّت معرفی می نماید.

آری! قرآن خاتم کتب آسمانی است، کتابی است که پس از او کتاب دیگری نخواهد آمد، کتابی است که پس از گذشت سالها از رحلت رسول گرامی اسلام مانند زمان خود آن حضرت، به دعوت خود ادامه می دهد، و گذشت زمان و پیشرفت علم و عقل هرگز نخواهد توانست آن را کهنه و فرسوده سازد. زیرا این کتاب بزرگ الهی، کتاب هدایت و روشنی است، کتاب نور و رحمت است، کتاب احکام و قوانین فراگیر، و کتاب همیشه برای بشریّت است. خدا آن را برای همه انسانها و همه زمانها حجّت و برهان قرار داده، و تا انقراض جهان در تمام اعصار و شئون زندگی راهنمای همه انسانها خواهد بود.

پی نوشت ها:
642)
نهج البلاغه فیض، ص 567 و صبحی صالح، ص 252، خطبه 176.
643) صحیفه سجادیه، دعای 42.
644) بحار الانوار، ج 92، ص 84، ح 16، به نقل از بصائر الدرجات ص 6.
645) بحار الانوار، ج 2، ص 280، ح 44.
646) همان، ج 92، ص 14، ح 6 ـ عیون الاخبار، ج 2، ص 130.

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌ شهیدی‌

تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات

]]>
دین آینده جهان / بخش پنجم 2015-01-15T02:57:36+01:00 2015-01-15T02:57:36+01:00 tag:http://porsemanemahdaviat.mihanblog.com/post/403 مهدی قرآن کریم خاتم کتب آسمانی استتردیدی نیست که قرآن کریم، بزرگترین هدیه الهی برای بشریّت و همه انسانهاست که آنها را به سوی سعادت و خوشبختی، نجات و رستگاری جاودان هدایت می کند، و مهمترین دلیل بر حقّانیت اسلام و رسالت جاودانه پیامبر گرامی اسلام است که از میان تمام معجزات و خارق عاداتی که از آن حضرت صادر شده، برترین سند حقّانیت آن بزرگوار است.به اتّفاق تمام فرق اسلامی، «قرآن» یک معجزه بزرگ آسمانی، و کتابی برتر و بالاتر از افکار و اندیشه بشر است که علاوه بر این که محور اتّحاد و اتّفاق بین همه مسلمانان قرآن کریم خاتم کتب آسمانی است

تردیدی نیست که قرآن کریم، بزرگترین هدیه الهی برای بشریّت و همه انسانهاست که آنها را به سوی سعادت و خوشبختی، نجات و رستگاری جاودان هدایت می کند، و مهمترین دلیل بر حقّانیت اسلام و رسالت جاودانه پیامبر گرامی اسلام است که از میان تمام معجزات و خارق عاداتی که از آن حضرت صادر شده، برترین سند حقّانیت آن بزرگوار است.

به اتّفاق تمام فرق اسلامی، «قرآن» یک معجزه بزرگ آسمانی، و کتابی برتر و بالاتر از افکار و اندیشه بشر است که علاوه بر این که محور اتّحاد و اتّفاق بین همه مسلمانان است می تواند مرجعی برای رفع اختلافات گروهی و فرقه ای بوده و خطوط اصلی دین را به همه حق جویان بنمایاند.
قرآن، کتابی است که همواره با بیان اعجازآمیز خویش، حجّت را بر همه جهانیان تمام نموده، جویندگان حق را به مدارج عالی روحانی و عقلی عروج داده، خفّاشان، معاندان و ستیزه جویان را به خاک مذلّت و بدبختی نشانده، و در همه قرون و اعصار، صورت و معنی واقعی خود را همچنان محفوظ نگهداشته، و هرگز مورد دستبرد، و تغییر و تبدیل قرار نگرفته، و تاکنون کسی نتوانسته است کتابی مانند آن بیاورد، و در آینده هم کسی نخواهد توانست حتّی یک آیه مانند آیات آن بیاورد.

قرآن، معتبرترین سند برای اثبات معارف و احکام اسلامی است که خدای قادر و توانا، بقا و جاودانگی آن را برای همیشه ضمانت نموده، و از تحریف و دستبرد مصون داشته است، چنان که در این باره می فرماید:

«اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّکْرَ وَ اِنّا لَهُ لَحافِظُونَ».
«ما قرآن را فرو فرستادیم، و ما خود نگهدارنده آن هستیم». (638).

قرآن، کتابی است که برای سعادت بشریّت و خوشبختی همه انسانها نازل شده، و تمام نیازمندیهای بشر در آن منعکس گردیده، و برای کسانی که در برابر حق سر تسلیم فرود می آورند مایه هدایت، رحمت و بشارت به نعمتهای ابدی و جاودانی است، چنان که خداوند می فرماید:

(وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیء وَهُدیً وَرَحْمَةً وَبُشْری لِلْمُسْلِمِینَ). (639).
«ما این کتاب ـ قرآن ـ را بر تو نازل کردیم تا بیان کننده هر چیز بوده، و راهنما و رحمت و مژده ای برای مسلمانان باشد».

و در آیه دیگر می فرماید:
(ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شیء).
«ما در این کتاب، از بیان هیچ چیز فروگذار نکرده ایم». (640).

و در یک آیه دیگر می فرماید:
(وَ لا رَطْب وَ لا یابِس إلاّ فِی کِتاب مُبِین). (641).
«هیچ تر و خشکی نیست جز آن که در این کتاب مبین ـ و قرآن عظیم ـ بیان شده است».

آری! با آن که قرآن در زمان خاصی نازل شده و با مردم خاصی سخن گفته، و در مکان مشخّصی نازل گردیده است، در عین حال، مرز زمان و مکان را در هم شکسته و ما فوق زمان و مکان قرار گرفته، و هیچ گونه وابستگی به زمان و مکان ندارد؛ زیرا این کتاب بزرگ الهی ـ بر خلاف سایر کتب آسمانی ـ تنها برای بعضی از ازمنه و اعصار نازل نشده است؛ بلکه کتاب ابدی و جاودانی است که تا انقراض بشر، راهنمای ره گم گشته گان و حق جویان خواهد بود.

آری! قرآن کتابی است که حاوی انواع و اقسام شواهد اعجاز است. و الفاظ آن، اعجاز آمیز و معانی آن، اعجازآمیزتر، و چشمه های علوم و دانش و حکمت از سراسر آیات آن می جوشد. و آن معجزه ای گویا، جهانی، جاودانی و روحانی است که بزرگترین معجزه، و بالاترین گواه صدق پیامبر گرامی اسلام و خاتم تمام کتابهای آسمانی است.

به هر حال، این کتاب بزرگ الهی در آیاتی چند خود را خاتم کتب آسمانی معرفی نموده، و نزول هر کتاب آسمانی دیگر را پس از خود ممنوع و ممتنع دانسته است که برای نمونه به چند آیه اشاره می کنیم:

1 ـ در سوره انعام، آیه 115 چنین می فرماید:
(وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ).
«ای پیامبر! ـ سخن پروردگارت که راهنمای راستی و عدالت است ـ با نزول قرآن ـ پایان یافت، هیچ کس یارای آن را ندارد که کلمات او را دگرگون سازد، و او شنوا و داناست».

2 ـ در سوره کهف، آیه 27 چنین می فرماید:
(وَاتْلُ ما اُوحِیَ اِلَیْکَ مِنْ کِتابِ رَبِّک لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً).
«ای پیامبر! ـ آنچه از آیات کتاب پروردگارت بر تو وحی شده تلاوت کن. هیچ چیز، کلمات او را دگرگون نمی سازد، و به جز او ملجأ و پناهگاهی نتوانی یافت».

3 ـ در سوره سجده (فصّلت)، آیات 41 و 42 چنین می فرماید:
(اِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمّا جائَهُمْ وَ اِنَّهُ لَکِتابٌ عَزِیزٌ - لایَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیم حَمِید).
«کسانی که به این ذکر الهی ـ قرآن ـ هنگامی که به سراغ آنها آمد، کافر شدند ـ در گمراهی آشکارند ـ و این قرآن به طور قطع کتابی است شکست ناپذیر که هیچ گونه باطلی، نه از پیش رو، و نه از پشت سر به سراغ آن نخواهد آمد، چرا که از سوی خداوندِ حکیم و شایسته ستایش، نازل شده است».

از این آیات به خوبی استفاده می شود که «قرآن کریم» دارای حاکمیّت مطلق و غلبه کلّی بر تمام کتب آسمانی است، زیرا مطابق آیات یاد شده، نه کسی می تواند حقایق آن را ابطال کند، و نه در آینده منسوخ می گردد، نه آیه و کلمه ای از آن کم شده، و نه چیزی بر آن افزوده می شود، نه خط نسخ و بطلان بر آن کشیده می شود، و نه دست تحریف به سوی آن دراز می گردد.

و به طور خلاصه، «قرآن» کتابی است که هیچ گونه باطلی به سراغ آن نخواهد آمد، چرا که این کتاب آسمانی شکست ناپذیر، از سوی خداوند حکیم و قادر علی الاطلاق نازل شده، و آیاتش محکم و ابدی است، و آنچه ذات اقدس حضرت احدیّت فرموده است از روی حکمت و مصلحت است. از این رو، «قرآن» کتاب همیشه ـ جاوید ـ، و تا انقراض جهان رهبر و راهنمای آدمیان، و پناهگاه ره گم گشته گان، و خاتم کتب همه پیامبران است که جریان انوار هدایتش همچون جریان تابش خورشید و ماه تا به ابد ادامه خواهد داشت.

پی نوشت ها:
638)
سوره حجر، آیه 9.
639) سوره نحل، آیه 89.
640) سوره انعام، آیه 38.
641) سوره انعام، آیه 59.


منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌ شهیدی‌

تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات

]]>
دین آینده جهان / بخش چهارم 2015-01-05T04:40:20+01:00 2015-01-05T04:40:20+01:00 tag:http://porsemanemahdaviat.mihanblog.com/post/402 مهدی دلایل خاتمیت پیامبر اسلام در روایاتگرچه آیاتی که متذکّر شدیم برای اثبات عمومیّت دعوت پیامبر و خاتمیّت آن حضرت کفایت می کند؛ ولی باید توجّه داشت که دلایل خاتمیّت پیامبر منحصر به آیات قرآنی نیست؛ بلکه در این زمینه روایات فراوانی از خود آن حضرت و سایر پیشوایان معصوم (علیهم السلام) نیز رسیده است که برای نمونه، برخی از آنها را در اینجا می آوریم:1 ـ در حدیث مشهوری که در بسیاری از منابع اهل سنت از پیامبر اکرم نقل شده، آمده است که آن حضرت فرمود:«اِنَّ مَثَلِی وَ مَثَلُ الأنبیاء مِنْ قَبلِی کَمَثَلِ رَ دلایل خاتمیت پیامبر اسلام در روایات

گرچه آیاتی که متذکّر شدیم برای اثبات عمومیّت دعوت پیامبر و خاتمیّت آن حضرت کفایت می کند؛ ولی باید توجّه داشت که دلایل خاتمیّت پیامبر منحصر به آیات قرآنی نیست؛ بلکه در این زمینه روایات فراوانی از خود آن حضرت و سایر پیشوایان معصوم (علیهم السلام) نیز رسیده است که برای نمونه، برخی از آنها را در اینجا می آوریم:

1 ـ در حدیث مشهوری که در بسیاری از منابع اهل سنت از پیامبر اکرم نقل شده، آمده است که آن حضرت فرمود:
«اِنَّ مَثَلِی وَ مَثَلُ الأنبیاء مِنْ قَبلِی کَمَثَلِ رَجُل بنی بیتاً فَأحْسَنَهُ وَ أجْمَلَهُ. إلاّ مَوضِعَ لَبنَة مِنْ زاوِیَة، فَجَعَلَ النّاسُ یَطُوفُونَ بِهِ وَیَعْجَبُونَ لَهُ وَ یَقُولُون: هَلاّ وُضِعَتْ هذه اللَّبِنِة؟
قالَ: فَأنا اللَّبنةُ، وَأنا خاتَمُ النَّبیّینَ
». (628).
«مَثَل من در مقایسه با انبیای پیش از من، همانند مردی است که خانه ای بنا کند و در کمال و زیبایی آن بکوشد و فقط در گوشه ای از آن جای خشتی باقی بگذارد، و مردم گرد آن بگردند و بگویند: بنایی زیباتر از این نیست جز این که جای یک خشت آن خالی است.
سپس فرمود: من به جای همان خشت هستم و انبیا با آمدن من به آخر رسیدند
».
و در حدیث دیگری در ذیل آن آمده است که پیامبر اکرم فرمود:
«فَأنَا مَوضِع اللَّبِنةِ، جِئتُ فَختَمْتُ الأنبیاء». (629).
«من به جای همان خشت آخرینم، آمدم و پیامبران را پایان دادم».

