تبلیغات
از مهدی فاطمه سلام الله علیها چه می دانیم؟ - مطالب ابر حضرت مهدی علیه السلام
از مهدی فاطمه سلام الله علیها چه می دانیم؟

هنگامی كه به وضع كنونی جهان نظر می‌افكنیم و سیر صعودی جنایتها، جنگها و خونریزی‌ها، كشمكش ها، و اختلافات بین المللی و گسترش روز افزون مفاسد اخلاقی و اجتماعی را مشاهده می‌كنیم، پرسشهایی برایمان مطرح می‌شود كه:
آیا اوضاع كنونی جهان به همین منوال پیش خواهد رفت؟
آیا دامنه این جنایتها، خیانتها و كشتارها همچنان گسترش خواهد یافت؟
آیا این كشور گشایی ها، توسعه طلبی‌ها و ظلم و ستم های بی حد و مرز همچنان ادامه خواهد داشت؟
آیا این همه انحرافات عقیدتی و مفاسد اخلاقی و ظلم‌های اجتماعی همچون باتلاق متعفنی، بشریت را در كام خود فرو خواهد برد؟ یا این كه روزنه امیدی برای نجات بشر و اصلاح جامعه وجود خواهد داشت؟
در پاسخ این سوالات مهم باید گفت: از نظر عقل و اندیشه سالم، روزنه امیدی برای نجات و اصلاح بشر وجود دارد و سرانجام روزی فراخواهد رسید كه این ابرهای سیاه و تاریك و طوفان‌های مرگبار و سیل‌های ویرانگر فتنه و فساد از میان خواهد رفت، آسمان صاف و روشن و آفتاب تابنده و درخشان به دنبال خواهد آورد، و این گرداب های مخوف و هولناك برای همیشه در برابر بشر نخواهد بود، و در افقی نه چندان دور نشانه‌های ساحل نجات به چشم می‌خورد، چه آن كه جهان در انتظار یك مصلح بزرگ الهی است كه با یك قیام عظیم و گسترده همه عالم را به نفع حق و عدالت دگرگون خواهد نمود، و بشریت را از تیرگی، ظلم، فساد، ستم و تباهی نجات خواهد داد.
برای روشن شدن مطلب، به دو دلیل عقلی توجه فرمایید:
الف: نظام آفرینش به ما این درس را می‌دهد كه جهان بشریت سرانجام باید به قانون عدالت تن در دهد، و خواه ناخواه تسلیم یك نظم عادلانه و پایدار گردد.
توضیح مطلب این كه: جهان هستی تا آنجا كه می‌دانیم مجموعه ای از نظام‌های عالم است، وجود قوانین منظم در سرتاسر این جهان، دلیل بر یكپارچگی و به هم پیوستگی این نظام است و مساله نظم و قانون، یكی از جدی ترین و اساسی ترین مسایل این جهان محسوب می‌شود.
از منظومه‌های بزرگ جهان گرفته تا یك ذره «اتم» - كه میلیونها از آن را می‌توان بر روی نوك سوزنی جای داد - همه و همه تابع یك نظام دقیق و معین و برنامه حساب شده ای می‌باشند.
دستگاه‌های مختلف بدن انسان نیز از ساختمان یك سلول كوچك گرفته تا مغز، اعصاب، قلب، ششها و سایر اعضا و جوارح آدمی همه و همه دارای آنچنان نظم دقیقی هستند كه هر كدام از آنها مانند یك ساعت بسیار دقیق در بدن انسان كار می‌كند، و ساختمان منظم دقیق ترین كامپیوترهای جهان در برابر آنها بسیار ناچیز و كم ارزش می‌نماید.
به طور خلاصه، با یك نگاه ساده به جهانی كه در آن زندگی می‌كنیم به این حقیقت می‌رسیم كه جهان هستی در هم و برهم نیست، بلكه تمام پدیده‌ها بر یك خط سیر معینی حركت می‌كنند، و همه دستگاههای جهان هستی همچون لشكر انبوهی كه به واحدهای منظمی تقسیم شده باشند به سوی مقصد معینی به پیش می‌روند.
بنابراین، آیا در جهانی این چنین كه انسان «جزء» این «كل» است، می‌تواند به صورت یك وصله نامنظم و نا همرنگ، با جنگ و خونریزی و ظلم و ستم اجتماعی زندگی كند؟!
آیا بی عدالتی ها و فسادهای اخلاقی و اجتماعی كه نوعی بی نظمی است می‌تواند برای همیشه بر جامعه بشریت حاكم باشد؟!
آیا خدایی كه در نظام شگفت انگیز جهان هیچ یك از نیازهای موجودات عالم را از نظر لطف و عنایتش دور نداشته، و به انسان چشم بینا، گوش شنوا و عقل و هوش كافی عنایت فرموده است می‌توان گفت كه: بشریت را به حال خود رها ساخته است تا همچنان در وادی ضلالت و گمراهی گام بردارد، و با بی نظمی و بی عدالتی به زندگی خود ادامه دهد؟!
آیا ممكن است خداوندی كه این چنین نیازمندیهای انسان را تامین می‌كند او را از وجود یك راهنمای دانا و توانا و معصوم كه با غیب این عالم در ارتباط بوده و بشریت را به راه سعادت و خوشبختی رهنمون شود، محروم سازد؟!
تردیدی نیست كه از نظر عقل و اندیشه، برای برقراری نظم و قانون و جلوگیری از هرج و مرج و ریشه كن شدن فتنه و فساد، و اجرای قسط و عدالت، وجود رهبری الهی و آسمانی لازم و ضروری است.
به همین دلیل است كه امیرمومنان‌علیه السلام در یكی از سخنان خود در «نهج البلاغه» می‌فرماید:
«اللهم بلی، لا تخلو الارض من قایم لله بحجه اما ظاهرا مشهورا، و اما خایفا مغمورا، لیلا تبطل حجج الله وبیناته».(72)
«آری بار خدایا! زمین هرگز از حجت خدا خالی نخواهد بود كه یا ظاهر و آشكار، و یا ترسان و نهان خواهد بود، تا حجتها و دلایل روشن پروردگار باطل نگردد».
بنابراین، نتیجه ای كه از این بحث به دست می‌آید این است كه مشاهده نظام هستی و جهان آفرینش ما را به این حقیقت متوجه می‌سازد كه سرانجام جهان بشریت و جامعه انسانیت نیز در برابر نظم و عدالت سر تسلیم فرود خواهد آورد، و به مسیر اصلی آفرینش باز خواهد گشت.
ب: سیر تكاملی جامعه‌ها نیز دلیل دیگری بر آینده روشن جهان بشریت است؛ زیرا ما هرگز نمی‌توانیم این حقیقت را انكار كنیم كه جامعه بشریت از روزی كه خود را شناخته است پیوسته در حال پیشرفت بوده و رو به كمال و ترقی حركت نموده و هیچ‌گاه در یك مرحله توقف نكرده است.
در جنبه‌های مادی، از نظر خوراك، پوشاك و مسكن، و تهیه سایر لوازم زندگی، روزی در ابتدایی ترین شرایط زندگی قرار داشته، و امروز بر خلاف زمان‌های گذشته، به مرحله ای رسیده است كه عقل ها را حیران و چشمها را خیره ساخته، و به طور مسلم این سیر صعودی باز همچنان ادامه خواهد یافت.
از نظر علوم و دانش و فرهنگ نیز پیوسته رو به سمت جلو حركت نموده، به اختراعات و اكتشافات جدید و مدرنی دست یافته، و روز به روز كشف تازه و تحقیق جدید و مطلب نوی را در این زمینه به دست آورده است.
این «قانون تكامل» سرانجام شامل جنبه‌های اخلاقی و معنوی و اجتماعی نیز می‌شود، و انسانیت را به سوی یك قانون عادلانه، و صلح و عدالت پایدار، و فضایل اخلاقی و معنوی به پیش می‌برد، و اگر امروز می‌بینیم كه مفاسد اخلاقی در دنیای كنونی رو به فزونی است و بشریت در گرداب فساد و تباهی دست و پا می‌زند، این خود نیز زمینه را برای یك انقلاب تكاملی، سرانجام آماده می‌كند.
البته ناگفته پیداست كه هرگز نمی‌گوییم كه فساد را باید تشویق كرد، ولی می‌گوییم: فساد وقتی كه از حد گذشت عكس العمل آن یك انقلاب تكاملی معنوی خواهد بود كه بشریت را به جهان انسانیت باز خواهد گرداند؛ زیرا هنگامی كه انسانها در دام بلا گرفتار شدند، و به بن بست رسیدند، و عواقب نامطلوب گناهان خویش را دیدند، و سرهای آنها به سنگ خورد، و جان هایشان به لب رسید، حد اقل آماده پذیرش اصول سعادت آفرینی كه از ناحیه یك رهبر الهی و دینی ارایه می‌شود، خواهند گردید.
پس باتوجه به آنچه گذشت، به این نتیجه می‌رسیم كه: عقیده به ظهور حضرت مهدی‌علیه السلام،یك مساله عقلی و منطقی است كه نیازی به هیچ بیان ندارد؛ زیرا هر انسان عاقلی آن را تصدیق، و هر خردمندی آن را تایید می‌نماید.


پی نوشت:
72) نهج البلاغه فیض، كلمات قصار، شماره 139، ص 1158؛ منتخب الاثر، ص 270؛ و قریب به این مضمون بحار الانوار، ج 52، ص 192 از امام صادق‌علیه السلام.

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌شهیدی


تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات






نوع مطلب : مهدویت در اسلام و دیگر مذاهب و ملل جهان، 
برچسب ها : عقده به ظهور، حضرت مهدی علیه السلام، مسأله عقلی، منطقی،
لینک های مرتبط :


اگر ما از این قرن خودمان - كه قرن چهاردهم هجری، و عصر برخوردها، تضادها، و ستیز مكتب‌ها و تمدنها است - بگذریم، و بخواهیم این مساله را تا عصر رسالت رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم مورد بررسی قرار دهیم، می‌بینیم كه اصل مساله مهدویت و ظهور حضرت مهدی‌علیه السلام در چهارده قرن گذشته، بین تمام مسلمانان مطرح بوده است، و صحابه بزرگ رسول‌خداصلی الله علیه وآله وسلم و تابعین، و سپس تابعین تابعین، و سایر طبقات روات، از آن زمان تا به امروز، روایات مربوط به آن حضرت را با تمام مشخصات، اوصاف و نشانه‌ها روایت نموده، و علما و محدثان بزرگ اسلامی نیز آنها را در كتابهای خود گردآوری نموده، و حتی برخی از آنان در این خصوص كتابهای مستقلی تالیف كرده اند.
بسیاری از شخصیتهای سرشناس علمی، ادبی و سیاسی نیز ایمان و عقیده خود را نسبت به این موضوع، در اشعار و كتاب‌ها اظهار داشته اند و در موارد متعددی اصالت این عقیده را مورد تایید قرار داده، و در فرصت‌های مناسب سخنانی در این رابطه ابراز داشته اند كه در كتب تاریخ ثبت گردیده تا در اختیار آیندگان قرار بگیرد.
در این زمینه، شواهد بسیار زیادی از كتب حدیث، تاریخ، تفسیر، لغت، جغرافی، رجال، عقاید، كلام، و حتی شعر و ادب - از عربی و فارسی - در دست داریم كه نشانه اصالت مهدویت و حقیقت این اعتقاد بزرگ اسلامی است. اینك قسمتی از آنچه كه در این زمینه از شخصیتهای علمی، ادبی و سیاسی نقل شده، می‌آوریم:

ابن عباس می‌گوید:
«شبها و روزها سپری نمی‌شود - جهان به پایان نمی‌رسد - جز این‌كه جوانی از ما اهل بیت زمام امور را به دست می‌گیرد كه دستخوش فتنه‌ها نمی‌شود و خود فتنه بر نمی‌انگیزد.
گفته شد: چگونه است كه پیر مردان شما از آن محروم می‌شوند و جوانان شما به آن می‌رسند؟!
گفت: آری! این امانت خدا است، به هر كس بخواهد عطا می‌فرماید».(46)
ممكن است كسی خیال كند كه ابن عباس، شخص دیگری غیر از حضرت مهدی‌علیه السلام را قصد كرده است، ولی روایات صریحی كه مكررا از او نقل شده، آن را توضیح می‌دهد كه منظور، همان مهدی موعود علیه السلام است.(47)

عبدالله بن عمر می‌گوید:
«مهدی‌علیه السلام كسی است كه حضرت عیسی‌علیه السلام از آسمان بر او نازل می‌شود و پشت سر او نماز می‌خواند».(48)

عثمان بن عفان می‌گوید:
«از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم شنیدم كه می‌فرمود: امامان بعد از من دوازده نفرند كه نه نفر آنها از فرزندان حسین‌علیه السلام هستند. و مهدی این امت از ما - اهل بیت - است.
هر كس كه بعد از من به آنها تمسك جوید، به ریسمان الهی تمسك جسته، و هر كس از آنها دوری گزیند، از خدای تعالی دوری گزیده است».(49)

حذیفه بن یمان می‌گوید:
«از پیامبر اكرم شنیدم كه فرمود: وای بر این امت از دست پادشاهان ستمگری كه بندگان خدا را می‌كشند و آنها را می‌ترسانند … هنگامی كه خداوند اراده كند كه عظمت و عزت اسلام را باز گرداند همه ستمگران سركش و عنود را هلاك می‌سازد كه او بر هرچه بخواهد، قادر است. او این امت را پس از آن كه تباه شده اند، اصلاح می‌كند. ای حذیفه! اگر از عمر دنیا جز یك روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدری طولانی می‌سازد تا این‌كه مردی از اهل بیت من جهان را مالك شود، و اسلام را آشكار و ظاهر گرداند، و خداوند هرگز در وعده خود تخلف نمی‌ورزد».(50)

طاووس یمانی می‌گوید:
«بسیار دوست داشتم كه نمیرم تا آن‌كه زمان حضرت مهدی‌علیه السلام را درك كنم، زیرا در آن زمان به پاداش نیكوكاران افزوده می‌شود، و از گناه گنه كاران جلوگیری می‌شود، و آن حضرت مال را به فراوانی بخشش می‌كند، و بر مسیولین كشوری بسیار سخت می‌گیرد، و بر بی نوایان بسیار رووف و مهربان است».(51)

ابن سیرین می‌گوید:
«به طور قطع، حضرت مهدی‌علیه السلام بر بسیاری از پیامبران برتری دارد».(52)

كعب الاحبار می‌گوید:
«من مهدی‌علیه السلام را در اسفار - كتابهای - همه پیامبران می‌یابم، كه در داوری او هیچ ستم و تباهی وجود ندارد».(53)

همو در جای دیگری می‌گوید:
«مهدی قایم‌علیه السلام كه از نسل علی بن ابی طالب‌علیهما السلام است در اخلاق و اوصاف، شكل و سیما، هیبت و شكوه چون عیسی بن مریم‌علیه السلام است. خدای تعالی آنچه به پیامبران داده، به او نیز با اضافات بیشتری خواهد داد».(54)

صعصعه بن صوحان می‌گوید:
«آن شخص بزرگواری كه حضرت عیسی‌علیه السلام پشت سر او نماز می‌گزارد، دوازدهمین نفر از عترت رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم و نهمین نفر از فرزندان امام حسین‌علیه السلام است. اوست خورشید فروزانی كه از مغرب طلوع می‌نماید، در بین ركن و مقام - در كنار كعبه - ظاهر می‌شود، و زمین را - از وجود ستمگران - پاك می‌سازد، و ترازوی عدل را برقرار می‌نماید، به طوری كه هیچ فردی به فرد دیگری ستم نخواهد كرد».(55)

زید شهید رضی الله عنه می‌فرماید:
«خداوند به وسیله ما شناخته می‌شود، و به وسیله ما پرستیده می‌شود، و ماییم راهنمایان به سوی خدا. محمد مصطفی‌صلی الله علیه وآله وسلم از ماست. علی مرتضی از ماست. و مهدی، قایم این امت، از ماست … خداوند او را بعد از امامت امامان معصوم‌علیهم السلام ظاهر می‌گرداند، و او دنیا را پر از عدل و داد می‌كند همان‌گونه كه پر از ظلم و ستم شده است».(56)

شعر حكیم بن عیاش كلبی، شاعر بنی امیه:
در بیشتر منابع تاریخی كه توسط مورخان عامه تالیف شده نوشته اند كه: وقتی جناب زید فرزند رشید امام چهارم، بر ضد حكومت جبار هشام بن عبدالملك قیام كرد و سرانجام به شهادت رسید و پس از مرگ، بدنش را در كوفه به دار آویختند، حكیم بن عیاش كلبی كه از دشمنان سرسخت خاندان نبوت بود، این شعر را خطاب به بنی هاشم گفت:
صلبنا لكمْ زیدا علی جذع نخله
ولم ار مهْدیا علی الجذع یصْلب
«زید انقلابی شما را بر تنه نخلی به دار آویختیم، و من فكر نمی‌كنم كه مهدی بر تنه نخل آویخته شود».
مقصود شاعر این است كه آن مهدی كه ظهور می‌كند، فاتح همه كشورها می‌شود و بر تمام ممالك مستولی می‌گردد، پس چگونه ممكن است جناب زید كه بر تنه نخل به دار آویخته شد، مهدی موعود باشد؟!!
بعضی از مورخان عامه و برخی از هم فكران شان از منحرفان و روشن فكرها، این شعر را دلیل بر افسانه بودن مساله مهدویت گرفته اند، در صورتی كه همین شعر دلیل بر واقعیت داشتن مساله مهدویت است، زیرا همین شعر كه در اوایل قرن دوم هجری گفته شده است به خوبی گواه بر این مطلب است كه حتی متعصبان بنی امیه نیز می‌دانستند كه مهدی موعودعلیه السلام از دودمان رسول اكرم‌صلی الله علیه وآله وسلم واز نسل مطهر علی و فاطمه‌علیهما السلام است و همان‌گونه كه در روایات آمده است او بر ضد دولت‌های جبار و خودكامه قیام می‌كند و پیروز می‌شود، و لذا این شاعر می‌گوید: اگر شما جناب زید را «مهدی» و نجات دهنده می‌دانید نمی‌بایست شكست بخورد و كشته شود، یعنی آنچه ما درباره مهدی‌علیه السلام شنیده‌ایم این نیست كه او مصلوب می‌شود.
بنابراین، آیا این شعر دلیل بر سابقه ذهنی مردم نسبت به مساله مهدویت است، یا نشانه افسانه بودن ظهور مهدی موعود؟ قضاوت با خواننده است.(57)

گفتار منصور خلیفه عباسی:
سیف بن عمیره نقل می‌كند: روزی در نزد ابوجعفر منصور - خلیفه عباسی - بودم كه خود آغاز سخن كرد و به من گفت: ای سیف! به ناچار ندا كننده‌ای از آسمان به نام مردی از فرزندان ابوطالب ندا خواهد كرد.
گفتم: ای امیر! شما هم این مطلب را روایت می‌كنی؟ گفت: آری! به خدایی كه جان من در دست قدرت اوست كه من این موضوع را با دو گوش خود شنیده ام.
گفتم: من این حدیث را پیش از این نشنیده بودم.
گفت: ای سیف! این حدیث حق است، و چون چنین است ما سزاوارتریم كه آن را اجابت نماییم. بدان كه منادی به نام مردی از عمو زادگان ما ندا خواهد كرد.
گفتم: مردی از فرزندان فاطمه؟ گفت: آری، ای سیف اگر این مطلب را از محمد بن علی - امام باقرعلیه السلام - نشنیده بودم، آن را برای تو بازگو نمی‌نمودم، ولی گوینده محمد بن علی‌علیهما السلام است، و در همه روی زمین كجا می‌توان كسی را مانند او پیدا كرد؟(58)

گفتار هارون الرشید:
سلیمان بن اسحاق - كه خود از بنی عباس و از نواده‌های عبدالله بن عباس است - گوید: پدرم برای من نقل كرد كه روزی نزد هارون الرشید بودم كه از «مهدی» و عدالت او سخن به میان آمد، و سخن در این باره به درازا كشید.
آنگاه هارون الرشید گفت: گمان من این است كه شماها چنین می‌پندارید كه پدر من - مهدی عباسی - همان مهدی موعود است!! ولی من به شما می‌گویم كه پدرم از پدرانش، از ابن عباس، و او از پدرش عباس بن عبدالمطلب برای من نقل كرد كه پیامبر خطاب به عباس فرمود:
ای عمو! دوازده نفر از فرزندان من امام خواهند بود. حوادث ناگواری روی خواهد داد، و روزگار بسیار سختی فراخواهد رسید، آنگاه مهدی‌علیه السلام كه از فرزندان من است ظاهر می‌شود، و خداوند امر او را در یك شب اصلاح می‌نماید، او سراسر زمین را پر از عدل می‌كند همان‌گونه كه پر از ستم شده است، آنگاه هر چه خدا بخواهد در زمین حكومت می‌كند.(59)


پی نوشت ها:
46) الملاحم والفتن، ص 343 و 344، ح 507؛ الحاوی و الفتاوی، ج 2، ص 48 و 58؛ منتخب الاثر، ص 163.
47) رجوع شود به كتاب «الملاحم و الفتن سید ابن طاووس»، ص 96 و 97، ح 64 و ص 135، ح 153 و ص 161، ح 211 و ص 177، ح 239 و 240، ح 460 و ص 345، ح 509.
48) الملاحم والفتن، ص 180، باب 197، ح 245.
49) كفایه الاثر، ص 93.
50) بشاره الاسلام، ص 32، بحار الانوار، ج 51، ص 83، ح 28، ینابیع الموده، ج 3، ص 298، غایه المرام، ص 700، و منتخب الاثر، ص 149.
51) عقد الدرر، ص 143؛ و الملاحم و الفتن، ص 148، باب 151، ح 180.
52) عقد الدرر، ص 149.
53) همان، ص 41.
54) بحار الانوار، ج 52، ص 226، ح 89، و غیبت نعمانی، ص 146، باب 10، ح 4.
55) الامام المهدی‌علیه السلام، ص 85، ح 12.
56) بحار الانوار، ج 46، ص 201، ذیل حدیث 77، والامام المهدی، ص 87، ح 22.
57) ابن حجر عسقلانی شافعی در كتاب «الاصابه» ذیل ترجمه حكیم بن عیاش كلبی جلد 1، صفحه 395، از «فواید» كوكبی روایت نموده، كه همین حكیم بن عیاش كلبی به سبب نفرین امام صادق‌علیه السلام با وضع عجیبی به هلاكت رسید، و داستان هلاكت او از این قرار است:
موقعی كه امام صادق‌علیه السلام شنید كه این شاعر اموی این‌گونه سخن سرایی كرده است، سخت منقلب شد، در حالی كه دستهایش از شدت ناراحتی می‌لرزید، آنها را به طرف آسمان بلند نموده، عرض كرد:
پروردگارا! اگر گوینده این شعر دروغگوست، كلب خود را بر او مسلط گردان.
طولی نكشید كه دعای امام‌علیه السلام مستجاب شد، و موقعی كه این شاعر بی ایمان عازم كوفه بود در بین راه شیری به او حمله‌ور شد و او را از پای درآورد.
58) عقد الدرر، ص 110، ارشاد مفید، ص 337، كافی، ج 8، ص‌209، بحار الانوار، ج 52، ص‌288؛ والمهدی، ص 51.
59) غایه المرام، ص 704، فراید السمطین، ج 2،ص 329، باب 61؛ و الامام المهدی، ص 307.

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌شهیدی






نوع مطلب : مهدویت در اسلام و دیگر مذاهب و ملل جهان، 
برچسب ها : ظهور، حضرت مهدی علیه السلام، دیدگاه، صحابه، تابعین،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :