تبلیغات
از مهدی فاطمه سلام الله علیها چه می دانیم؟ - مطالب ابر ظهور
از مهدی فاطمه سلام الله علیها چه می دانیم؟
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : مهدی


نویسنده آمریكایی كتاب «قاموس مقدس»، درباره شیوع اعتقاد به ظهور، و انتظار پیدایش یك «منجی بزرگ جهانی» در میان قوم «یهود» چنین می‌نویسد:
«عبرانیان منتظر قدوم مبارك «مسیح» نسلا بعد نسل بودند، و وعده آن وجود مبارك … مكررا در «زبور» و كتب انبیا، علی الخصوص، در كتاب «اشعیا» داده شده است. تا وقتی كه «یحیای تعمید دهنده» آمده، به قدوم مبارك وی بشارت داد، لیكن «یهود» آن نبوآت (پیشگویی ها) را نفهمیده با خود همی اندیشیدند كه «مسیح» (سلطان زمان) خواهد شد، و ایشان را از دست جور پیشگان و ظالمان رهایی خواهد داد، و به اعلا درجه مجد و جلال ترقی خواهد كرد».(64)
نویسنده كتاب «قاموس كتاب مقدس» در كتاب خود از یهودیان، زبان به شكایت می‌گشاید كه دعوت عیسای مسیح را بعد از آن همه اشتیاق و انتظار، سرانجام نپذیرفتند و او را مسیح واقعی نپنداشتند و او را با مسیح موعودی كه سلطان زمان خواهد بود و منجی واپسین و مژده اش را كتاب مقدسشان داده بود و سالها در انتظارش در التهاب سوزان لحظه شماری می‌كردند، مطابق نیافتند. از این رو، با او به دشمنی برخاستند، حتی وی را جنایتكار به ملت اسراییل، و تعالیمش را، ضد آرمان اساسی كتب مقدس «عهد عتیق» (تورات و ملحقات آن) دانستند، ناچار به محاكمه اش فراخواندند و به اعدام محكومش كردند، و همچنان با احساس غبنی جانكاه مجددا در انتظار «مسیح موعود» و رهایی بخش از رنج و ستم، نشستند.
مسیحیان، با این كه حضرت عیسی‌علیه السلام را «مسیح موعود» یهودیان می‌دانستند، چون نسبت به پیروی او احساس نا تمامی كردند، یكباره امیدشان از «زمان حال» بركنده شد؛ حماسه انتظار را از سر گرفتند و در انتظار «مسیح» و بازگشت وی از آسمان، در پایان جهان نشستند.
طبق نوشته «مستر هاكس» آمریكایی، در كتاب خود «قاموس كتاب مقدس» كلمه «پسر انسان» 80 بار در «انجیل» و ملحقات آن (عهد جدید) به كار رفته كه فقط 30 مورد آن با حضرت عیسی‌علیه السلام قابل تطبیق است(65)، و 50 مورد دیگر از «مصلح» و نجات دهنده ای سخن می‌گوید كه در آخر زمان ظهور خواهد كرد(66).!

پی نوشت ها:
64) قاموس مقدس، ص 806، به نقل از كتاب «او خواهد آمد»، ص 32.
65) و 2 - او خواهد آمد، ص 33، به نقل از قاموس مقدس، ص 219.
66)

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌شهیدی


تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات




نوع مطلب : مهدویت در اسلام و دیگر مذاهب و ملل جهان، 
برچسب ها : انتظار، ظهور، منجی، یهود، نصاری،
لینک های مرتبط :