2 ـ حدیث معروف «منزلت» که در رابطه با مسأله جانشینی امیر مؤمنان علی (علیه السلام) به جای پیامبر در مدینه، به هنگام رفتن رسول خدا به جنگ «تبوک» است، و این حدیث در کتب مختلف شیعه و سنّی نقل شده و اکثر بزرگان اهل سنّت آن را از پیامبر نقل کرده اند، آمده است که پیامبر اکرم به علی (علیه السلام) فرمود:
«أنْتَ مِنّی بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ موسی إلاّ أنّه لا نَبِیّ بَعْدِی». (630).
«تو نسبت به من، به منزله هارون نسبت به حضرت موسی (علیه السلام) هستی جز این که بعد از من پیامبری نیست».

3 ـ در پایان خطبه حجّة الوداع که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به عنوان یک وصیت نامه جامع برای مردم ایراد نموده، آمده است که آن حضرت فرمود:
«ألا فَلْیُبلِّغ شاهِدُکُمْ غائبکُمْ لا نَبیَّ بَعدِی وَلا اُمَّة بَعدکُمْ». (631).
«این سخن را حاضران به غائبان برسانند که بعد از من پیامبری نیست، و پس از شما ـ اُمّت اسلام ـ اُمّتی نخواهد بود».

4 ـ در بسیاری از خطبه های «نهج البلاغه» نیز مسأله خاتمیّت پیامبر اسلام صریحاً آمده است از جمله:
در نخستین خطبه «نهج البلاغه» امیر مؤمنان علی (علیه السلام) پس از بر شمردن برنامه های پیامبران گذشته می فرماید:
«... بَعَثَ اللهُ سُبْحانَهُ مُحَمَّداً رَسُول الله لاِنْجازِ عِدَتِهِ وَ إتمامِ نُبُوَّتِهِ». (632).
«خداوند سبحان، حضرت محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) فرستاده خود را برای تحقّق بخشیدن به وعده هایش و پایان دادن به سلسله انبیا و پیامبران مبعوث فرمود».

و در خطبه دیگر در توصیف پیامبر اسلام می فرماید:
«أمِینُ وَحْیِهِ، وَخاتَمُ رُسُلِهِ، وَبَشیرُ رَحْمَتِهِ، وَ نَذِیرُ نقمَتِهِ». (633).
«او امین وحی خدا، و خاتم پیامبران، و بشارت دهنده رحمت خدا، و بیم دهنده از عذاب الهی بود».

و در یک خطبه دیگر در مورد بعثت آن حضرت می فرماید:
«أرْسَلَهُ عَلی حِین فَترَة مِنَ الرُّسُلِ، وَ تنازُع مِنَ الألْسُنِ، فَقَفّی بِهِ الرُّسُلَ، وَ خَتَمَ بِهِ الْوَحْیَ». (634).
«خداوند عالم، پیامبر اسلام را پس از دوران فترت ـ در زمانی که هیچ پیامبری باقی نمانده بود ـ به رسالت فرستاد، و این در حالی بود که نزاع و درگیری لفظی میان مذاهب مختلف همچنان ادامه داشت، و خداوند او را بعد از همه پیامبران به پیامبری مبعوث نمود، و وحی آسمانی را به وسیله آن حضرت پایان داد».

5 ـ در حدیثی از امام حسن مجتبی (علیه السلام) آمده است که فرمود:
«عدّه ای یهودی نزد پیامبر آمدند و گفتند: ای محمّد! تویی که گمان می بری فرستاده خدایی و همانند حضرت موسی (علیه السلام) برتو وحی فرستاده می شود؟!
پیامبر کمی سکوت کرد، سپس فرمود: آری! منم سیّد فرزندان آدم و به این افتخار نمی کنم، من خاتم پیغمبران، و پیشوای پرهیزکاران، و فرستاده پروردگار جهانیانم
». (635).

6 ـ در ضمن حدیثی از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
«... لَقَدْ خَتَمَ اللهُ بِکِتابِکُمُ الْکُتُبَ، وَ خَتَمَ بِنَبِیِّکُمْ الأنبیاءَ». (636).
«خداوند با کتاب آسمانی شما ـ قرآن ـ به همه کتابهای آسمانی پایان داد و با پیامبر شما سلسله انبیاء را به پایان رسانید».

7 ـ در حدیث دیگری که در همین زمینه از امام صادق (علیه السلام) روایت شده چنین آمده است که فرمود:
«إنّ اللهَ خَتَمَ بِنَبِیِّکُمْ النَّبِیّینَ فَلا نَبیَّ بَعْدَهُ أبَداً، وَ خَتَمَ بِکِتابِکُمُ الکُتُبَ فَلا کِتابَ بَعْدَهُ أبَداً». (637).
«خدای تعالی، با پیامبر شما سلسله انبیا را ختم نمود، پس هرگز بعد از او پیامبری نخواهد آمد، و با کتاب آسمانی شما - قرآن ـ به تمام کتابهای آسمانی پایان داد، پس هرگز کتابی بعد از آن نازل نخواهد شد».

احادیثی که در این زمینه در منابع اسلامی وارد شده بسیار زیاد و فراوان است، به طوری که در کتاب «معالم النبوّة»، 135 حدیث از کتابهای علمای اسلام از شخص پیامبر گرامی اسلام و سایر پیشوایان بزرگ اسلام در این باره گرد آوری شده است.

پی نوشت ها:
628)
صحیح بخاری، ج 3، ص 10973، از ابواب و کتب صحیح بخاری ؛ کتاب المناقب، باب 18، ح 3534 و ح 3535.
629) صحیح مسلم، ج 15 ـ 16، کتاب الفضائل، ص 52.
630) الصواعق المحرقه، ص 177؛ ذخائر العقبی، ص 79؛ تاریخ بغداد، ج 7، ص 453.
631) بحار الانوار، ج 21، ص 381، ح 8.
632) نهج البلاغه فیض، ص 35، خ 1.
633) همان، ص 558، خ 172.
634) همان، ص 412، خ 132.
635) تفسیر صافی، ج 2، ص 243.
636) کافی، ج 1، ص 177، حدیث 4.
637) همان، ص 269، حدیث 3.


منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌ شهیدی‌

تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات

]]>
دین آینده جهان / بخش سوم 2014-12-27T02:55:05+01:00 2014-12-27T02:55:05+01:00 tag:http://porsemanemahdaviat.mihanblog.com/post/401 مهدی دعوت پیامبر اسلام عمومی و جهانی استبر اساس دلایل فراوانی که در قرآن کریم و روایات اسلامی آمده است دعوت و رسالت رسول گرامی اسلام، عمومی و جهانی است، و نبوّت آن حضرت محدود به زمان خاص و مدّت معیّنی نیست؛ بلکه تا انقراض جهان، و زمانی که نسل بشر در روی کره زمین وجود دارد، رهبری بشریّت به عهده آن یگانه پیامبر بزرگ الهی است.در این زمینه آیات چندی به خصوص در قرآن کریم وارد شده است که برای نمونه به آنها اشاره می کنیم.1 ـ در سوره نساء، آیه 79 می فرماید:(وَ أَرْسَلْناکَ لِلنّاسِ رَسُولا).«ما تو را برای هم دعوت پیامبر اسلام عمومی و جهانی است

بر اساس دلایل فراوانی که در قرآن کریم و روایات اسلامی آمده است دعوت و رسالت رسول گرامی اسلام، عمومی و جهانی است، و نبوّت آن حضرت محدود به زمان خاص و مدّت معیّنی نیست؛ بلکه تا انقراض جهان، و زمانی که نسل بشر در روی کره زمین وجود دارد، رهبری بشریّت به عهده آن یگانه پیامبر بزرگ الهی است.

در این زمینه آیات چندی به خصوص در قرآن کریم وارد شده است که برای نمونه به آنها اشاره می کنیم.

1 ـ در سوره نساء، آیه 79 می فرماید:
(وَ أَرْسَلْناکَ لِلنّاسِ رَسُولا).
«ما تو را برای همه مردم به پیامبری فرستادیم».

2 ـ در سوره اعراف، آیه 158 می فرماید:
(قُلْ یا أَیّها النّاسُ إنِّی رَسُولُ الله إلَیکُمْ جَمِیعاً).
«ـ ای پیامبر! ـ به همه جهانیان بگو که من فرستاده خدا به سوی همگی شما می باشم».

3 ـ در سوره سبأ، آیه 28 می فرماید:
(وَ ما أَرْسَلْناکَ اِلاّ کافَّةً لِلنّاسِ).
«ما تو را به پیامبری مبعوث ننمودیم مگر برای عموم جهانیان».

4 ـ در سوره انبیاء، آیه 107 می فرماید:
(وَ ما أرْسَلْناکَ إلاّ رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ).
«ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم».

با توجّه به وسعت معنا و مفهوم کلماتی چون: «عالمین»، «ناس»، «کافّة» و «جمیعاً» که در آیات یاد شده در مورد رسالت رسول گرامی اسلام استعمال شده، مسأله عمومی بودن دعوت پیامبر اکرم و جهانی بودن آیین مقدّس اسلام بر همگان روشن است و نیازی به توضیح و تفسیر ندارد.

رسول خدا خاتم پیامبران است

در سوره احزاب، آیه 40 می فرماید:
(ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَد مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللهِ وَ خاتَمَ النَّبِیّینَ).
«محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) پدر هیچ یک از مردان شما نیست، ولکن او رسول خدا و خاتم پیامبران است».

از آنجا که در این آیه، در معرفی وجود مقدّس خاتم انبیاء محمّد مصطفی (صلی الله علیه وآله وسلم) کلمه «خاتم» به کار رفته است، و بعضی ها ندانسته و نفهمیده ـ و برخی هم از روی شیّادی و افکار وسوسه آمیز شیطانی ـ گفته اند: «خاتم» به معنی انگشتر است و چون انگشتر زینت انگشت است به همین جهت، «خاتم النبیین» به معنی زینت پیامبران است، و از آیه شریفه آخرین پیامبر بودن آن حضرت استفاده نمی شود؛ از این رو، ناگزیریم مقداری در باره کلمه «خاتم» توضیح دهیم تا معلوم شود آنهایی که در دلالت آیه مذکور بر خاتمیّت پیامبر اسلام وسوسه کرده اند تا چه حد از معنای این کلمه بی اطلاع بوده و یا خود را به بی اطّلاعی زده اند.

خاتم چیست؟

همان گونه که ارباب لغت گفته اند: «خاتم» به معنی چیزی است که به وسیله آن، پایان داده می شود، و نیز به معنی چیزی آمده است که با آن، اوراق و مانند آن را مهر می کنند.

در کتب لغت عربی، میان معنی خاتم - به فتح تاء و کسر آن ـ فرقی ننهاده و هر دو را به معنی آخر و خاتمه چیزی ذکر کرده اند.

در «اقرب الموارد» و «قاموس»، کلمه خاتم ـ به کسر تاء و فتح آن ـ به معنی انگشتر، و آخر قوم، و عاقبت شئ و غیره آمده است.

در «مجمع البحرین» می گوید: «خاتم النبیّین، ای: آخرهم لیس بعده نبی»؛ یعنی آخرین پیامبران که پس از وی پیغمبری نخواهد بود.

ناگفته نماند که پایان دادن و به آخر رساندن یکی از معانی «ختم» است، چنان که راغب در «مفردات» می گوید: «خَتَمتُ القرآن»؛ یعنی قرائت قرآن را به آخر رساندم.

و در «صحاح» می گوید: «خَتَمتُ القرآن»؛ یعنی به آخرش رسیدم.

ابن منظور در «لسان العرب» می گوید: «ختم فلان القرآن، إذا قرأه إلی آخره»؛ «فلانی قرآن را ختم کرد، یعنی قرائت قرآن را به آخر رساند».

و نیز می گوید: خاتم هر چیزی «پایان» و آخر آن است، و خاتمه سوره، آخر سوره است.

و ابن اثیر در «نهایة» در باره «خاتم سلطان» می گوید: وی برای ختم نامه احتیاج به «خاتم» دارد.

اینها همه به خاطر این است که کلمه «خاتم» از ریشه و ماده «ختم» به معنای پایان گرفته شده، و انگشتر را نیز از آن جهت «خاتم» گفته اند که نامه ها را با آن ختم و مهر می کرده اند؛ زیرا سابقاً مرسوم بوده است که اشخاص نام خود را روی نگین انگشتر ترسیم می نموده اند، و با آن، نامه ها و اسناد را مهر می زدند و به آن پایان می دادند، به همین جهت در حالات پیامبر و ائمّه معصومین (علیهم السلام) و دیگر شخصیّتها از جمله مسایلی که در رابطه با شرح حال آنها مطرح می شود، نقش خاتم آنهاست.

در بعضی از تواریخ آمده است که یکی از حوادث سال ششم هجری این بود که پیامبر اکرم انگشتر نقشداری را برای خود انتخاب نمود، و علّت این امر این بود که به آن حضرت عرض کردند: پادشاهان نامه های بدون مهر را نمی خوانند. (622).

در کتاب «طبقات» آمده است: هنگامی که پیامبر گرامی اسلام تصمیم گرفت دعوت خود را گسترش دهد و به پادشاهان و سلاطین روی زمین نامه بنویسد، دستور داد انگشتری برایش ساختند که روی آن «محمّد رسول الله» حک شده بود، و نامه های خود را با آن مهر می کرد. (623).

در کتاب شریف «کافی» نیز حدیثی از امام صادق (علیه السلام) در رابطه با نقش نگین پیامبر روایت شده که حضرت فرمود:

«کان نقش خاتم النبی محمّد رسول الله». (624).
«نقش انگشتر پیامبر (محمّد رسول الله) بود».

در همین رابطه، جرجی زیدان در کتاب «تاریخ تمدّن اسلام» ذیل کلمه «خاتم» می گوید:
«همین که پیغمبر اسلام در صدد نامه نوشتن به شاهنشاه ایران و امپراطور روم بر آمد به حضرتش یاد آور شدند که اگر نامه بدون مهر باشد ایرانیان آن را نمی پذیرند، پیغمبر مهری از نقره تهیه فرمود که روی آن جمله »محمّد رسول الله« نقش شده بود». (625).

با این بیان به خوبی روشن می شود که گرچه کلمه «خاتم» به انگشتر زینتی اطلاق می شود؛ ولی ریشه اصلی آن از «ختم» به معنی «پایان» گرفته شده، و در روزگار گذشته به انگشترهایی که با آن نامه ها را مهر می کردند «خاتم» می گفتند.علاوه بر این، این مادّه در قرآن کریم در موارد متعدّدی به کار رفته، و در همه جا به معنی پایان دادن و مهر نهادن است، از جمله:

(خَتَمَ اللهُ عَلی قُلوبِهِمْ وَعَلی سَمْعِهِمْ...) (626).
«خداوند بر دلها و گوشهای آنان ـ منافقان ـ مهر نهاده».

(الیَوْمَ نَخْتِمُ عَلی أَفْواهِهِم). (627).
«امروز ـ روز قیامت ـ بر دهانهایشان مهر می نهیم».

و چند مورد دیگر که در همه جا «نختم»، به معنی پایان دادن و مهر نهادن آمده است.

پی نوشت ها:
622)
سفینة البحار، ج 1، ص 376 ماده «ختم».
623) الطبقات الکبری، ج 1، ص 322، ذکر خاتم رسول اللّه.
624) کافی، ج 6، ص 473، ح 1 ؛ سنن بیهقی، ج 10، ص 128، باب ختم الکتاب.
625) قاموس قرآن، ج 2، ص 226.
626) سوره بقره، آیه 7.
627) سوره یس، آیه 65.

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌ شهیدی‌

تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات

]]>
دین آینده جهان / بخش دوم 2014-12-02T06:05:44+01:00 2014-12-02T06:05:44+01:00 tag:http://porsemanemahdaviat.mihanblog.com/post/400 مهدی اسلام دین همیشگی خدااز بررسی آیات هدایت گر قرآن کریم استفاده می شود که دین در تمام دوران تاریخ بشر همواره یکی بوده، و آن «اسلام» بوده، و همه شریعتها در زمان هر صاحب شریعت به نام اسلام تشریع شده تا در زمان رسالت خاتم انبیا حضرت محمّد بن عبدالله (صلی الله علیه وآله وسلم) به اوج کمال رسیده و نام مخصوص شریعت حضرت ختمی مرتبت گردیده است.بنابر این، طبق این توضیح و دلایلی که از قرآن خواهیم آورد، ریشه همه ادیان یکی است، و همه پیامبران از حضرت آدم (علیه السلام) تا وجود مقدّس خاتم انبیا مردم را به سوی خد اسلام دین همیشگی خدا
از بررسی آیات هدایت گر قرآن کریم استفاده می شود که دین در تمام دوران تاریخ بشر همواره یکی بوده، و آن «اسلام» بوده، و همه شریعتها در زمان هر صاحب شریعت به نام اسلام تشریع شده تا در زمان رسالت خاتم انبیا حضرت محمّد بن عبدالله (صلی الله علیه وآله وسلم) به اوج کمال رسیده و نام مخصوص شریعت حضرت ختمی مرتبت گردیده است.

بنابر این، طبق این توضیح و دلایلی که از قرآن خواهیم آورد، ریشه همه ادیان یکی است، و همه پیامبران از حضرت آدم (علیه السلام) تا وجود مقدّس خاتم انبیا مردم را به سوی خدای یکتا دعوت نموده اند، ولی در میان تمام ادیان آسمانی تنها دین جامع و کامل، و دین پسندیده و مورد رضای خدا، و دین تکامل یافته، دین مبین اسلام است که با بعثت خاتم انبیا، نبوّت به وجود مبارک آن حضرت ختم گردیده، و دین حق کامل شده، و پس از او پیغمبری نخواهد آمد، و دین او ابدی و جاودانی و خاتم ادیان است. از این رو، از نظر قرآن، دین انحصار به اسلام دارد، و هر کس غیر از اسلام دین دیگری را برای خود اختیار کند از او پذیرفته نمی شود.

به هر حال، بر اساس آیاتی که بیانگر آثار و حقیقت اسلام است، اسلام تنها دین حق، و دین خدا، و دین توحید، و دین همه پیامبران است که به سوی او دعوت نموده اند، و دین حق غیر از اسلام به حق نخواهد بود، و هر تعبیر دیگری که از دین حق شود اگر مفهومش مفهوم اسلام نباشد دین حق نیست؛ زیرا نه برای دین حق اسمی بهتر از اسلام می توان یافت، و نه برای انسان، کمال و مرتبه ای بالاتر از آن می توان تصوّر نمود.

به همین جهت خداوند در قرآن کریم از زبان حضرت ابراهیم (علیه السلام)، حضرت اسماعیل (علیه السلام)، پیامبر اکرم، حواریّون حضرت عیسی (علیه السلام)، فرزندان حضرت یعقوب (علیه السلام)، بلقیس و فرعون، به هنگام بحث از گروندگان به آیین حقّ، با لفظ «اسلام»، «مسلم» و «مسلمین» یاد فرموده است. اینک به چند آیه در این زمینه توجّه فرمایید:

1 ـ (إنّ الدّینَ عِنْدَ اللّهِ الاِْسْلامُ). (611).
«همانا دین در نزد خدا اسلام است».

2 ـ (مِلَّةَ اَبِیکُمْ اِبْراهِیمَ هُوَ سَمَّـیکُمُ الْمُسْلِمینَ مِنْ قَبْلُ...) (612).
«آیین پدرتان حضرت ابراهیم، او بود که قبلا شما را مسلمان نامید».

3 ـ (وَ اَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمانَ للهِِ رَبِّ الْعالَمینَ). (613).
«با سلیمان برای خداوندی که پروردگار عالمیان است اسلام آوردم». (از زبان بلقیس)

4 ـ (نَحْنُ اَنْصارُ اللهِ آمَنّا باللهِ وَاشْهَدْ بِاَنّا مُسْلِمُونَ). (614).
«ما یاوران خداییم، به خدا ایمان آوردیم. و تو گواه باش که ما اسلام آورده ایم». (از زبان حواریّون حضرت عیسی علیه السلام)

5 ـ (لا نُفَرِّقُ بَیْنَ اَحَد مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ - وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الاِْسْلامِ دِیناً فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الاْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ). (615).
«میان هیچ یک از آنان پیامبران فرق نمی گذاریم و ما برای او اسلام آورده ایم - و هر که جز اسلام، دینی دیگر جوید، هرگز از وی پذیرفته نشود، و وی در آخرت از زیانکاران است».

6 ـ (فَما وَجَدْنا فِیها غَیْرَ بَیْت مِنَ الْمُسْلِمینَ). (616).
«ولی در آنجا جز یک خانه از مسلمانان نیافتیم». (از زبان فرشتگان در مورد قوم حضرت لوط علیه السلام).

7 ـ (قالُوا نَعْبُدُ اِلهَکَ وَاِلهَ آبائِکَ اِبْراهِیمَ وَاِسْماعِیل وَاِسْحاقَ اِلهاً واحِداً وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ). (617).
«گفتند: معبود تو و معبود پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق ـ معبودی یگانه ـ را می پرستیم و برای او اسلام آورده ایم». (از زبان فرزندان حضرت یعقوب علیه السلام، خطاب به او هنگام رحلتش).

8 ـ (وَمَنْ اَحْسَنُ قَوْلا مِمَّنْ دَعا اِلَی الله وَعَمِلَ صالِحاً وَقال اِنَّنی مِن الْمُسْلِمینَ). (618).
«گفتار چه کسی بهتر است از آن کس که به سوی خدا دعوت کند و عمل شایسته انجام دهد و بگوید من از مسلمانانم؟».

از این آیات استفاده می شود که همه شرایع آسمانی در زبان صاحب شریعت «اسلام» نام داشته است، اگر چه ما آنها را به نامهای دیگری چون یهودیّت، مسیحیّت و غیر آنها می شناسیم، و این نامها به تناسبهای دیگری اتّخاذ شده است. و هیچ منافاتی هم ندارد که نام کلّی ادیان آسمانی در نزد خدای تعالی همان اسلام بوده باشد؛ زیرا ـ چنان که گفتیم ـ ریشه همه ادیان آسمانی یکی است، و آن رشته گسترده ای است که از زمان آدم ابوالبشر توسّط پیک وحی بر دل پیامبران درخشیده و با رسالت خاتم انبیا به اوج کمال و تمام رسیده است.

آری! دین در پیشگاه خدا، اسلام است،و آن تسلیم در برابر ندای فطرت، تسلیم در برابر وحدانیّت و یکتایی خدا، و تسلیم در برابر قدرت و عظمت خداوند ازلی و سرمدی است. و اگر دین حضرت خاتم الانبیاء به این نام نامگذاری شده برای این است که «اسلام» تسلیم محض است، و اسلام هیچ کس به جز تسلیم شدن در برابر این دین، و پذیرفتن احکام و مقررات آن پذیرفته نیست؛ زیرا خدا واحد است، و دین حق واحد، و آن اسلام است که در مفهومش دوگانه پرستی و دوگانه خواهی و شرک وجود ندارد.

به گفته دکتر «گوستاولوبون» فرانسوی: «عقیده توحید، تاج افتخاری است که در بین ادیان بر سر اسلام نهاده شده است». (619).

اسلام، همه مردم جهان را به سوی یک خدا می خواند، و تمام بشریّت را به سوی یک دین دعوت می نماید، و تعلیماتش همه افراد بشر را به سوی یک جامعه سوق می دهد، و هیچ یک از اعتبارات و امتیازاتی که از آن، جامعه های کوچک و بزرگ فعلی بر اثر جنس و رنگ و نژاد به وجود آمده است به رسمیّت نمی شناسد، بلکه تمام جهان و زمین پهناور خدا را وطن انسان اعلام می دارد.

به گفته یکی از دانشمندان محقّق: «فکر گنجاندن بشریّت در وطن واحد، بدون توجّه به جنس، رنگ، زبان، و حدود جغرافیایی، هدیه ای است که اسلام آن را به مدنیّت بشر اهدا کرده است». (620).

آری! اسلام تنها دین حق، و دین تمام مردم جهان، و دین جامعه بشری است، و دعوتش بر اساس ایمان به خدا، توحید خالص، و نفی هرگونه شرک و کفر و الحاد است.

اسلام یگانه راه نجات، و یگانه عامل وحدت، و تنها دین جامع و کاملی است که تمام احکام و مقررات و اهداف توحیدی آن چون: وحدت دین، وحدت جامعه، وحدت نظام، وحدت قانون، وحدت رهبری، همه و همه برای نجات نسل بشر و سعادت و خوشبختی عموم مردم آمده است.

اسلام دینی است که شالوده و اساس آن بر پایه عقیده توحید و ایمان و اعتقاد به خدای یگانه نهاده شده، و با این اعتقاد، طرز تفکّر انسانها را عوض می کند، و افکار جامعه را بالا می برد، و بینش افراد را وسیع می گرداند، و ملّیتهای مختلف را بدون توجّه به جنس، رنگ و زبان به دور خود جمع می کند، و سعادت دنیا و آخرت انسانها را تأمین می نماید، و هدفش آزاد ساختن بشر از زیر یوغ عادات زشت، آداب ناپسند، استعمار، استثمار و استعباد است.

و به همین جهت، قرآن کریم بشریّت را به سوی یک دین و آیین، و یک هدف و مقصد، و اتّحاد و وحدت عمومی دعوت می نماید، و با صدای بلند و رسا فریاد بر می آورد که:

(یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا اِلی کَلِمَة سَواء بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ ألاَّ نَعْبُدَ إلاّ اللهَ وَلا نُشْرِکَ بِهِ شَیئاً وَ لا یَتَّخِدَ بَعْضُنا بَعْضاً اَرْباباً مَنْ دُونِ اللّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ). (621).

«بگو: ای اهل کتاب، بیایید بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است بایستیم که جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریک او نگردانیم، و بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدا به خدایی نگیرد. پس اگر از این پیشنهاد اعراض کردند، بگویید: شاهد باشید که ما مسلمانیم نه شما».

اسلام، دینی است که می خواهد حاکم بر مردم و جامعه، تنها، خدا و احکام خدا باشد، و در بین مردم تنها کتاب خدا حکومت کند، و رهبری جامعه را تنها کسی که از جانب خدا تعیین شده به عهده بگیرد. و به همین سبب، با تمام مظاهر شرک و بت پرستی، و انواع و اقسام ظلم و فساد و ستم مبازره می کند تا کسی خود را صاحب اختیار و مالک جامعه و حاکم بر سر نوشت مردم نداند، و همه در سایه حکومت خدا، و منطقه زیر نفوذ خدا، و تعالیم عالیه اسلام در آسایش و آرامش زندگی کنند.

اسلام آمده است تا همه اُمّتها و ملّتها را متّحد ساخته، آنها را به یک اُمّت و ملّت تبدیل نموده، و اساس همه تضادّها، برخوردها، اختلافها و جداییها را که از کفر و شرک و پرستش غیر خدا مایه می گیرد، از ریشه و بن بخشکاند، و تمام اختلافات قومی، نژادی، ملّی، وطنی، جغرافیایی، حزبی، مسلکی، و حتّی اختلافات دینی را از میان ببرد، تا جایی که همه در برابر خدای تعالی خاضع و خاشع شوند، و تنها خدای یگانه را بپرستند، و در سایه حکومت یک دین، و یک رهبر، و یک قانون اساسی زندگی کنند. اسلام قبل از آن که دین یک جامعه و یک ملّت باشد، دین جامعه بشری و آیین جهانی و نظام جامعه جهانی است، و نظام جهانی اسلام با هیچ یک از نظامهای حاکم بر جهان قابل مقایسه نیست.

بنابر این، اسلام و نظامش را نمی توان به یک ملّت و یک جامعه و اهل یک منطقه اختصاص داد؛ بلکه آن، یک دین جامع جهانی است که همه باید به آن بگروند، همه باید یک خدا را پرستش کنند، و در یک جامعه زندگی کنند، و با یک نظام و قانون الهی سیر «الی الله» داشته باشند، و اسلام را که عالی ترین و کامل ترین طر ح وحدت است، بپذیرند. و در برابر آن سر تسلیم فرود بیاورند تا آنجا که غیر از دین خدا و مملکت خدا، دین و مملکت دیگری در عالم، وجود نداشته باشد، و دین تماماً از آنِ خدا باشد.

اینک برای تکمیل بحث، مسأله خاتمیّت اسلام و قرآن و پیامبر اکرم را از دیدگاه قرآن و روایات اسلامی تحت چند عنوان مورد بررسی قرار می دهیم.

پی نوشت ها:
611)
سوره آل عمران، آیه 19.
612) سوره حج، آیه 78.
613) سوره نمل، آیه 44.
614) سوره آل عمران، آیه 52.
615) سوره آل عمران، آیه 84 و 85.
616) سوره الذاریات، آیه 36.
617) سوره بقره، آیه 133.
618) سوره فصّلت، آیه 33.
619) تاریخ تمدّن اسلام و عرب، ص 142، به نقل از امامت و مهدویّت.
620) امامت و مهدویت، ج 2، ص 62.
621) سوره آل عمران، آیه 64.

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌ شهیدی‌

تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات


]]>
عامل نجات انسان از گناهان و گرفتاریها چیست؟ 2014-11-26T05:55:33+01:00 2014-11-26T05:55:33+01:00 tag:http://porsemanemahdaviat.mihanblog.com/post/399 مهدی حضرت باقر(علیه السلام) نجات انسان را در پاکی و تقوا می داند و در این باره سخنان نغز و زیبایی دارد که به نمونه هایی اشاره می شود:1. آن حضرت در نامه به سعد خیر نوشت: «انّ اللّه یقی بالتّقوی عن العبد ما غرب عنه عقله و یجلی بالتّقوی عنه عماه و جهله و بالتّقوی نجا نوحٌ و من معه فی السّفینة و صالحٌ و من معه من الصّاعقة و بالتّقوی فاز الصّابرون و نجت تلک العصب من المهالک؛(1) به راستی خداوند به وسیله تقوا از بنده در مقابل آنچه از فهم عقل پوشیده مانده، محافظت می کند و به وسیله تقوا کوری و نادانی او را بر


حضرت باقر(علیه السلام) نجات انسان را در پاکی و تقوا می داند و در این باره سخنان نغز و زیبایی دارد که به نمونه هایی اشاره می شود:

1. آن حضرت در نامه به سعد خیر نوشت: «انّ اللّه یقی بالتّقوی عن العبد ما غرب عنه عقله و یجلی بالتّقوی عنه عماه و جهله و بالتّقوی نجا نوحٌ و من معه فی السّفینة و صالحٌ و من معه من الصّاعقة و بالتّقوی فاز الصّابرون و نجت تلک العصب من المهالک؛(1)
به راستی خداوند به وسیله تقوا از بنده در مقابل آنچه از فهم عقل پوشیده مانده، محافظت می کند و به وسیله تقوا کوری و نادانی او را بر طرف می سازد و به وسیله تقواست که نوح(علیه السلام) و همراهان او در کشتی نجات یافتند و به وسیله تقوی صالح(علیه السلام) و همراهان از صاعقه نجات یافتند و به وسیله تقواست که صابران رستگار شدند و آن گروه ها از هلاکت نجات یافتند.»

2. در جای دیگر به سعد خیر فرمود: «اوصیک بتقوی اللّه فانّ فیها السّلامة من التّلف و الغنیمة فی المنقلب؛(2)
تو را به تقوا و خداترسی توصیه می کنم، زیرا در تقوا سلامت و رهایی از تلف شدن (و هلاکت) و سود بردن در بازگشتگاه (آخرت) است.»

ضمناً علائم و نشانه های متقین را نیز بیان می کند تا بتوانیم خود را چک کنیم که علامت تقوا را دارا هستیم یا نه.

حضرت باقر(علیه السلام) از جدّش امیرمؤمنان نقل نموده که آن حضرت فرمود: «انّ لاهل التّقوی علاماتٍ یعرفون بها صدق الحدیث و اداء الامانة و الوفاء بالعهد..و قلّة المؤاتاة للنّساء و بذل المعروف و حسن الخلق وسعة الحلم و اتّباع العلم فیما یقرّب الی اللّه؛(3)
برای اهل تقوا نشانه هایی است که با آن شناخته می شوند(از جمله): راستگویی، امانتداری،وفای به عهد،...کمتر آمیختن با زنان، احسان بی دریغ، خوش اخلاقی، با حوصلگی و دریا دلی، و دنبال آگاهی و فهم بودن در آن چیزی که انسان را به خدا نزدیک می سازد.»


پی نوشت ها:
1) منتخب میزان الحکمة، ص 544، ح 6660،به نقل از: الکافی، ج 8، ص 52، ح 16.
2) همان.
3) همان، ص 545 ـ 546، ح 6675؛ الخصال، صدوق، ص 483، ح 56.

منبع: پایگاه حوزه

]]>
ذلت زدایی و عدم سازش 2014-11-19T05:28:08+01:00 2014-11-19T05:28:08+01:00 tag:http://porsemanemahdaviat.mihanblog.com/post/398 مهدی عبدالملک بن مروان اطلاع پیدا کرده بود که شمشیر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در اختیار امام زین العابدین علیه السلام است . تصمیم گرفت برای مقاصد شوم و سوء استفاده از شمشیر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم، آن را به چنگ آورد . به این منظور قاصدی نزد امام سجاد علیه السلام فرستاد و تقاضا کرد تا آن شمشیر را برای او بفرستد . در پایان نامه اضافه کرد که: هرکاری که داشته باشید، فورا انجام می دهم .امام به تقاضای عبدالملک پاسخ رد داد . حاکم مستبد که به شدت خشمگین شده بود، نامه ای تهدیدآمیزی نوشت که:


عبدالملک بن مروان اطلاع پیدا کرده بود که شمشیر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در اختیار امام زین العابدین علیه السلام است . تصمیم گرفت برای مقاصد شوم و سوء استفاده از شمشیر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم، آن را به چنگ آورد . به این منظور قاصدی نزد امام سجاد علیه السلام فرستاد و تقاضا کرد تا آن شمشیر را برای او بفرستد . در پایان نامه اضافه کرد که: هرکاری که داشته باشید، فورا انجام می دهم .

امام به تقاضای عبدالملک پاسخ رد داد . حاکم مستبد که به شدت خشمگین شده بود، نامه ای تهدیدآمیزی نوشت که: اگر شمشیر را نفرستی، حقوق تو را از بیت المال قطع می کنم .

امام بدون ذره ای خوف، در پاسخ نوشت:
«اما بعد، خداوند متعال خود عهده دار شده است که بندگان پرهیزکارش را از امور ناخوشایند نجات بخشد و از آنجا که گمان ندارند، روزی دهد . و در قرآن می فرماید:
«ان الله لایحب کل خوان کفور» (1) ; خداوند هیچ خیانت کار ناسپاسی را دوست ندارد .»

آنگاه خطاب به عبدالملک افزود:
«بنگر کدام یک از ما بیشتر مشمول این آیه هستیم؟» (2)



پی نوشت ها:
1) حج/32 .

2) بحارالانوار، ج 46، ص 95; مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 165 .


]]>
دین آینده جهان / بخش اول 2014-11-17T05:43:00+01:00 2014-11-17T05:43:00+01:00 tag:http://porsemanemahdaviat.mihanblog.com/post/397 مهدی از آیات، روایات و کتب مقدّسه آسمانی، این مطلب استفاده شد که، جهان روزی را در پیش دارد که در آن روز، تمام کشورهای کوچک و بزرگ به یک کشور تبدیل می شود، مرزهای جغرافیایی کشورها برداشته می شود، و یک حکومت واحد جهانی بر اساس عدالت و آزادی تشکیل می شود، و بر تمام جهان یک دین و آئین، یک قانون اساسی و یک رهبر حکومت می کند.اکنون این سؤال پیش می آید که در آن زمان، چه دین و آیینی بر جهان حاکم خواهد بود؟ قوانین کدام کتاب آسمانی اجرا خواهد شد؟ برای یافتن پاسخ، به سراغ قرآن و سنت می رویم و از زاویه های گوناگو از آیات، روایات و کتب مقدّسه آسمانی، این مطلب استفاده شد که، جهان روزی را در پیش دارد که در آن روز، تمام کشورهای کوچک و بزرگ به یک کشور تبدیل می شود، مرزهای جغرافیایی کشورها برداشته می شود، و یک حکومت واحد جهانی بر اساس عدالت و آزادی تشکیل می شود، و بر تمام جهان یک دین و آئین، یک قانون اساسی و یک رهبر حکومت می کند.

اکنون این سؤال پیش می آید که در آن زمان، چه دین و آیینی بر جهان حاکم خواهد بود؟ قوانین کدام کتاب آسمانی اجرا خواهد شد؟ برای یافتن پاسخ، به سراغ قرآن و سنت می رویم و از زاویه های گوناگون، بدین پرسش جواب می دهیم.

قرآن و دین آینده جهان
در سوره «توبه» آیه سی و سوّم، در مورد جهانی شدن اسلام و غلبه این دین مبین بر سایر ادیان چنین می فرماید:
(هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ باِلْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوکَرِهَ الْمُشْرِکُونَ).
«اوست خداوندی که پیامبرش را با هدایت، و دین حق فرستاد، تا او را بر همه ادیان غالب گرداند، هر چند که مشرکان کراهت داشته باشند».

در سوره «نور» آیه پنجاه و پنجم، در مورد این که دین پسندیده خدا، در زمین مستقر و پابرجا خواهد شد و خلافت روی زمین به مؤمنان و کسانی که عمل صالح دارند، خواهد رسید، چنین می فرماید:
(وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الاَْرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَالَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَُیمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ...)
«خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، وعده داده است که خلافت روی زمین را به آن ها خواهد بخشید همان گونه که به پیشینیان آن ها خلافت روی زمین را بخشید و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و مستقر کند».

می دانیم دینی که خدا پسندیده، اسلام است چنانکه در سوره مائده، آیه 3 می فرماید:
(... الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الاِْسلامَ دِیناً...)
«... امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را برای شما به عنوان آیینی برگزیدم...»

آنچه از این آیات بر می آید این است که اسلام بر تمام ادیان غالب خواهد شد و در زمین مستقر و پابرجا می شود. این وعده خدا تاکنون محقق نشده است و در آینده به دست صالحان محقق می شود.

روایات اسلامی و دین آینده جهان
روایاتی که در رابطه با آینده جهان و جهانی شدن اسلام، در منابع مختلف شیعه و سنّی آمده، بسیار زیاد و از حدّ احصا و شماره بیرون است. گر چه ما در فرصتهای مناسب بخش عمده ای از آنها را در طیّ مباحث آینده به تفصیل نقل خواهیم نمود؛ ولی در عین حال، در اینجا نیز برای روشن شدن اذهان، قسمتی از آنها را برای خوانندگان عزیز نقل می نماییم.

اینک به نمونه هایی از این روایات توجه فرمایید:

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) در حدیثی در رابطه با دین آینده جهان می فرماید:
«... تُمْلاَُ الاْرْضُ مِنَ الاِْسْلامِ، وَ یُسلَبُ الکُفّارُ مُلْکُهُمْ، وَ لایَکُونُ مُلْکٌ إلاّ اِلاسْلام، وَ تَکُونُ الاَْرْضُ کَفاثُورِ الْفِضَّةِ». (605).
«در آن روز، آیین مقدّس اسلام سراسر روی زمین را فرا می گیرد، حکومت از دست کفّار گرفته می شود، حکومتی جز حکومت اسلامی نخواهد بود، و سرتاسر زمین همانند ورق نقره از هرگونه تیرگی پیراسته خواهد بود».

در حدیث دیگری در مورد جهانی شدن اسلام در زمان حضرت مهدی (علیه السلام) با تأکید بیشتر می فرماید:
«لَیَدْخُلَنَّ هذَا الدِّینُ علی ما دَخَلَ عَلَیْهِ اللَّیلُ». (606).
«تا هر کجا که تاریکی شب وارد شود، این آیین مقدّس نفوذ خواهد کرد».

امام حسین (علیه السلام) می فرماید:
«التّاسِعُ مِنْ وُلْدِی وهُوَ الإمامُ الْقائِم بِالْحَقِّ، یُحْیِیِ اللهُ بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها، وَ یُظْهِرُ بِهِ دِینَ الْحقِّ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْکَرِه الْمُشْرِکُونَ». (607).
«نهمین فرزند من، امام قائم به حق است. خداوند به وسیله او زمین مرده را زنده می کند، و دین حق را به دست او بر تمام ادیان پیروز می گرداند اگر چه مشرکان کراهت داشته باشند».

امام سجّاد (علیه السلام) می فرماید:
«إنَّ الإسْلامَ قَدْ یُظهِرُهُ اللهُ عَلی جَمِیعِ الاْدْیانِ عِنْدِ قِیامِ الْقائِم عَلیهِ السَّلام». (608).
«بدون تردید خداوند به هنگام قیام قائم (علیه السلام)، اسلام را بر همه ادیان پیروز می گرداند».

امام باقر (علیه السلام) می فرماید:
«الْقائِم مِنّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ، مُؤیَّدٌ بِالنَّصْرِ، تُطوی لَهُ الاْرْضُ، وَ تَظْهَرُ لَهُ الکُنُوزْ، وَ یَبْلُغُ سُلْطانُهُ الْمشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ، وَ یُظْهِرُ اللّهُ بِهِ دِینَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْکَرِهَ الْمُشْرِکُونَ». (609).
«قائم ما به وسیله رعب (در دل دشمنان) یاری می شود، و با نصرت الهی تأیید می گردد. زمین برای او در هم پیچیده می شود، و گنجهای زمین برای او ظاهر می شود، و دولت او به شرق و غرب جهان می رسد، و خداوند به وسیله او دین خود را بر همه ادیان پیروز می گرداند هر چند که مشرکان دوست نداشته باشند».

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
«إذا قامَ الْقائِمُ لایَبْقی أرْضٌ إلاّ نُودِیَ فِیْها شَهادَةُ: أنْ لا إله إلاّ اللهُ، وَ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ». (610).
«هنگامی که قائم ما قیام کند، هیچ نقطه ای در زمین باقی نمی ماند مگر این که آواز شهادت به توحید و یگانگی خدا و رسالت رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در آنجا بلند می شود».

بنا بر این، آنچه از مجموع روایات گذشته استفاده می شود این است که: سرانجام دین اسلام همه کره زمین را فرا خواهد گرفت و بر همه ادیان جهان پیروز خواهد گردید، و این در هنگامی است که حضرت مهدی (علیه السلام) ظهور کند و حکومت واحد جهانی را تشکیل دهد و برنامه جهانی شدن اسلام و وعده های خداوند را تحقق بخشد.

برای روشن تر شدن مطلب، بحث پیش گفته را از نگاهی دیگر پی می گیریم.

پی نوشت ها:
605)
الملاحم و الفتن، باب 178، ص 173 و در چاپ دیگر، ص 83، باب 186، ط بیروت.
606) مجازات النبویّه، ص 419؛ منتخب الاثر، ص 160، فصل 2، باب 1، ح 57.
607) بحار الانوار، ج 51، ص 133، ح 4 ؛ الزام الناصب، ج 1، ص 216 ؛ منتخب الاثر، ص 205، ح 4 ؛ کفایة الاثر، ص 232.
608) ینابیع المودّة، ج 3، ص 78؛ منتخب الاثر، ص 294، ح 5.
609) بحار الانوار، ج 52، ص 191، ح 24 ؛ منتخب الاثر، ص 292.
610) تفسیر عیاشی، ج 1، ص 183 ؛ بحار الانوار، ج 52، ص 340، ح 89.


منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌ شهیدی‌

تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات



]]>
بشارت ظهور حضرت مهدی علیه السلام در منابع زرتشتیان 2014-11-08T03:31:52+01:00 2014-11-08T03:31:52+01:00 tag:http://porsemanemahdaviat.mihanblog.com/post/396 مهدی در منابع زرتشتیان تصریحات زیادی به ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) شده است که قسمتی از آنها را در اینجا می آوریم:1 ـ در کتاب «زند» که از کتب مقدّسه زرتشتیان است در باره انقراض اشرار و وراثت «صلحا» که پس از درهم شکستن شوکت جبّاران و بیدادگران، زمام اُمور جامعه بشری را به دست خواهند گرفت، چنین می گوید:«لشکر اهریمنان با ایزدان دایم در روی خاکدان محاربه و کشمکش دارند، و غالباً پیروزی با اهریمنان باشد، امّا نه به طوری که بتوانند ایزدان را محو و منقرض سازند؛ چه، در هنگام تنگی از جانب اورمزد که خدای آسمان
در منابع زرتشتیان تصریحات زیادی به ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) شده است که قسمتی از آنها را در اینجا می آوریم:

1 ـ در کتاب «زند» که از کتب مقدّسه زرتشتیان است در باره انقراض اشرار و وراثت «صلحا» که پس از درهم شکستن شوکت جبّاران و بیدادگران، زمام اُمور جامعه بشری را به دست خواهند گرفت، چنین می گوید:
«لشکر اهریمنان با ایزدان دایم در روی خاکدان محاربه و کشمکش دارند، و غالباً پیروزی با اهریمنان باشد، امّا نه به طوری که بتوانند ایزدان را محو و منقرض سازند؛ چه، در هنگام تنگی از جانب اورمزد که خدای آسمان است به ایزدان که فرزندان اویند یاری می رسد و محاربه ایشان نه هزار سال طول می کشد، آنگاه فیروزی بزرگ از طرف ایزدان می شود و اهریمنان را منقرض می سازند، و تمام اقتدار اهریمنان در زمین است و در آسمان راه ندارند، و بعد از پیروزی ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان عالم کیهان به سعادت اصلی خود رسیده، بنی آدم بر تخت نیکبختی خواهند نشست». (596).

2 ـ در بخش «گاتها» که یکی از بخشهای چهارگانه «اوستا» است (بندهای 8 و 9) نویدهائی در مورد ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) و سیطره جهانی آن حضرت که قیام شکوهمند او طبق وعده های أنبیاء در آخر الزمان به وقوع خواهد پیوست، چنین آمده است:
«و هنگامی که سزای این گناهکاران فرا رسد پس آنگاه ای «مزدا»! کشورت را «بهمن» در پایان برپا کند، از برای کسانی که دروغ را به دستهای راستی سپرند، و خواستاریم از آنانی باشیم که زندگی تازه کنند».

3 ـ باز در همان بخش «گاتها» تحت عنوان «بامداد روز» نوید ظهور یگانه منجی بشریّت که در پایان جهان خواهد آمد، چنین آمده است:
«کی ای «مزدا»! بامداد روز فراز آید، جهان دین راستین فرا گیرد، با آموزشهای فزایش بخش پرخرد رهانندگان، کیانند آنانی که »بهمن« به یاریشان خواهد آمد، از برای آگاه ساختن، من تو را بر گزیدم ای أهورا».
نویسنده کتاب «بشارات عهدین» پس از آن که این دو بشارت را از «گاتها» نقل کرده است چنین می نویسد:
"مترجمِ «گاتها»، در پاورقی، «بهمن» را ـ که در این دو بشارت پرچمدار نهضت آخرین معرفی شده ـ نماینده توانایی و منش نیک و راستی و پارسایی دادار اهور مزدا، تفسیر کرده، و روی این اصل، توضیح این دو فراز از «گاتهای زرتشت» از این قرار است:

در پایان جهان پیش از رستاخیز عمومی آغاز سزای گناهکاران است که به دست توانای نماینده قدرت و راستی و قدس و عدالت الهی ـ به سزای این جهانی خود خواهند رسید ـ این دولت با سعادت تنها برای کسانی است که دروغ را به دستهای راستی سپرده، و منش زشت را در بوته فراموشی نهاده اند.

حقّاً آن زمان درخشان بامداد روز است که صبح دولت حقّه الهیّه دمیدن گیرد و دین راستین ـ آیین ابدی آخرین ـ سراسر جهان را فرا گیرد، آیینی که تمامی آموزشهای پیامبران الهی در آن نمودار است، و آن یگانه نماینده قدرت و عدالت الهی، تمامی آموزشهای صالح و پسندیده رهبران عالیقدر بشریّت را در سراسر جهان منتشر و عملی سازد.

چنان که روشن است این دو جمله، بشارت از ظهور موعود اسلام حضرت قائم آل محمّد (علیه السلام) است، گر چه نامی از آن حضرت به میان نیاورده؛ ولی سلطنت عمومی و عدالت کلّی جهانی که پیشگویی کرده بهترین نشانه آن بزرگمرد الهی است". (597).

4 ـ جاماسب، در کتاب معروف خود «جاماسب نامه» که حوادث گذشته و آینده جهان در آن ثبت شده، و احوالات پادشاهان، انبیا، اوصیا و اولیا را بیان می کند ضمن مطالبی که از قول زرتشت راجع به پیامبران بازگو می نماید، در مورد پیامبر گرامی اسلام و دولت جاودانه حضرت مهدی (علیه السلام) و رجعت گروهی از اموات... چنین می گوید:
«پیغمبر عرب، آخر پیغمبران باشد که در میان کوههای مکّه پیدا شود، و شتر سوار شود، و قوم او شتر سواران خواهند بود، و با بندگان خود چیز خورد، و به روش بندگان نشیند، و او را سایه نباشد و از پشت سر، مثل پیش رو ببیند. و دین او اشرف ادیان باشد، و کتاب او باطل گرداند همه کتابها را، و دولت او تازیک ـ یعنی پادشاهی ـ عجم را بر باد دهد، و دین مجوس و پهلوی را بر طرف کند، و نار سدیر و آتش کده ها را خراب کند، و تمام شود روزگار پیشدادیان و کیانیان و ساسانیان و اشکانیان».

آنگاه در باره ظهور مبارک حضرت مهدی (علیه السلام) چنین می گوید:
«و از فرزندان دختر آن پیغمبر که خورشید جهان و شاه زنان نام دارد کسی پادشاه شود در دنیا به حکم یزدان که جانشین آخر آن پیغمبر باشد در میان دنیا که مکّه باشد، و دولت او تا به قیامت متّصل باشد، و بعد از پادشاهی او دنیا تمام شود، و آسمان جفت گردد و زمین به آب فرو رود و کوهها برطرف شود، و اهریمن کلان را که ضدّ یزدان و بنده عاصی او باشد بگیرد و در حبس کند و او را بکشد.

و نام مذهب او برهان قاطع باشد و حق باشد و خلایق را به یزدان بخواند، و زنده گرداند خلق را از بدان و نیکان، و نیکان را جزا دهد، و بدان را سزا دهد و بسیاری از خوبان و پیغمبران زنده شوند، و از بدان گیتی و دشمنان خدا و کافران را زنده گرداند، و از پادشاهان اقوام خود را زنده کند که فتنه ها در دین کرده باشند و خوبان بندگان یزدان را کشته باشند، و همه متابعان اهریمن و تبه کاران را بکشد و نام این پادشاه بهرام باشد...

و ظهور او در آخر دنیا باشد... و خروج او در آن زمان شود که تازیان بر فارسیان غالب شوند، و شهرهای عمّان خراب شود به دست سلطان تازیک، پس او خروج کند و جنگ کند و دجّال را... بکشد.

و برود و قسطنطنیّه را بگیرد و علمهای ایمان و مسلمانی در آنجا برپا کند، و عصای سرخ شبانان با هودار (که موسی )علیه السلام( باشد) با او باشد، و انگشتر و دیهیم سلیمان با او باشد، و جنّ و انس و دیوان و مرغان و درندگان در فرمان او خواهند بود...

و همه جهان را یک دین کند، و دین گبری و زرتشتی نماند، و پیغمبران خدا و حکیمان و پری زادان و دیوان و مرغان و همه اصناف جانوران و ابرها و بادها و مردان سفید رویان در خدمت او باشند...
» (598).

«جاماسب» در ادبیات ایران و عرب به لقب «فرزانه» و «حکیم» خوانده شده است، و پیش گویی هایی نیز به او نسبت داده اند، و ظاهراً حکیمی ستاره شناس بوده است، و به قول مؤلّف کتاب «حبیب السیر»: وی شاگرد لقمان و برادر «گشتاسب» است، و در علم نجوم مهارت کامل داشته است.

علاّمه دهخدا در کتاب «لغت نامه» راجع به وی می نویسد:
"نامه ای از او دیده شده که به پارسی قدیم است و نام آن فرهنگ ملوک و اسرار عجم است، و عنوان آن به نام گشتاسب شاه است، و نظرات کواکب را به رمز بیان نموده و مقارنات اختران را طالع وقت نهاده و بر آن زایچه حکم نموده.

گویند: پنج هزار سال از روزگار آینده را باز نموده، از سلاطین و انبیا خبر داده، در آنجا حضرت موسی (علیه السلام) سرخ شبان با هودار و حضرت مسیح (علیه السلام) را پیغمبر خرنشین که او را به نام مادر، باز خوانند. و از حضرت رسول عربی به «مهرآزما» تعبیر کرده، و بعضی سخنان وی موافق روزگار گذشته است و برخی مخالف، والله أعلم بالصواب". (599).

مؤلّف کتاب «بشارات عهدین» پس از آن که بشارتی را از کتاب «جاماسب» نقل می کند ذیل کلمه جاماسب در پاورقی چنین می نویسد:
"صاحبان سِیَر و تواریخ می نویسند: ظهور جاماسب برادر گشتاسب بن سهراب به سال 4996 پس از هبوط حضرت آدم (علیه السلام) بوده، وی مدّتی در نزد زرتشت کسب معارف نموده و مدّتی هم شاگرد (چنکرمکهاجه) هندی بوده است.

وی در کتاب «جاماسب نامه» از زمان خود تا پنج هزار سال آینده را پیش بینی نموده و قبرش در خفرک فارس است". (600).

5 ـ باز در کتاب جاماسب، موافق برخی از مضامین بشارات گذشته در مورد دولت با سعادت حضرت مهدی (علیه السلام) و صلح بهائم و برافکندن ریشه ظلم و فساد، و همچنین حکومت واحد جهانی و اجتماع عموم بشریّت بر دین مبین اسلام، و این که حضرت مهدی (علیه السلام) پیرو اسلام و تابع دین جدّش پیامبر اکرم می باشد، چنین می گوید:
«مردی بیرون آید از زمین تازیان از فرزندان هاشم، مردی بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق، و بر دین جدّ خویش بود، با سپاه بسیار، روی به ایران نهد و آبادانی کند، و زمین پر داد کند، و از داد وی باشد که گرگ با میش آب خورد. و مردم بسیار شوند، و عمر دیگر باز، به درازی کشد و باز گردد چنان که مردی بود که او را پنجاه فرزند بود نر و ماده، و کوه و دشت پر از مردم شود، و پر از حیوان شود، و همچون عروسی شود.

و همه کس به دین مهر آزمای (یعنی دین حضرت محمّد صلی الله علیه وآله وسلم) باز آیند، و جور و آشوب از جهان برخیزد، چنان که فراموش کنند که چون سلاح باید داشتن، و اگر وصف نیکویی آن کنم تلخ گردد این زندگانی که ما بدو اندریم
». (601).

6 ـ در «زند و هومن یسن» از ظهور شخصیّت فوق العاده ای بنام «سوشیانس» (نجات دهنده بزرگ) خبر داده و در باره نشانه های ظهور وی چنین می گوید:
«نشانه های شگفت انگیزی در آسمان پدید آید که به ظهور منجی جهان دلالت می کند، و فرشتگانی از شرق و غرب به فرمان او فرستاده می شوند، و به همه دنیا پیام می فرستند». (602).

آنگاه به مقاومت شریران در برابر او اشاره کرده و نوید می دهد که سرانجام همگی در برابر او سر تعظیم فرود می آورند.

7 ـ هنگامی که «گشتاسب» در مورد کیفیت ظهور «سوشیانس» و چگونگی اداره جهان می پرسد، جاماسب حکیم، شاگرد زرتشت توضیح می دهد:
«سوشیانس (نجات دهنده بزرگ جهان) دین را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشه کن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را همفکر و همگفتار و همکردار گرداند». (603).

در اینجا لازم است این نکته را یادآور شویم که، اعتقاد به ظهور «سوشیانس» در میان ملّت ایران باستان به اندازه ای رایج بوده است که حتّی در موقع شکستهای جنگی و فراز و نشیبهای زندگی با یادآوری ظهور چنین نجات دهنده مقتدری، خود را از یأس و نا امیدی نجات می دادند.

شاهد صادق این گفتار این که، در جنگ قادسیّه پس از درگذشت رستم فرّخ زاد، سردار نامی ایران، هنگامی که یزدگرد، آخرین پادشاه ساسانی، با افراد خانواده خود آماده فرار می شد، بهنگام خارج شدن از کاخ پرشکوه مدائن، ایوان مجلّل خود را مورد خطاب قرار داده و گفت:
«هان ای ایوان! درود من بر تو باد، من هم اکنون از تو روی برمی تابم تا آنگاه که با یکی از فرزندان خود که هنوز زمان ظهور او نرسیده است به سوی تو برگردم».

سلیمان دیلمی می گوید: من به محضر امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شدم و مقصود یزدگرد را از جمله «یکی از فرزندان خود» از آن حضرت پرسیدم، حضرت فرمود:
«او مهدی موعود (علیه السلام) و قائم آل محمّد (علیهم السلام) است که به فرمان خداوند در آخر زمان ظهور می کند. او ششمین فرزند من، و فرزند دختری یزدگرد است و یزدگرد نیز پدر او می باشد». (604).

با توجّه به این که «شاه زنان» معروف به «شهربانو»، مادر امام سجّاد (علیه السلام) ـ بنابر مشهور ـ دختر یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی است، روشن می شود که او واقعاً پدر حضرت ولی عصر (علیه السلام) می باشد.

آنچه تا بدینجا از نظر خوانندگان گرامی گذشت نمونه هایی از نویدها و بشارتهای جاوید کتب مقدّسه اهل ادیان بود که همه آنها با مضامین مختلف خود، آمدن یک مصلح بزرگ جهانی را به نام (مهدی موعود )علیه السلام() در آخر الزّمان نوید داده، و به روشنی گواهی می دادند که مسأله ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) اختصاص به اسلام ندارد، بلکه از نظر همه اُمّتها و ملّتها یک امر قطعی و مسلّم است که بدون تردید تحقّق خواهد یافت.

آری! مطابق وعده های انبیا و نویدهای کتب مقدّسه آسمانی، سرانجام روزی فرا خواهد رسید که نماینده قدرت و قدس و عدالت الهی، آخرین جانشین رسول گرامی بنیانگذار حکومت واحد جهانی مهدی موعود منتظر ـ عجّل اللّه تعالی فرجه ـ از پشت پرده غیبت ظهور خواهد فرمود، و با ظهور مبارک آن ولیّ مطلق الهی، همه پرده های ظلمت به کنار خواهد رفت، تاریکیها برچیده خواهد شد، از پلیدیها و ناپاکیها اثری نخواهد ماند، و جهان یکسره نورانی خواهد گشت.

پی نوشت ها:
596)
بشارات عهدین، ص 237.
597) بشارات عهدین، استدراکات، بعد از مقدّمه چاپ دوّم، ص 10 و 11.
598) لمعات النور، ج 1 ص 23 ـ 25.
599) لغتنامه دهخدا، ص 6469، ستون 1.
600) بشارات عهدین، ص 243.
601) بشارات عهدین، ص 258، به نقل از جاماسب نامه.
602) او خواهد آمد، ص 108.
603) همان، به نقل از جاماسب نامه، ص 121 و 122.
604) بحار الأنوار، ج 51 ص 164.

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌ شهیدی‌

تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات

]]>
امام علی علیه السلام و نكوهش كسانى كه به مال و جان بخل مى‏ورزند 2014-07-19T08:03:26+01:00 2014-07-19T08:03:26+01:00 tag:http://porsemanemahdaviat.mihanblog.com/post/395 مهدی   نه اموال خود را براى كسى كه آن را روزى شما نمود بخشیدید، و نه جانها را براى خداوندى كه آنها را آفرید به مخاطره انداختید. به سبب خدا بر بندگانش كرامت یافته‏اید، در حالى كه خدا را (با نافرمانى از اوامرش) در میان بندگانش اكرام نمى‏كنید. از قرار گرفتن در منازل آنان كه پیش از شما بودند و از دنیا رفتند، و از جدا شدن از نزدیكترین برادرانتان (به سبب مرگ) عبرت بگیریدنهج البلاغه / ترجمه انصاریان، ص: 268

 
 نه اموال خود را براى كسى كه آن را روزى شما نمود بخشیدید، و نه جانها را براى خداوندى كه آنها را آفرید به مخاطره انداختید. به سبب خدا بر بندگانش كرامت یافته‏اید، در حالى كه خدا را (با نافرمانى از اوامرش) در میان بندگانش اكرام نمى‏كنید. از قرار گرفتن در منازل آنان كه پیش از شما بودند و از دنیا رفتند، و از جدا شدن از نزدیكترین برادرانتان (به سبب مرگ) عبرت بگیرید

نهج البلاغه / ترجمه انصاریان، ص: 268


]]>
بشارت ظهور حضرت مهدی علیه السلام در کتاب انجیل | بخش ششم 2014-06-19T02:00:57+01:00 2014-06-19T02:00:57+01:00 tag:http://porsemanemahdaviat.mihanblog.com/post/394 مهدی فرود آمدن حضرت عیسی از آسمانیکی از عقاید قطعی همه مسلمانان و تمام طوایف اسلامی این است که: حضرت عیسی (علیه السلام) در زمان ظهور حضرت بقیة الله (علیه السلام) به روی زمین باز می گردد، و برخی از آیات قرآنی نیز بر آن دلالت می کند، در این باره صدها حدیث از طریق شیعه و سنّی روایت شده است که از بازگشت آن حضرت سخن می گوید، اگر برخی از متعصّبین اهل سنّت به دلایلی در مورد حضرت مهدی (علیه السلام) تردید می کنند، در مورد نزول حضرت عیسی (علیه السلام) هیچ تردید ندارند.از نظر شیعه نیز این مطلب قطعی است که حضر فرود آمدن حضرت عیسی از آسمان
یکی از عقاید قطعی همه مسلمانان و تمام طوایف اسلامی این است که: حضرت عیسی (علیه السلام) در زمان ظهور حضرت بقیة الله (علیه السلام) به روی زمین باز می گردد، و برخی از آیات قرآنی نیز بر آن دلالت می کند، در این باره صدها حدیث از طریق شیعه و سنّی روایت شده است که از بازگشت آن حضرت سخن می گوید، اگر برخی از متعصّبین اهل سنّت به دلایلی در مورد حضرت مهدی (علیه السلام) تردید می کنند، در مورد نزول حضرت عیسی (علیه السلام) هیچ تردید ندارند.

از نظر شیعه نیز این مطلب قطعی است که حضرت عیسی (علیه السلام) از آسمان نازل می شود، و در بیت المقدّس پشت سر حضرت مهدی (علیه السلام) نماز می گزارد و او را تأیید می کند و در ردیف یکی از معاونان آن حضرت قرار می گیرد.

در این زمینه، روایات فراوانی در منابع حدیثی شیعه و سنّی وارد شده است که برخی از آنها را در اینجا نقل می کنیم:

1 ـ در حدیثی از ابو سعید خدری روایت شده است که پیامبر اکرم فرمود:
«مِنَّا الَّذِی یُصَلِّی عِیسَی بْنُ مَرْیَمَ خَلْفَهُ». (585).
«آن کسی که عیسی بن مریم (علیه السلام) در پشت سر او نماز می خواند، از ماست».

2 ـ در حدیث دیگری از عبدالله بن عبّاس آمده است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«لَنْ تَهْلِکَ اُمَّةٌ أنَا فِی أوَّلِها، وَ عیسَی بنُ مَرْیَمَ فی آخِرِها، وَالْمَهْدِیُّ فِی وَسَطِها». (586).
«اُمّتی که من در آغاز آن، عیسی بن مریم در پایان آن، و مهدی (علیه السلام) در میان آن است، هرگز هلاک نمی شود».

3 ـ در کتاب «عقد الدرر» باب دهم، در حدیثی از ابو هریره نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«کَیفَ أنتُم إذا نَزَل ابنُ مَریَمَ فِیکُمْ، وَ امامُکُمْ مِنْکُمْ». (587).
«چگونه خواهید بود هنگامی که عیسی بن مریم در میان شما نازل شود و پیشوای شما از میان خود شما خواهد بود؟!».

4 ـ در صحیح بخاری «باب نزول عیسی بن مریم» در حدیثی از ابو هریره نقل می کند که رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«سوگند به خدایی که جانم در دست قدرت اوست! نزدیک است که پسر مریم به عنوان «داوری دادگر» در میان شما فرود آید، صلیب را بشکند، خوک را بکشد، جزیه را بگذارد و مال را آنقدر بریزد که دیگر کسی آن را نپذیرد». (588).

5 ـ در سنن ابن ماجه، از ابی امامه باهلی، روایت کرده است:
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در مورد فتنه دجّال و خرابی های آن سخن می گفت، از آن حضرت پرسیدند: یا رسول الله! پس عربها در آن روز کجا هستند؟ فرمود:
«آنها در آن روز بسیار اندک اند، و بیشتر آنها در بیت المقدّس می باشند، و امامشان «مهدی» آن مرد صالح است، که ناگهان به هنگامی که امامشان آماده نماز صبح شده حضرت عیسی (علیه السلام) نازل می شود. حضرت مهدی (علیه السلام) به احترام او عقب می رود. حضرت عیسی دست خود را بر شانه او می گذارد و می گوید: برو جلو و نماز را بخوان که این نماز برای تو تشکیل یافته است، پس حضرت مهدی (علیه السلام) جلو می رود و امامت می کند». (589).

6 ـ در حدیث دیگری آمده است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«حضرت عیسی (علیه السلام) نازل می شود، امیر مسلمانان حضرت مهدی (علیه السلام) می فرماید: بفرما برای ما نماز بخوان.
عیسی (علیه السلام) می فرماید: برخی از شما بر برخی دیگر امیر هستید و این لطف و کرامّت خداوند بر این اُمّت است
». (590).

7 ـ در احادیث دیگری از طریق اهل سنّت آمده است:
«حضرت مهدی و حضرت عیسی (علیه السلام) اجتماع می کنند، چون وقت نماز فرا می رسد حضرت مهدی (علیه السلام) خطاب به حضرت عیسی (علیه السلام) می فرماید: بفرمایید جلو ـ برای اقامه نماز ـ.
حضرت عیسی (علیه السلام) می فرماید: شما برای نماز شایسته تر هستید، آنگاه حضرت عیسی اقتدا می کند و نماز را پشت سر او می خواند
». (591).

8 ـ در یک حدیث دیگر جریان نزول حضرت عیسی (علیه السلام) چنین آمده است:
«عیسی (علیه السلام) در گردنه ای به نام «أفیق» در سرزمین مقدّس فرود می آید، وارد بیت المقدّس می شود، در حالی که مردم برای نماز صبح صف کشیده باشند. پس امام (حضرت مهدی علیه السلام) عقب می رود، ولی عیسی (علیه السلام) او را جلو می اندازد و خود به او اقتدا کرده، پشت سرش طبق شریعت محمّدی نماز می خواند و می فرماید: شما اهل بیتی هستید که احدی نمی تواند بر شما پیشی بگیرد». (592).

9 ـ در حدیث دیگری که رسول اکرم
(صلی الله علیه وآله وسلم) از خروج دجّال و کشته شدن او به دست حضرت عیسی (علیه السلام) خبر داده، چنین آمده است که آن حضرت فرمود:
«آنگاه خداوند عیسی بن مریم (علیه السلام) را می فرستد، گویی به صورت عروة بن مسعود است، دجّال را دنبال می کند و او را به هلاکت می رساند. مردم هفت سال بدین حال می مانند که حتّی میان دو نفر کینه و عداوت یافت نمی شود». (593).

10 ـ و در یک حدیث دیگر آمده است که پیامبر اکرم
(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«حضرت مهدی (علیه السلام) یک مرتبه متوجّه می شود که حضرت عیسی (علیه السلام) نازل شده، گویی قطرات آب از موهایش می چکد، حضرت مهدی (علیه السلام) می فرماید: بفرمایید و برای مردم نماز بخوانید.
حضرت عیسی (علیه السلام) می فرماید: نماز برای شما بر پا شده است.
آنگاه حضرت عیسی (علیه السلام) پشت سر فرزندم نماز می خواند
». (594).

11 ـ و در همین رابطه رسول اکرم
(صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید:
«خلفا و اوصیای من که حجّتهای پروردگار بر مردمانند دوازده تن می باشند، اوّل آنها علی ـ ابن ابی طالب ـ و آخر آنها پسرم مهدی (علیه السلام) است که عیسی بن مریم (علیه السلام) نازل می شود و پشت سر او نماز می خواند. در زمان او زمین با نور پروردگارش روشن می شود و سلطنت او شرق و غرب جهان را فرا می گیرد». (595).

به طور خلاصه، روایات وارده از رسول گرامی اسلام و امامان معصوم (علیهم السلام) در مورد نزول حضرت عیسی (علیه السلام) و نماز خواندن آن حضرت در پشت سر حضرت ولی عصر ـ عجّل اللّه تعالی فرجه ـ بسیار فراوان است، و ما به احادیث یاد شده اکتفا می کنیم، و فقط این مطلب را یاد آور می شویم که در مورد نزول حضرت عیسی (علیه السلام) به برخی از آیات قرآن نیز می توان استشهاد نمود که در بحث «نویدهای ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) در قرآن» آیه 159 سوره نساء یاد آور شدیم، که در اینجا دیگر تکرار نمی کنیم. طالبین به آنجا مراجعه کنند.

پی نوشت ها:
585) بحارالانوار
، ج 51، ص 84 ـ منتخب الاثر، فصل 2، باب 48، ص 316 ـ بشارة الاسلام، قسمت سیره، باب 38، ص 320.
586) منتخب الاثر، فصل 2، باب 1، ص 155، ح 45 و بحار الانوار، ج 51، ص 85.
587) عقد الدرر، ص 291، باب 10.
588) صحیح بخاری، ج 2، ص 1073 ـ کتاب الانبیاء، باب نزول عیسی بن مریم (علیه السلام).
589) سنن ابن ماجه، ج 2 ص 526 ؛ عقد الدرر، ص 294 باب 10.
590) البرهان، ص 158 ـ عقد الدرر، ص 292، باب 10.
591) منتخب الاثر، فصل 7، باب 8، ص 479، ح 2، به نقل از تذکرة الخواص، ص 377.
592) یوم الخلاص، ص 344.
593) صحیح مسلم، ج 18، ص 75 ـ 76.
594) البرهان متقی، ص 160، باب 9، ح 9.
595) ینابیع المودّة، ج 3، ص 295، باب 78.

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌ شهیدی‌

تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات


]]>
بشارت ظهور حضرت مهدی علیه السلام در کتاب انجیل | بخش پنجم 2014-06-15T03:25:40+01:00 2014-06-15T03:25:40+01:00 tag:http://porsemanemahdaviat.mihanblog.com/post/393 مهدی رساله پولس به رومیان«زیرا یقین می دانم که دردهای زمان حاضر نسبت به آن جلالی که در ما ظاهر خواهد شد، هیچ است». (580).«... و آن که برای حکمرانی اُمّتها مبعوث شود، امید اُمّتها بر وی خواهد بود». (581).این تعبیر هم تعبیر دقیقی است که در احادیث اسلامی آمده است، و جالب توجّه این که: همان گونه که در بشارات تورات تذکّر دادیم در ترجمه عربی انجیل با تعبیر «قائم» آمده است، و تعبیر «حکمرانی اُمّتها» و «امید اُمّتها» جالب توجّه است.«زیرا این را به شما از کلام خدا می گوییم که ما که زنده و تا آمدن خداوند باق رساله پولس به رومیان
«زیرا یقین می دانم که دردهای زمان حاضر نسبت به آن جلالی که در ما ظاهر خواهد شد، هیچ است». (580).
«... و آن که برای حکمرانی اُمّتها مبعوث شود، امید اُمّتها بر وی خواهد بود». (581).

این تعبیر هم تعبیر دقیقی است که در احادیث اسلامی آمده است، و جالب توجّه این که: همان گونه که در بشارات تورات تذکّر دادیم در ترجمه عربی انجیل با تعبیر «قائم» آمده است، و تعبیر «حکمرانی اُمّتها» و «امید اُمّتها» جالب توجّه است.

«زیرا این را به شما از کلام خدا می گوییم که ما که زنده و تا آمدن خداوند باقی باشیم بر خوابیدگان سبقت نخواهیم جست؛ زیرا خداوند با صدا و با آواز رئیس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهد شد، و مردگان در مسیح اول خواهند بر خاست. آنگاه ما که زنده و باقی باشیم با ایشان در ابرها ربوده خواهیم شد تا خداوند را در هوا استقبال کنیم و همچنین همیشه با خداوند خواهیم بود». (582).

به طوری که خوانندگان عزیز ملاحظه می کنند این فراز از عهد جدید با روایات اسلامی وجوه مشترک فراوانی دارد که از آن جمله است:
1 ـ نزول حضرت عیسی (علیه السلام)
2 ـ صیحه آسمانی.
3 ـ زنده شدن گروهی از افراد صالح.
4 ـ آمدن او بر فراز ابر.
5 ـ ربوده شدن یاران حضرت ولی عصر (علیه السلام) از محرابها و رختخوابهای خود، و انتقال یافتن آنها بر فراز ابرها، همه این موارد در احادیث اسلامی آمده، و با این فقرات انجیل دقیقاً منطبق است.

اعمال رسولان
«و چون این را گفت، وقتی که ایشان همی نگریستند بالا برده شد، و ابری او را از چشمان ایشان در ربود. و چون به سوی آسمان چشم دوخته می بودند، هنگامی که او می رفت ناگاه دو مرد سفید پوش نزد ایشان ایستاده، گفتند: ای مردان جلیل! چرا ایستاده به سوی آسمان نگرانید؟ همین عیسی که از نزد شما به آسمان بالا برده شد، باز خواهد آمد، به همین طوری که او را به سوی آسمان روانه دیدید». (583).

فراز دیگر از اناجیل را «عبدالله بن سلیمان» نقل کرده است که بسیار جالب است. او می گوید: من در اناجیل خواندم که خداوند به عیسی (علیه السلام) فرمود: «من تو را به سوی خود بالا می برم، سپس تو را در آخر زمان فرو می فرستم تا از اُمّت این پیامبر شگفتیها ببینی، و آنها را در کشتن دجّال یاری دهی، تو را در وقت نماز می فرستم، تا با آنها نماز بخوانی که آنها اُمّت مرحومه هستند». (584).

پی نوشت ها:
580)
رساله پولس رسول به رومیان، ص 252، باب 8، بند 18.
581) رساله پولس رسول به رومیان، ص 261، باب 15، بند 12.
582) رساله اول پولس به تسالونیکیان، ص 330، باب 4، بندهای 15 ـ 17.
583) کتاب مقدّس، اعمال رسولان، ص 187، باب 1، بندهای 9 ـ 11.
584) بحار الانوار، ج 52، ص 181.

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌ شهیدی‌

تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات


]]>
گلِ قامت یار 2014-06-13T04:35:15+01:00 2014-06-13T04:35:15+01:00 tag:http://porsemanemahdaviat.mihanblog.com/post/392 مهدی کاروان میگذرد همره و همراه کجاست آنکه ما را همه جا بوده دل آگاه کجاست ره بپوییم که خاکستر گرمی ز نشان از دل حادثه های گه و بیگاه کجاست شوق از عاطفه ها نکته باریک زند گر بگوییم ره اینست مگو چاه کجاست ره بدل چون سپرم همرهِ تاریک دلان ره دراز است مرا پرتو آن ماه کجاست زندگی با همه خوبی بجز از محنت نیست آنکه آسوده کند زمزمه دلخواه کجاست جان به تدبیر دل از ساحل غم ساده گذشت نقطه ای هست ولی محور جانکاه کجاست شهد شیرین وصالی چو کسی یک سره برد همه گویند که این شوکت در جاه کجاست بر کرامت نگر اَر لایق دل

کاروان میگذرد همره و همراه کجاست
آنکه ما را همه جا بوده دل آگاه کجاست

ره بپوییم که خاکستر گرمی ز نشان
از دل حادثه های گه و بیگاه کجاست

شوق از عاطفه ها نکته باریک زند
گر بگوییم ره اینست مگو چاه کجاست

ره بدل چون سپرم همرهِ تاریک دلان
ره دراز است مرا پرتو آن ماه کجاست

زندگی با همه خوبی بجز از محنت نیست
آنکه آسوده کند زمزمه دلخواه کجاست

جان به تدبیر دل از ساحل غم ساده گذشت
نقطه ای هست ولی محور جانکاه کجاست

شهد شیرین وصالی چو کسی یک سره برد
همه گویند که این شوکت در جاه کجاست

بر کرامت نگر اَر لایق دل آمده ای
دل که خونین شده پس شاهد اکراه کجاست

جان احمد چو گرفته است گلِ قامت یار
تا سحر ناله زند همدل و همراه کجاست

شاعر: احمد قاضی


ولادت با سعادت یگانه منجی بشریت، حضرت مهدی موعود سلام ا... علیه گرامی باد
]]>