انتظار ظهور یك مصلح بزرگ آسمانی، و امید به آینده و استقرار صلح و عدل جاویدان، امری فطری و طبیعی است كه با ذات و وجود آدمی سر و كار داشته و با آفرینش هر انسانی همراه است و زمان و مكان نمی‌شناسد و به هیچ قوم و ملتی اختصاص ندارد.
از این رو، همه افراد طبق فطرت ذاتی خود مایلند روزی فرا رسد كه جهان بشریت در پرتو ظهور رهبری الهی و آسمانی و با تایید و عنایت پروردگار، از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات یافته، شور و بلوا در جهان پایان پذیرد و انسانها از وضع فلاكت بار موجود نجات یابند و از نابسامانی و نا امنی و تیره روزی خلاص شوند و سرانجام به كمال مطلوب و زندگی شرافتمندانه ای كه شایسته مقام انسان است، نایل آیند.
به همین دلیل، در تمام ادیان و مذاهب مختلف جهان از مصلحی كه در آخر الزمان ظهور خواهد نمود و به جنایتها و خیانتهای انسانها خاتمه خواهد داد و شالوده حكومت واحد جهانی را بر اساس عدالت و آزادی واقعی بنیان خواهد نهاد، سخن به میان آمده و تمام پیامبران و سفیران الهی در این زمینه به مردم با ایمان جهان، نوید هایی داده اند.
در این زمینه، یكی از نویسندگان معروف چنین می‌نویسد:
«موضوع ظهور و علایم ظهور، موضوعی است كه در همه مذاهب بزرگ جهان واجد اهمیت خاصی است. صرف نظر از عقیده و ایمان كه پایه این آرزو را تشكیل می‌دهد، هر فرد علاقه‌مند به سرنوشت بشریت، و طالب تكامل معنوی وقتی كه از همه نا امید می‌شود، و می‌بیند كه با وجود این همه ترقیات فكری و علمی شگفت انگیز، باز متاسفانه، بشریت غافل و بی‌خبر، روز به روز خود را به سوی فساد و تباهی می‌كشاند و از خداوند بزرگ بیشتر دوری می‌جوید، و از اوامر او بیشتر سرپیچی می‌كند؛ بنا به فطرت ذاتی خود متوجه درگاه خداوند بزرگ می‌شود، و از او برای رفع ظلم و فساد یاری می‌جوید.
از این رو در همه قرون و اعصار، آرزوی یك مصلح بزرگ جهانی در دلهای خداپرستان وجود داشته است. و این آرزو نه تنها در میان پیروان مذاهب بزرگ، مانند: زرتشتی و یهودی و مسیحی و مسلمان، سابقه دارد، بلكه آثار آن را در كتاب‌های قدیم چینیان و در عقاید هندیان، و در بین اهالی اسكاندیناوی و حتی در میان مصریان قدیم و بومیان و حتی مكزیك و نظایر آنها نیز می‌توان یافت».(60)
آری! عقیده به ظهور یك مصلح بزرگ آسمانی در پایان جهان، یكی از مسایل بسیار مهم و حساسی است كه نه تنها در آیین مبین اسلام، بلكه در همه ادیان آسمانی، و نه تنها در میان پیروان ادیان و مذاهب بلكه در نزد بسیاری از مكاتب مختلف جهان سابقه دیرین دارد، و تمامی پیروان ادیان بزرگ عالم از مسیحیان، كلیمیان و زرتشتیان گرفته تا پیروان مكتب‌های الحادی، همه و همه بدان عقیده دارند.
ناگفته نماند كه پیروان ادیان و مذاهب گوناگون، و دیگر ملل و اقوام گذشته و مكاتب مختلف جهان درباره نام آن بزرگوار باهم اختلاف نظر دارند، مسلمانان او را «مهدی موعود منتظرعلیه السلام»، و پیروان سایر ادیان و مكتب‌ها و ملتها و توده‌های محروم، وی را «مصلح جهانی» یا «مصلح غیبی»، یا «رهاننده بزرگ» یا «نجات‌بخش آسمانی» و یا «منجی اعظم» می‌نامند؛ ولی در باره اوصاف كلی، برنامه‌های اصلاحی، تشكیل حكومت واحد جهانی بر اساس عدالت و آزادی، و ظهور او در آخرالزمان اتفاق نظر دارند.
جالب توجه این‌كه حتی در این اواخر نیز، این عقیده در بین گروهی از دانشمندان و فلاسفه بزرگ جهان به عنوان: «لزوم تشكیل حكومت واحد جهانی» درسطح وسیعی مطرح گردیده‌است:
«در عصر اخیر دوشادوش پیشرفت همه جانبه ای كه در تمام مسایل علمی نصیب بشریت شده، این ایده و عقیده نیز از مرز ادیان و مذاهب قدم فراتر نهاده و به عنوان یكی از مهمترین مسایل حیاتی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است».(61)
آری خواننده گرامی! امروز بسیاری از اندیشمندان و فلاسفه مشهور جهان نیز عقیده دارند كه با پیشرفت سریع صنعت و تكنولوژی، زندگی ماشینی، رقابت های نا سالم نظامی، بازیهای خطرناك سیاسی، و احساس یاس و نا امیدی در بین جوامع بشری برای رهایی از اوضاع نا بسامان كنونی، تشكیل حكومت واحد جهانی بر اساس عدالت و آزادی لازم و ضروری است.(62)
بنابراین، بر غم افكار بیمارگونه كوته نظران كج‌اندیش كه می‌پندارند مساله مهدویت و انتظار ظهور یك رهبر بزرگ آسمانی در پایان جهان، از مختصات مسلمانان و یا از عقاید خاص شیعیان است و می‌كوشند تا با تلاش مذبوحانه خود آن را در یك مكتب خاص محصور كنند، این مساله اختصاص به مسلمانان و شیعیان ندارد؛ بلكه یك اعتقاد عمومی مشترك است كه همه امتها و ملتها و پیروان ادیان - و حتی مكاتب مختلف، فلاسفه، دانشمندان و اندیشمندان واقع بین جهان نیز - در این عقیده و مرام باهم شریك اند.(63)

پی نوشت ها:
60) مقدمه كتاب «مهدی موعود» ترجمه سیزدهم بحار، ص 177، و مهدی انقلابی بزرگ، ص 57، به نقل از كتاب علایم الظهور.
61) او خواهد آمد، ص 75.
62) به بخش یازدهم، تحت عنوان: «نظریات فلاسفه و دانشمندان درباره آینده جهان» مراجعه فرمایید.
63) در مورد این كه همه امتها و ملتها درباره ظهور حضرت مهدی‌علیه السلام باهم، هم عقیده‌اند در بخش نهم، تحت عنوان: «نویدهای ظهور مهدی موعودعلیه السلام در كتب مقدسه» به تفصیل سخن رفته است.

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌شهیدی


تعجیل در فرج و سلامتی مولا صلوات





نوع مطلب : مهدویت در اسلام و دیگر مذاهب و ملل جهان، 
برچسب ها : عقیده، ظهور، نظر، اقوام، ادیان،
لینک های مرتبط :


اگر ما از این قرن خودمان - كه قرن چهاردهم هجری، و عصر برخوردها، تضادها، و ستیز مكتب‌ها و تمدنها است - بگذریم، و بخواهیم این مساله را تا عصر رسالت رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم مورد بررسی قرار دهیم، می‌بینیم كه اصل مساله مهدویت و ظهور حضرت مهدی‌علیه السلام در چهارده قرن گذشته، بین تمام مسلمانان مطرح بوده است، و صحابه بزرگ رسول‌خداصلی الله علیه وآله وسلم و تابعین، و سپس تابعین تابعین، و سایر طبقات روات، از آن زمان تا به امروز، روایات مربوط به آن حضرت را با تمام مشخصات، اوصاف و نشانه‌ها روایت نموده، و علما و محدثان بزرگ اسلامی نیز آنها را در كتابهای خود گردآوری نموده، و حتی برخی از آنان در این خصوص كتابهای مستقلی تالیف كرده اند.
بسیاری از شخصیتهای سرشناس علمی، ادبی و سیاسی نیز ایمان و عقیده خود را نسبت به این موضوع، در اشعار و كتاب‌ها اظهار داشته اند و در موارد متعددی اصالت این عقیده را مورد تایید قرار داده، و در فرصت‌های مناسب سخنانی در این رابطه ابراز داشته اند كه در كتب تاریخ ثبت گردیده تا در اختیار آیندگان قرار بگیرد.
در این زمینه، شواهد بسیار زیادی از كتب حدیث، تاریخ، تفسیر، لغت، جغرافی، رجال، عقاید، كلام، و حتی شعر و ادب - از عربی و فارسی - در دست داریم كه نشانه اصالت مهدویت و حقیقت این اعتقاد بزرگ اسلامی است. اینك قسمتی از آنچه كه در این زمینه از شخصیتهای علمی، ادبی و سیاسی نقل شده، می‌آوریم:

ابن عباس می‌گوید:
«شبها و روزها سپری نمی‌شود - جهان به پایان نمی‌رسد - جز این‌كه جوانی از ما اهل بیت زمام امور را به دست می‌گیرد كه دستخوش فتنه‌ها نمی‌شود و خود فتنه بر نمی‌انگیزد.
گفته شد: چگونه است كه پیر مردان شما از آن محروم می‌شوند و جوانان شما به آن می‌رسند؟!
گفت: آری! این امانت خدا است، به هر كس بخواهد عطا می‌فرماید».(46)
ممكن است كسی خیال كند كه ابن عباس، شخص دیگری غیر از حضرت مهدی‌علیه السلام را قصد كرده است، ولی روایات صریحی كه مكررا از او نقل شده، آن را توضیح می‌دهد كه منظور، همان مهدی موعود علیه السلام است.(47)

عبدالله بن عمر می‌گوید:
«مهدی‌علیه السلام كسی است كه حضرت عیسی‌علیه السلام از آسمان بر او نازل می‌شود و پشت سر او نماز می‌خواند».(48)

عثمان بن عفان می‌گوید:
«از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم شنیدم كه می‌فرمود: امامان بعد از من دوازده نفرند كه نه نفر آنها از فرزندان حسین‌علیه السلام هستند. و مهدی این امت از ما - اهل بیت - است.
هر كس كه بعد از من به آنها تمسك جوید، به ریسمان الهی تمسك جسته، و هر كس از آنها دوری گزیند، از خدای تعالی دوری گزیده است».(49)

حذیفه بن یمان می‌گوید:
«از پیامبر اكرم شنیدم كه فرمود: وای بر این امت از دست پادشاهان ستمگری كه بندگان خدا را می‌كشند و آنها را می‌ترسانند … هنگامی كه خداوند اراده كند كه عظمت و عزت اسلام را باز گرداند همه ستمگران سركش و عنود را هلاك می‌سازد كه او بر هرچه بخواهد، قادر است. او این امت را پس از آن كه تباه شده اند، اصلاح می‌كند. ای حذیفه! اگر از عمر دنیا جز یك روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدری طولانی می‌سازد تا این‌كه مردی از اهل بیت من جهان را مالك شود، و اسلام را آشكار و ظاهر گرداند، و خداوند هرگز در وعده خود تخلف نمی‌ورزد».(50)

طاووس یمانی می‌گوید:
«بسیار دوست داشتم كه نمیرم تا آن‌كه زمان حضرت مهدی‌علیه السلام را درك كنم، زیرا در آن زمان به پاداش نیكوكاران افزوده می‌شود، و از گناه گنه كاران جلوگیری می‌شود، و آن حضرت مال را به فراوانی بخشش می‌كند، و بر مسیولین كشوری بسیار سخت می‌گیرد، و بر بی نوایان بسیار رووف و مهربان است».(51)

ابن سیرین می‌گوید:
«به طور قطع، حضرت مهدی‌علیه السلام بر بسیاری از پیامبران برتری دارد».(52)

كعب الاحبار می‌گوید:
«من مهدی‌علیه السلام را در اسفار - كتابهای - همه پیامبران می‌یابم، كه در داوری او هیچ ستم و تباهی وجود ندارد».(53)

همو در جای دیگری می‌گوید:
«مهدی قایم‌علیه السلام كه از نسل علی بن ابی طالب‌علیهما السلام است در اخلاق و اوصاف، شكل و سیما، هیبت و شكوه چون عیسی بن مریم‌علیه السلام است. خدای تعالی آنچه به پیامبران داده، به او نیز با اضافات بیشتری خواهد داد».(54)

صعصعه بن صوحان می‌گوید:
«آن شخص بزرگواری كه حضرت عیسی‌علیه السلام پشت سر او نماز می‌گزارد، دوازدهمین نفر از عترت رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم و نهمین نفر از فرزندان امام حسین‌علیه السلام است. اوست خورشید فروزانی كه از مغرب طلوع می‌نماید، در بین ركن و مقام - در كنار كعبه - ظاهر می‌شود، و زمین را - از وجود ستمگران - پاك می‌سازد، و ترازوی عدل را برقرار می‌نماید، به طوری كه هیچ فردی به فرد دیگری ستم نخواهد كرد».(55)

زید شهید رضی الله عنه می‌فرماید:
«خداوند به وسیله ما شناخته می‌شود، و به وسیله ما پرستیده می‌شود، و ماییم راهنمایان به سوی خدا. محمد مصطفی‌صلی الله علیه وآله وسلم از ماست. علی مرتضی از ماست. و مهدی، قایم این امت، از ماست … خداوند او را بعد از امامت امامان معصوم‌علیهم السلام ظاهر می‌گرداند، و او دنیا را پر از عدل و داد می‌كند همان‌گونه كه پر از ظلم و ستم شده است».(56)

شعر حكیم بن عیاش كلبی، شاعر بنی امیه:
در بیشتر منابع تاریخی كه توسط مورخان عامه تالیف شده نوشته اند كه: وقتی جناب زید فرزند رشید امام چهارم، بر ضد حكومت جبار هشام بن عبدالملك قیام كرد و سرانجام به شهادت رسید و پس از مرگ، بدنش را در كوفه به دار آویختند، حكیم بن عیاش كلبی كه از دشمنان سرسخت خاندان نبوت بود، این شعر را خطاب به بنی هاشم گفت:
صلبنا لكمْ زیدا علی جذع نخله
ولم ار مهْدیا علی الجذع یصْلب
«زید انقلابی شما را بر تنه نخلی به دار آویختیم، و من فكر نمی‌كنم كه مهدی بر تنه نخل آویخته شود».
مقصود شاعر این است كه آن مهدی كه ظهور می‌كند، فاتح همه كشورها می‌شود و بر تمام ممالك مستولی می‌گردد، پس چگونه ممكن است جناب زید كه بر تنه نخل به دار آویخته شد، مهدی موعود باشد؟!!
بعضی از مورخان عامه و برخی از هم فكران شان از منحرفان و روشن فكرها، این شعر را دلیل بر افسانه بودن مساله مهدویت گرفته اند، در صورتی كه همین شعر دلیل بر واقعیت داشتن مساله مهدویت است، زیرا همین شعر كه در اوایل قرن دوم هجری گفته شده است به خوبی گواه بر این مطلب است كه حتی متعصبان بنی امیه نیز می‌دانستند كه مهدی موعودعلیه السلام از دودمان رسول اكرم‌صلی الله علیه وآله وسلم واز نسل مطهر علی و فاطمه‌علیهما السلام است و همان‌گونه كه در روایات آمده است او بر ضد دولت‌های جبار و خودكامه قیام می‌كند و پیروز می‌شود، و لذا این شاعر می‌گوید: اگر شما جناب زید را «مهدی» و نجات دهنده می‌دانید نمی‌بایست شكست بخورد و كشته شود، یعنی آنچه ما درباره مهدی‌علیه السلام شنیده‌ایم این نیست كه او مصلوب می‌شود.
بنابراین، آیا این شعر دلیل بر سابقه ذهنی مردم نسبت به مساله مهدویت است، یا نشانه افسانه بودن ظهور مهدی موعود؟ قضاوت با خواننده است.(57)

گفتار منصور خلیفه عباسی:
سیف بن عمیره نقل می‌كند: روزی در نزد ابوجعفر منصور - خلیفه عباسی - بودم كه خود آغاز سخن كرد و به من گفت: ای سیف! به ناچار ندا كننده‌ای از آسمان به نام مردی از فرزندان ابوطالب ندا خواهد كرد.
گفتم: ای امیر! شما هم این مطلب را روایت می‌كنی؟ گفت: آری! به خدایی كه جان من در دست قدرت اوست كه من این موضوع را با دو گوش خود شنیده ام.
گفتم: من این حدیث را پیش از این نشنیده بودم.
گفت: ای سیف! این حدیث حق است، و چون چنین است ما سزاوارتریم كه آن را اجابت نماییم. بدان كه منادی به نام مردی از عمو زادگان ما ندا خواهد كرد.
گفتم: مردی از فرزندان فاطمه؟ گفت: آری، ای سیف اگر این مطلب را از محمد بن علی - امام باقرعلیه السلام - نشنیده بودم، آن را برای تو بازگو نمی‌نمودم، ولی گوینده محمد بن علی‌علیهما السلام است، و در همه روی زمین كجا می‌توان كسی را مانند او پیدا كرد؟(58)

گفتار هارون الرشید:
سلیمان بن اسحاق - كه خود از بنی عباس و از نواده‌های عبدالله بن عباس است - گوید: پدرم برای من نقل كرد كه روزی نزد هارون الرشید بودم كه از «مهدی» و عدالت او سخن به میان آمد، و سخن در این باره به درازا كشید.
آنگاه هارون الرشید گفت: گمان من این است كه شماها چنین می‌پندارید كه پدر من - مهدی عباسی - همان مهدی موعود است!! ولی من به شما می‌گویم كه پدرم از پدرانش، از ابن عباس، و او از پدرش عباس بن عبدالمطلب برای من نقل كرد كه پیامبر خطاب به عباس فرمود:
ای عمو! دوازده نفر از فرزندان من امام خواهند بود. حوادث ناگواری روی خواهد داد، و روزگار بسیار سختی فراخواهد رسید، آنگاه مهدی‌علیه السلام كه از فرزندان من است ظاهر می‌شود، و خداوند امر او را در یك شب اصلاح می‌نماید، او سراسر زمین را پر از عدل می‌كند همان‌گونه كه پر از ستم شده است، آنگاه هر چه خدا بخواهد در زمین حكومت می‌كند.(59)


پی نوشت ها:
46) الملاحم والفتن، ص 343 و 344، ح 507؛ الحاوی و الفتاوی، ج 2، ص 48 و 58؛ منتخب الاثر، ص 163.
47) رجوع شود به كتاب «الملاحم و الفتن سید ابن طاووس»، ص 96 و 97، ح 64 و ص 135، ح 153 و ص 161، ح 211 و ص 177، ح 239 و 240، ح 460 و ص 345، ح 509.
48) الملاحم والفتن، ص 180، باب 197، ح 245.
49) كفایه الاثر، ص 93.
50) بشاره الاسلام، ص 32، بحار الانوار، ج 51، ص 83، ح 28، ینابیع الموده، ج 3، ص 298، غایه المرام، ص 700، و منتخب الاثر، ص 149.
51) عقد الدرر، ص 143؛ و الملاحم و الفتن، ص 148، باب 151، ح 180.
52) عقد الدرر، ص 149.
53) همان، ص 41.
54) بحار الانوار، ج 52، ص 226، ح 89، و غیبت نعمانی، ص 146، باب 10، ح 4.
55) الامام المهدی‌علیه السلام، ص 85، ح 12.
56) بحار الانوار، ج 46، ص 201، ذیل حدیث 77، والامام المهدی، ص 87، ح 22.
57) ابن حجر عسقلانی شافعی در كتاب «الاصابه» ذیل ترجمه حكیم بن عیاش كلبی جلد 1، صفحه 395، از «فواید» كوكبی روایت نموده، كه همین حكیم بن عیاش كلبی به سبب نفرین امام صادق‌علیه السلام با وضع عجیبی به هلاكت رسید، و داستان هلاكت او از این قرار است:
موقعی كه امام صادق‌علیه السلام شنید كه این شاعر اموی این‌گونه سخن سرایی كرده است، سخت منقلب شد، در حالی كه دستهایش از شدت ناراحتی می‌لرزید، آنها را به طرف آسمان بلند نموده، عرض كرد:
پروردگارا! اگر گوینده این شعر دروغگوست، كلب خود را بر او مسلط گردان.
طولی نكشید كه دعای امام‌علیه السلام مستجاب شد، و موقعی كه این شاعر بی ایمان عازم كوفه بود در بین راه شیری به او حمله‌ور شد و او را از پای درآورد.
58) عقد الدرر، ص 110، ارشاد مفید، ص 337، كافی، ج 8، ص‌209، بحار الانوار، ج 52، ص‌288؛ والمهدی، ص 51.
59) غایه المرام، ص 704، فراید السمطین، ج 2،ص 329، باب 61؛ و الامام المهدی، ص 307.

منبع: کتاب ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
نوشته: اسدالله هاشمی‌شهیدی






نوع مطلب : مهدویت در اسلام و دیگر مذاهب و ملل جهان، 
برچسب ها : ظهور، حضرت مهدی علیه السلام، دیدگاه، صحابه، تابعین،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : مهدی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :